تبليغاتX
دانشجویان پیام نور اسکو


این سایت مربوط به دانشجویان دانشگاه پیام نور است و هیچ ارتباطی به دانشگاه ندارد

 

 آرشیو موضوعی

طنز
علمی
آموزشی
سرگرمی
مذهبی
خبر
عاشقانه
بیقراری ها
کارت پستال
همینجوری
مرتبط با تاپیک
پیام نور

 آرشیو تاریخی

 پیوندها

 دیده ها

   RSS

 ] ماجراهای آقای نظافت

 موضوع: طنز

نویسنده:

ماجراهای آقای نظافت


آقای نظافت امروز صبح زود از خواب بیدار شده بود تا کارهای بزرگی انجام بده آخه دیشب دایی جون زنگ زده بود و گفته بود میخوان بنا به بند پ تو رو ارتقای مقامی بدهند و از این جریان در پوست خودش نمیگنجید فقط مشکل این بود که دایی جان گفته بود باید یه کارنامه روشن داشته باشی و آقای نظافت از آنجایی که چندان کارنامه روشنی نداشت در پی نیرنگی بود تا بااون کارنامه ای شفاف برای خود بسازد القصه به فکری عمیق فرو رفت تا بعد از به کار انداختن دوگوله خویش لامپی 100 وات بر روی سرش روشن شد و فهمید که چه کند زود پولی از منزل برداشت و به بازار زغال فروشها رفت تامقدار متنابهی زغال خوب سیاهکن بخرد و با خود بیاورد و این زغال را به زیر دستان خود بدهد و کمک کند تا انها را انچنان سیاه کند که کارنامه سیاه خویش در مقابل آن  سیاهی سفید به نظر بیاید و این بود قصه ای از آقای نظافت منتظر داستانهای بعدی باشین.

 

نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 15:36

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] یلدای بی قرار

 موضوع: همینجوری

نویسنده: خدابخش

خورشید آخرین غروب خزان پشت کوه رفت.

امشب شب تولد نوروز دیگریست.

فرشی ز برف بر سر راهش گشوده اند

چون نو عروس کرده به بر جامه سپید

تق تق...

صدای کیست؟

این وقت شب چه کسی کوبه می زند؟

بگشای در یلداست آمده

آورده با خودش آجیل و هندوانه و ظرفی پر از انار.

 

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 19:0

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] سنگ های بزرگ دانشگاه پیام نور اسکو

 موضوع:

نویسنده: ذوالفقاری
معلمي با جعبه‌اي در دست وارد كلاس شد و جعبه را روي ميز گذاشت. بدون هيچ كلمه‌اي، يك ظرف شيشه‌اي بزرگ و چند سنگ بزرگ از داخل جعبه برداشت و تا جايي كه ظرف گنجايش داشت سنگ بزرگ داخل ظرف گذاشت.

سپس از شاگردان خود پرسيد: آيا اين ظرف پر است؟

همه شاگردان گفتند: بله.

سپس معلم مقداري سنگ‌ريزه از داخل جعبه برداشت و آنها را به داخل ظرف ريخت و ظرف را به آرامي تكان داد. سنگ‌ريزه‌ها در بين مناطق باز بين سنگ هاي بزرگ قرار گرفتند. اين كار را تكرار كرد تا ديگر سنگ‌ريزه‌اي جا نشود.

دوباره از شاگردان پرسيد: آيا ظرف پر است؟

شاگردان با تعجب گفتند: بله.

دوباره معلم ظرفي از شن را از داخل جعبه بيرون آورد و داخل ظرف شيشه اي ريخت و ماسه‌ها همه جاهاي خالي را پر كردند.

معلم يكبار ديگر پرسيد: آيا ظرف پر است؟ و شاگردان يكصدا گفتند: بله.

معلم يك بطري آب از داخل جعبه بيرون آورد و روي همه محتويات داخل ظرف شيشه‌اي خالي كرد و گفت: حالا ظرف پر است.

سپس پرسيد: مي‌دانيد مفهوم اين نمايش چيست؟

و گفت: اين شيشه و محتويات آن نمايي از زندگي شماست. اگر سنگ هاي بزرگ را اول نگذاريد، هيچ وقت فرصت پرداختن به آن ها را نخواهيد يافت. سنگهاي بزرگ مهم‌ترين چيزها در زندگي شما هستند؛ خدايتان، خانواده‌تان، فرزندانتان، سلامتي‌تان، دوستانتان و مهم‌ترين علايق‌تان. چيزهايي كه اگر همه چيزهاي ديگر نباشند ولي اين‌ها باقي بمانند، باز زندگي‌تان پاي برجا خواهد بود. به ياد داشته باشيد كه ابتدا اين سنگ ها ي بزرگ را بگذاريد، در غير اين صورت هيچ گاه به آنها دست نخواهيد يافت. اما سنگ‌ريزه‌ها ساير چيزهاي قابل اهميت هستند مثل تحصيل، كار، خانه و ماشين‌. شن‌ها هم ساير چيزها هستند؛ مسايل خيلي ساده.

معلم ادامه داد: اگر با كارهاي كوچك (شن و آب) خود را خسته كنيد، زندگي خود را با كارهاي كوچكي كه اهميت زيادي ندارند پر مي كنيد و هيچ گاه وقت كافي و مفيد براي كارهاي بزرگ و مهم (سنگ هاي بزرگ) نخواهيد داشت. اول سنگ‌هاي بزرگ را در نظر داشته باشيد، چيزهايي كه واقعاً برايتان اهميت دارند.


شرح حكايت

كارها را بايد دسته بندي و اولويت بندي كرد و در زمان مناسب آنها را انجام داد. سنگ هاي بزرگ شما كدامند؟ به نظر شما با توجه به شواهد و قراین سنگهای بزرگ دانشگاه پیام نور اسکو کدامند ؟ اولی رو خودم می گم :«پیگیری مسایل مربوط به گرامی داشت مولانا »

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 18:37

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] روز ۲۳ ام آذر چه گذشت؟

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی
روز ۲۳ ام آذر چه گذشت؟

روز ۲۳ ام آذر نقطه عطفی در سیستم مدیریتی دانشگاه بود. سیستم مدیریتی باز یا نمی دونم چی چی این اسم رو خودم روش گداشتم یعنی چیز مخفی باقی نگذاریم (بماند که مخفی ها که پرسیده نمی شند)

و اما چه گذشت: توی این روز جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان از مسئولین دانشگاه برگزار شد که با تعطیل شدن کلاس ها (طبق روال قبلی) این جلسه با استقبال بسیار زیادی مواجه شد. اکثر سوالهای مربوط به حوزه معاونت آموزشی بود که جناب آقای رئیس به همین دلیل از جواب دادنش شفاف به اونها خودداری کردند و در اکثر موراد حل مشلات رو به آینده موکول کردند.

این بنده حقیر هم گفتم سوالهام رو یه جا جمع کنم و زودتر بپرسم چون هر چی دیر تر بشه سوالها سانسور خواهد شد پس زود یک کاغذ دست و پا کردم و سوالهایی که توی ذهنم بود رو نوشتم.

یکی مربوط به بودجه (همون بودجه فرهنگی که مربوط به دانشجوهاست) بود که نحوه صرف شدن و مقدار و چگونگی تخصیص رو پرسیدم و آقای رئیس در پاسخ به این پرسش مقدار بودجه رو ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان اعلام کردند و از گزینه های صرف این بودجه ۱- نشریات دانشجویی (!!!؟؟؟) ۲- برگزاری جشن ها (که اونم فرمودن یکی همین نزدیکی بود که بالغ بر ۱۰۰ هزار تومان خرج کردیم!!!) ۳- اردوهای فرهنگی تفریحی (به خدا تموم پول لازم برای اردوها رو از خود دانشجوها می گیرن و انم فقط برای سال اولی ها برای ترقیب به ادامه تحصیله) ۴- و مسافرت مشهد (...)

بعد ازجواب هایی که آقای رئیس دادن به جای اینکه از سوالهایی که توی ذهنم بود کمتر بشه بیشتر هم شد.

نشریه: فرمودند صرف نشریات دانشجویی میشه که در طول یک سال فقط یک یا دو شماره در کل نشریه دانشجویی داریم که اونم با مشکلاتی که سر بودجه پیش میاد دانشجویان بی خیال ادامه رود چاپ نشریه می شوند و نشریات در میانه راه باقی می مونند همین مثال زنده نشریه پارامتر بچه های ریاضیه که جناب رئیس فرمودند شما خرج های لازم رو بکنید و فاکتور بیارید آخه من می خوام بدونم یه دانشجوی بی چاره مگه چقدر پول داره که اول خرج کنه و با امید این باشه که این پول به دستش می رسه؟

و اما اردوهای دانشجویی: این اردوها فقط برای دانشجویان ورودی جدید برگزار میشه که اونم بیش از ۸۰ درصد هزینه های از خود دانشجویان گرفته میشه

برگزاری جشن ها: بزگترین جشنی که توی یه دانشگاه می تونه اتفاق بیوفته جشن روز دانشجو هستش که فقط به قول رئیس ۱۰۰ هزار تومان صرف این جشن شده. و در ضمن در ادامه هم باید اشاره کنم که اکثر جشن های برگزار شده در دانشگاه با همکاری بسیح انجام میشه که اغلب هزینه ها از طرف بسیج دانشجویی تقبل میشه.

و اما مشهد: خوب این یکی دیگه زیاد خرج داره همونطور که می دونید امسال دانشجویانی که موفق به کسب رتبه اول در رشتشون شده بودند به مشهد مقدس مشرف شدند و جاهای خالی با استفاده از گزینش های فراوان از میان اعضای فعال بسیج پر شد. و بماند که خیلی از کارمندان هم مدتی بود که یه مسافرت جانانه نداشتند که فرصت برای این کار هم به وجود اومد.

حالا جمع بندی این مبحث: طبق توضیحاتی که دیدید از ۸۰ درصد بودجه فرهنگی فقط ۱۰ درصد دانشجویان استفاده کردند و این عدالت بی همتایی به شمار می یاد. که باید در این مورد عنایات بیشتری صورت بگیره که لا اقل عده بیشتری از این بودجه استفاده کنند.

و اون سوال دیگری در مورد حراست دانشگاه بود. آخه از وقتی که مسئولیت این بخش به عده ای از دانشجوها واگذار شده شایعات زیادر در مورد گمانه زنی این که حراست های نا محسوس ما چه کسایی هستند و آیا بعضی از اعضای بسیج می توانند در این امر مداخله کنند؟ که در این مورد آقای رئیس شفاف سازی های لازم رو انجام دادن ولی فقط این افراد رو به صورت رسمی و علنی معرفی نکردند که جای بسیار گله و شکایت به وجود اومد.

امیدوارم از این نوع جلسات در دانشگاه بیشتر برگزار بشه چون هیچ چی هم نداشته باشه حس دموکراسی رو در بین دانشجویان بی می انگیزه.

تا جلسه پرسش و پاسخی دیگر خداحافظ

نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 14:57

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] هفه پژوهش

 موضوع:

نویسنده: ذوالفقاری
 

....بخت از آن كسي است

...که

 مناجات كند با كارش

و در انديشه يك مسئله خوابش ببرد

و كتابش را بگذارد در زير سرش

و ببيند در خواب

حل يك مسئله را

باز با شادي درگيري يك مسئله بيدار شود

ابن سينا

پاستور

گراهام بل

رازي

و اديسون

ادیسون

و ادیسون

            بشود...

(بخشی از قصیده ۲۰۰۰ مرحوم مهندس مجتبی کاشانی)

هفته پژوهش (۲۴-۲۹ آذر ) بر همه پژوهشگران٫ خصوصاْ دانشجویان PNU  مبارک باد .

 

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 20:37

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] روز دانشجو برای ماست؟

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی
روز دانشجو برای ماست؟

چند روزی از روز دانشجو نمی گذره. با بحث هایی که توی وب لاگ پیش اومد گفتم یه سر به دفتر خاطراتمون(آرشیو وب لاگ) بزنم ببینم می تونم ازشون چیزی پیدا کنم.

که به مطلبی که در مورد تاریخچه روز دانشجو زده بودم بر خوردم. بازم نشستم خودم (بهتره شما هم بخونید) و یه نتیجه هایی در مورد این روز گرفتم.

روز داشنجو مخصوص اونایی که پای چیزی که بهش اعتقاد دارن تا دم مرگ می ایستن و با هر تغییری عقیدشون رو تغییر نمی دن و غیر خدا از کسی نمی ترسن. نه مال اونهایی که مثل یه شاخه کوچیک در برابر باد به هر طرفی که باد بوزه به اون طرف تمایل پیدا می کنن و از کارهایی که کردن پشیمون می شن. و از همه به غیر خدا می ترسن.

مال اونهایی که برای تحقق یافتن نظرشون وا نمی ایستن نیگاه کنن که کسی براشون کاری بکنه بلکه خودشون آستین بالا می زنن و وارد گود می شن مشکلات رو لنگ می کنن. نه اینکه یه کناری بایستن و بگن که چرا برامون روز دانشجو نگرفتن و ال شد و بل شد.

مال اونهایی که طاقت دیدن رنج کشیدن دیگرون رو ندارن و راضی نمی شن کسی رو ناراحت کنن نه اونهایی که بزرگترین هدف زندگیشون ناراحت کردن دیگرانه و از خوشحالی دیگران ناراحت می شن.

راستش رو بخواین وقتی خاطرات سال پیش رو زنده می کردم یه بغضی تو گلوم جا گرفت بغض اینکه چرا یه جمع صمیمی و پر شور به خاطر هیچ و پوچ باید از هم بپاشه به خاطر تک روی بعضی ها به خاطر خودخواهیها به خاطر کینه به خاطر حسادت ... .

به امید روزی که همه اینها از بین برن و فقط و فقط صمیمت بین مردم حکومت کنه.

موفق باشید و پایدار

نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 11:31

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] رونق گرفتن وبلاگ

 موضوع:

نویسنده: مداح
بسم الله ارحمن ارحیم

با سلام خدمت دوستانم

مدتیه که وبلاگ مثل سالهای پیش رونق نداره وبه نظرمن برای رونق دادن وبلاگ در این موقعیت بهترین راه حل برگذاری جلسه ی وبلاگ می باشد

 

با تشکر دوستدار همدانشگاهیها 

وحید مداح

نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 23:46

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] شفاف سازی شایعات

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی
شفاف سازی شایعات

سلام (این کانت رو برای روشن سازی مسایل پیش اومده توی وب لاگ نوپای اخبار دانشگاه گذاشتم)

راستش رو بخواشن خيلي وقته با اين وب لاگ آشنا شدم و دروغ هم نگم خيلي از كارتون خوشم اومده ولي نمي دونم چرا هر كاري تو داشنگاه ميشه همه از چشم من مي بينن آخه چه ربطي داره
منو همه مي شناسن و خوب مي دونن كه اهل زير آبي و اين حرفا نيستم و حرفام رو كاملا رك و پوست كنده مي گم و ترسي هم از كسي ندارم كه بخوام پنهان كنم. پس لزومي نداره كه بخوام وب لاگي با اسم مستعار درست كنم ولي اينو مي دونم هر كسبي اين وب لاگ رو اداره مي كنه خيلي كار خوبي كرده آخه من بدبخت اومدم اسم خودم رو توي وب لاگ نوشتم فقط و فقط برام دردسر شد و هر چيزي شد از چشم من ديدن

حالا به همه 2 بهم زنها (يعني تمامي وژن هاش مي گم كه من ترسي از هيچ كسي ندارم و حرفام رو رك و پوست كنده مي گم

و علت اصلی اینکه کامنت های گذاشته شده توسط سردار و سکوت پاک نشده اینه که از کاری که شروع کردن خوشم میاد و ای کاش من از همون اول این کار رو می کردم

موفق باشين
ضمنا روز داشنجو رو به همه دانشجويان عزيز تبريك مي گم

نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 17:55

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] روز دانشجو

 موضوع:

نویسنده: ذوالفقاری
سلام

اولا روزدانشجومبارک

دوما یک سوال :

به نظر شما  بهترین تاثیری که روز دانشجو می تواندبر روی دانشجو بگذارد   چه چیزی می تواند باشد ؟

۱)این روز بی خاصیت ترین روز سال است

۲)گزینه ۱

۳) فقط گزینه های ۱ و ۲

۴)همه گزینه ها صحیح می باشند

نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 23:39

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] زلزله

 موضوع:

نویسنده: کاظمی
با سلام

خبر زلزله اگه هیچ خیری نداشت لااقل این خوبی داره که باعث جمع شدن مردم دور و بر هم میشه

چرا از زلزله می ترسیم یا بهتره بگم مرگ!!! واقعا چرا تا این حد از مرگ می ترسیم؟ ماهایی که اعتقاد داریم اون یکی دنیا خیلی بهتر از این یکیه؟

آخه حتی اگه گناهکار هم باشیم فقط به اندازه گناهمون مجازات می شیم.

توی یکی از آیات قرآن دیدم که معنیش این بود <آنهایی که گفتند ایمان آوردیم دروغ می گویند چون از مرگ می ترسند>

حالا پس یه دوایی برای درمان این ترس وجود داره و اونم تقویت ایمانه

ان شاء الله که ههمون بتونیم از این امتحان الهی سربلند بیرون بیایم

موفق باشین (به خاطر بریدده بریده بودن معذرت)

نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 13:55

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] تبریک به مسولین

 موضوع:

نویسنده: ذوالفقاری
کسب یک رکورد جدید در حیطه مدیریت بحران در نا کجا آباد

ساعت وقوع زلزله ۱۰:۱۰

ساعت اعلام زلزله ۱۱:۱۵

واقعا باید به خاطر مردم ناکجا اباد  متاسف بود . زلزله ۴/خورده ای ریشتری میاد  رسانه ملی فیلم لیلی ومجنون نشان میده . و این در حالیه که تجربه زلزله های گذشته می گه که بیشتر تلفات در پس لرزه ها اتفاق می افتند .ولی هیچ کس به فکرش هم خطور نکرد که شاید همه از این موضوع با خبر نباشند و نیاز به اطلاع رسانی باشه یا حداقل راه های برخورد با زلزله را یاد اوری کنند .

البته به نظر بنده ممکنه که کارمندان فهیم صدا و سیما در لحظه زلزله خدا رو شکر کرده اند که ساختمان صدا و سیما ضد زلزله ساخته شده و کسی اسیب ندیده .

به هر حال خدا رو شکر که کسی تو صدا و سیما اسیب ندیده  . چون اون وقت معلوم نبود که کی می خواهد به مردم نا کجا اباد فیلم نشون بده و یااخبار خاله زنکی پخش کنه .

نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 9:58

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آزمون استخدامی

 موضوع:

نویسنده: ذوالفقاری
يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بود:

شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس مي‌گذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.

 


ادامه مطلب

نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 23:31

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] طنز

 موضوع:

نویسنده: پور علی
۱. عاشقان همچون شمع می سوزند و هوا را آلوده می کنند. بیایید تا عاشقان را گاز سوز کنیم.

۲. طرف با یارو دعواش می شه و میگه : عجب گیر آدم خری افتادیم. یارو می گه خودت گیر آدم خری افتادی.

۳.توی برکه ی دلم تو تنها قورباغه ای.

۴.فیلم های ۸۶:  ۱. کارت سوخت برای دو نفر۲. دخترک بنزین فروش۳. بنزین ها ۴. به یاد بنزین ۵. با صد لیتر بنزین دور دنیا۶.من ترانه ۱۵ لیتر بنزین دارم.

۵.چهار دروغ دختر ها: ۱.قصد ادامه تحصیل دارم. ۲.فعلا قصد ازدواج ندارم.۳. اون قدر خواستگار دارم که نه گو و به همه جواب رد دادم. ۴. لطفا دیگه مزاحم من نشوید آقا.

۶. غضنفر از بس که قدش کوتاه بود که ذهنش بوی جوراب می داد.

۷.به یارو انگشت اشاره رو نشون میدن میگن این چیه؟ میگه انگشت دماغ.

۸. بچه کانگرو از مادرش می پرسد چرا ما اینقدر زشتیم؟ مامانه میگه ما که خوبیم. تو باید کسی را که این مطالب را می خواند ببینی.

۹.مثبت اندیشی یعنی اگه یک گنجشک روی سرت دستشویی کرد خوشحال بشی از این که گاو ها پرواز نمی کنند.

۱۰. از لقمان پرسیدند ادب از که آموخته ای؟ گفت : از کسی که این مطالب را می خواند.

                                                                                                                       پور علی

نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 21:46

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] حکمت

 موضوع:

نویسنده: پور علی
۱. چه بسیار کسانی که حرف می زنند بی آنکه چیزی بگویند.و چه کمند کسانی که کم حرف می زنند اما بسیار می گویند.

۲.جان فدا کردن برای دوست چندان مشکل نیست. مشکل پیدا کردن دوستی است که ارزش جان فدا کردن داشته باشد.

۳.زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید.ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟ زنده را تا زنده است قدرش بدان ور نه بر روی مزارش کوزه گل چیدن چه سود؟

۴.چارلی چاپلین: در دنیا برای همه جای کافی است پس به جای اینکه جای کسی را بگیری جای خودت را پیدا کن.

۵.پور علی:برای موفقیت در زندگی لازم نیست حتما نابغه باشی. فقط کافی است یک قدم از دیگران جلو باشی.

۶.هیچ وقت نگو وقت ندارم. به تو همان مقدار زمان داده شده که به انیشتین داده شده بود.

۷.دریا باش که اگر کسی سنگی به سویت پرتاب کرد سنگ غرق بشود نه اینکه تو متلاطم شوی.

۸.افسوس آن زمان که باید دوست بداری کوتاهی می کنی. آن زمان که دوستت دارند لجبازی میکنی و بعد برای آنچه که از دست رفته آه می کشی.

۹. هرگز غم گذشته را مخور و حسرت آینده را به دل نداشته باش. حال را غنیمت شمارتا غم فرصت های از دست رفته ی امروز را نخوری.

۱۰.به کعبه گفتم تو از خاکی و من هم از خاک. چرا من باید دور تو بگردم؟ جواب آمد تو با پا آمدی با ید بگردی. برو با دل بیا تا من بگردم.

۱۱.غم با همه نامردیش هر شب به ما سر میزند. ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا.

۱۲.من تماشای تو می کردم. غافل بودم که از تماشای تو خلقی به تماشای مند.

۱۳.در زندگی بارون نباش که فکر کنند که با منت خود را به شیشه می کوبی. ابر باش تا منتظرت باشند که بباری.

۱۴.بعد از غروب یک ستاره به گل آفتابگردان چشمک زد. اما گل آفتابگردان سرش را پایین انداخت و گفت: من به خورشید وفادارم.

۱۵.عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست                            تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست

                                                                                                                 با تشکر: پور علی

نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 21:23

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] چیستان

 موضوع: سرگرمی

نویسنده: پور علی
چیستان:

۱. پسری به عکسی نگاه می کند و می گوید این عکس پدر من است. اما من پسر این مرد نیستم. چرا؟

۲.یک نفر از طبقه ی سوم سقوط کرد و در حال جان دادن پلیس بالای سرش رسید و گفت: تو را چه کسی هول داد؟ جواب داد :ناصر. پلیس فورا به طبقه ی سوم آمد و دید در اتاق پنج نفر هست.پلیس بدون اینکه سوال وجوابی بکند آن مرد را دستگیر کرد. پلیس از کجا فهمید؟

۳.پنج نفر در بالونی نشسته بودند. یکی بالون سوار . دومی رفته گر. سومی معلم. چهارمی پزشک و پنجمی کسی بود که بمب اتم را کشف کرده بود. ناگهان بالبون سنگین می شود  و تصمیم می گیرند یکی را به پایین پرت کنند. آن یک نفر کدام است؟

۴.دوتا جوجه از خیابانی عبور می کردند. ناگهان اتومبیلی از روی هر دو عبور می کند. یکی له می شود و دیگری سالم می ماند. چرا؟

۵.سه مورچه روی یک خط می ایستند. از اولی می پرسند چند مورچه پشت سر توست؟ میگه:دو تا. از دومی می پرسند چند مورچه پشت یر توست؟ می گه: یکی. از سومی هم همین سوال را میپرسند. جواب می دهد: هشت تا. چرا؟

۶.چهار تا مورچه به حمام می روند. موقع بازگشت دو تا از آنها از حمام بیرون می آیند. چرا؟

۷. امروز هوا صفر درجه است. فردا دو برابر امروز هوا سرد می شود. فردا هوا چند درجه می شود؟                                                                                                                                            به کسانی که پاسخ صحیح دهند به قید قرعه دو لیتر بنزین اهدا خواهد شد.  با تشکر:پور علی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 20:53

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  

Desigened by Ahad ------------------------------------------------------------------------- Copyright ©  2006 Oskupnu.com