تبليغاتX
دانشجویان پیام نور اسکو


این سایت مربوط به دانشجویان دانشگاه پیام نور است و هیچ ارتباطی به دانشگاه ندارد

 

 آرشیو موضوعی

طنز
علمی
آموزشی
سرگرمی
مذهبی
خبر
عاشقانه
بیقراری ها
کارت پستال
همینجوری
مرتبط با تاپیک
پیام نور

 آرشیو تاریخی

 پیوندها

 دیده ها

   RSS

 ] ماهیه تویه تنگ بلور
نویسنده: کاظمی
زندگی الآن ماها شبیه ماهی ای هست که توی تنگ بلور هست. تا وقتی که به این بلورمون قانع باشیم کاری به کار بلور ماهی های دیگه نداشته باشیم می تونیم احساس خوشبختی بکنیم ولی حالا تصور کنین که بیان برای این ماهی تصاویر اقیانوس و سواحل زیبا رو پخش کنن دیگه این ماهی کوچولو نمی تونه احساس خوشبختی بکنه این در حالیه که تصاویر سختی های زندگی توی اقیانوس رو بهش نگفتن.

ما هم دقیقا مثل همین ماهی کوچولو هستیم، تا زمانی که به داشته هامون قانع باشیمو برای پیشرفت خودمون تلاش کنیم می تونیم احساس خوشبختی رو توی ذهن خودمون زنده کنیم این دو روز دنیا رو با خوشی سپری کنیم

به نظر من وقتی خوشبخت هستیم که فقط برای این دنیا کار نکرده باشیم چون زندگی اصلی این نیست این فقط یه گذره

الان وقتی بیشتر به زندگی فکر می کنم احساس می کنم برای دیگران زندگی می کنیم نه برای خودمون، مثلا وقتی می خوایم کت رو تا کنیم طوری تا می کنیم که روش حفاظت بشه در حالی که جایی که برای ما مهمه روش نیست داخلشه ولی برای اینکه برای دیگران زیبا دیده بشه روش رو حفاظت می کنیم

چشم و هم چشمی هم که شده مصیبت، جنس های جور و واجور و عوض شدن مدلها هم شده دردسر و باعث شده همیشه احساس کمبود کنیم و احساس بدبختی بکنیم

امیدوارم بتونیم احساس خوشبختی رو به خونه های خودمون بیاریم و از زندگی لذت ببریم

نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:52

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مراسم روز معلم

 موضوع:

نویسنده: رنجگر
قرار نبود از دانشگاه بنویسیم اما حیفم اومد این مطلب رو ننویسم:

  • امروز جمعه تو کانون فجر اسکو مراسمی برای بزرگداشت روز معلم
  • برگزار شد. انصافامراسم بدی نبود
  • مخصوصا اینکه من اولین بارم بود این ازدحام دانشجو رو تو کانون می دیدم . شاید بدترین قسمت برنامه
  • اهدا جوایز به برخی اساتید بود که بهتر بود از همه اساتید مدعو تقدیر می شد.در ضمن
  • تو این مراسم قرار شد حدود ۸۰ نفر از دانشجویان دختر که تو قرعه کشی اسمشون در اومده
  • بود راهی مشهد بشن البته اینم بگم که بعضیا که اسمشون در نیومده بود با چشمی گریان کانون رو
  • ترک کردند. یادم نرفته بگم که ما هم بهمراه استادا یه جوجه کبابی صرف کردیم این آخری از همه مهمتر 
  • بود....

نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:50

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مزاح و واقعیت

 موضوع:

نویسنده: بهزادی
سلام. چند روز پیش با یه فارغ التحصیل ریاضی کاربردی صحبت می کردم.گفتم شرح حالشو براتون بگم . هم بخندید و هم بگرییم به حال خودمان. میگفتن بعد از فارغ التحصیلی ۳ ماه دنبال کار گشتن و پیدا نکردن البته این حرف مربوط به ۵ یا ۶ سال پیش هست. بعد یه روز در اگهی میبینن که کارگاهی کارگر فنی استخدام میکنه. زنگ میزنن و میگن که دیپلم ردی هستن و میرن اونجا. بالخره استخدام میشن اونجا. گویا اونجا سر کارگر بدلیل احساس یه سر و گردن بالا بودن ایشون را اذیت میکنن و میگفتن حتی ۳ ماه سر میز نمی گذاشتن ایشون غذا بخورن که کارگر تازه باید تنها بخوره. خلاصه بعد از ۷ ماهی بقدری خسته میشن و میرن پیش رئیس که استعفا بدن . بدلیل اینکه کارگر خوبی بوده و با نظم رئیس اسرار می کنه که بمونه .ایشون هم شروع میکنه داستانشو میگن. رییس متاسف میشه . و تصمیم میگیره که ایزو و غیره را یاد بدن به ایشون و راهنمایی میکنن که برن و مدیریت صنایع را بگیرن. و بعد از چند ماهی ایشون را به عنوان مدیر کارگاه به کارگران معرفی میکنه. و این شخص بعد از سختیهای زیادی که کشیده حالا وضعیت بدی نداره ولی قبول کنیم که با این لیسانس و کتابها و بدون استادی نمی تونیم کاری بکنیم. باید خیلی زحمت بکشیم و خودمون فکری به حال خودمون بکنیم. قابل ذکر هست که ایشون هم فارغ التحصیل  دانشگاه پیام نور هستن.

حالا  یه جک در این زمینه: یه لیسانس ریاضی کاربردی  کاری پیدا نمیکنه میره میگه بیسواد هستم و مشغول کارگری میشه. میفرستن به نهضت سواد اموزی برای درس خوندن و اونجا به خاطر زرنگ بودن کلی لوح هم میدن. یه روز سر کلاس میره جلوی تخته سیاه برای پیدا کردن مساحت ~فرمول یادش میره همه ی کلاس داد میزن که با انتگرال  حل کن......... کل کلاس نهضت  لیسانس ریاضی بودن

نمیخواستم ناامید کنم فقط تجربه ای را کسب کرده بودم خواستم به شما هم بگم که حواس بعضی ها جمع نیست و دلشون را به لیسانس خوش کردن روشن بشن و تکونی بدن به خودشون.

 

نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:41

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] فال حافظ

 موضوع:

نویسنده: مختاری
نو بهاریست در آن کوش که خوشدل باشی      *****      که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش      *****      که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

چنگ در پرده همین می دهدت پند ولی          *****          وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی

در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر ست           *****           حیف باشد که زکار همه غافل باشی

نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف                ******        گر شب و روز درین قصه مشکل باشی

گر چه راهیست پر از بیم زما تا بر دوست      *****              رفتن آسان بودار واقف منزل باشی

حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد              *****           صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی

نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 14:42

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] تالار گفتگو

 موضوع:

نویسنده: مختاری
من فکر کنم  خیلی حرفها در مورد خوشبختی موند که زده نشد ولی چون بچه خواستن موضوع وبلاگ عوض بشه بهتره ادامه نقد و برسی در مورد اون رو تو تالار ادامه بدیم وضمنا سعی کنیم موضوع هایی انتخاب کنیم که بشه در موردشون نوشت و ارزش فکر کردن داشت

بدرود

نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 12:53

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] عوض کردن موضوع

 موضوع:

نویسنده: رنجگر
تورو جونه هرکی که دوست دارین بسه از خوشبختی حرف زدن راستش اونی خوشبخته که به آرزوش

برسه ما که نیستیم...

چطوره در مورد جومونگ و سو سانو حرف بزنیم نه اونام بهم نرسیدن پس موضوعه خوبی نیست

چطوره در مورد اصلاح الگوی مصرف حرف بزنیم نه نه کار ما نیست

چطوره در مورد انتخابات حرف بزنیم بازم نه ما اهلش نیستیم

چطوره در مورد بیکاری بعد از فارغ التحصیلی حر ف بزنیم مثل بعضیا( اگه ناراحت نشن ) آره این خوبه

خواهشن دیگه از بدبختی حرف نزنین بچه های خوب باشه آفرین به همتون

نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 11:34

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] یعنی خوشبخت شدن اینقدر ساده است؟

 موضوع:

نویسنده: پوررضا


می خواستم بنویسم همه این حرفها قشنگه اما حس خوشبختی به خیلی چیزها بستگی داره که همشون دست خود آدم نیست اتفاقهایی که تقصیر شما نیست یا در بهترین حالت تقصیر هیچ کس نیست اما نتیجه اش اینه که یک عمر انسان رو دچار رنج و عذاب میکنند ،دلم نمی خواست حرفهای منفی و تلخ بزنم اما حقیقت اینه باجودیکه هنوز بخش بزرگی از چیزهایی که زندگی رو بهتر میکنند دست خود ماست اما بعضی چیزها هم هستند که دست ما نیست شاید بشه گفت بعضی هاشون قضا و قدر اند و بعضی هاشون هم به جامعه ای که توش زندگی می کنیم مربوط میشه .چطور میشه دچار بی عدالتی،تبعیض،ظلم و فساد زور گویی و کج اندیشی و انحراف در جامعه شد و با این وجود احساس خوشبختی کرد؟
بعضی کمبودها هم هستن که گاهی وقتها زندگی رو به کام انسان تلخ میکنند،منظورم کمبودهایی که از طرف کم کاری خود آدم حاصل میشه نیست منظورم کمبودهایی که از محیط بهمون تحمیل میشه،کمبودهایی که نمی تونیم در جهت رفعشون کاری بکنیم بعضی هاشون به مرور زمان رفع میشوند اما بعضی هاشون شاید برای همیشه مثل نیسگیل توی دلتون باقی میمونه،هرچقدر هم که مثبت فکر کنید باز لحظاتی میشه که دل آدم پر میشه بی اینکه دلیلشو بدونه،وقتی دقیقتر میشی میبینی بزرگترین دلیلش همین کمبودها  هستن،کمبودهایی که به بعضی هاشون آنقدر عادت کردی که فراموش کردی چنین نیاز و چنین حقی هم داری.

حرفهایی که گفته شد همشون درستند و در بهبود کیفیت زندگیمون بما کمک میکنند اما  همه چیز نیستند،اینکه بگیم رازه خوشبختی همین ها هستن یکم خوش خیالیه حداقل میشه گفت برای خوشبخت بودن،آدمها و محیط و جامعه ای که توش زندگی میکنیم  باید بعضی کیفیت ها رو داشته باشند

نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 11:19

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] موضوع جدید

 موضوع:

نویسنده: رنجگر
چطوره از این بحثهای کلیشه ای خارج شین موضوع جدید دوست داشتن......

نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 11:9

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  

Desigened by Ahad ------------------------------------------------------------------------- Copyright ©  2006 Oskupnu.com