تبليغاتX
دانشجویان پیام نور اسکو


این سایت مربوط به دانشجویان دانشگاه پیام نور است و هیچ ارتباطی به دانشگاه ندارد

 

 آرشیو موضوعی

طنز
علمی
آموزشی
سرگرمی
مذهبی
خبر
عاشقانه
بیقراری ها
کارت پستال
همینجوری
مرتبط با تاپیک
پیام نور

 آرشیو تاریخی

 پیوندها

 دیده ها

   RSS

 ] نگوییم (بلی) وقتی می خواهیم بگوییم (نه)

 موضوع:

نویسنده: ذوالفقاری
(قسمت اول)

 حقوق ۱۰ گانه

    هر کدام از ما حق داریم :

 ۱) به درخواست و تقاضایی که از ما می شود , ((نه)) بگوییم.

 ۲) برای هر کاری که انجام می دهیم , به دیگران دلیل ارایه ندهیم.

 ۳) اجازه ندهیم , دیگران درخواستهای زیادی از ما داشته باشند.

 ۴) از دیگران بخواهیم , اشتباهی را که مرتکب شده اند و روی ما تاثیر منفی گذاشته است , اصلاح کنند .

 ۵) وقتی با دیگران صحبت می کنیم , بخواهیم به خواسته های ما گوش دهند .

 ۶) اگر دوست داریم , زمانی را تنها باشیم .

 ۷) خودمان رفتارهایمان را ارزیابی کنیم و فقط به ارزیابی های دیگران گوش ندهیم.

 ۸) اگر اشتباه کردیم , مسؤلیت ان را بپذیریم .

 ۹) نگذاریم مورد سو ء استفاده دیگران قرار بگیریم.

 ۱۰) احساسات و افکار خود را به صورت تمایل بیان کنیم.

(ادامه دارد)

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 23:17

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] عشق و دیوانگی

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: ذوالفقاری
 حکایت

در زمان های بسیار قدیم ‌‌‌‌٬ وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود ٬ یک روز,فضیلتها و تباهی ها دور هم جمع شدند ; خسته تر و کسل تر از همیشه . نا گهان ذکاوت ایستاد و گفت : بیایید یک بازی بکنیم ٬ مثلا قایم باشک ...

همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا فریاد زد : من چشم می گذارم . و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست دنبال دیوانگی بگردد ٫ همه قبول کردند .

دیوانگی جلوی درختی رفت و چشم هایش را بست و شروع به شمردن کرد:یک ...دو...سه...

همه رفتند تا جایی پنهان شوند . لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد . خیانت داخل انبوهی از زباله ها قایم شد . اصالت در میان ابرها مخفی شد . هوس به مرکز زمین رفت . دروغ گفت به زیر سنگ می روم ولی به ته دریا رفت . طمع در کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد.

ودیوانگی مشغول شمردن بود : ۷۹ ... ۸۰...۸۱... و همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمی توانست تصمیم بگیرد و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است . در همین حین  دیوانگی به پایان شمارش رسید . ...۹۵ ...۹۶ ... ۹۷ ... هنگامی که دیوانگی به صد رسید,عشق پرید و در بین یک بوته گل رز پنهان شد . دیوانگی فریاد زد : دارم میام ,دارم میام ... .

اولین کسی را که پیدا کرد , تنبلی بود , زیرا تنبلی ,تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود . لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود . دروغ در ته دریاچه و هوس در مرکز زمین ,یکی یکی همه را پیدا کرد ; به جز عشق .

او از یافتن عشق نا امید شده بود.حسادت در گوشهایش زمزمه کرد:تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است.

دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان آن را در بوته گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره تا اینکه با صدای ناله ای متوقف شد.

عشق از پشت بوته بیرون آمد.با دستهایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد.

شاخه به چشمان عشق فرو رفته بود.اونمی توانست جایی را ببیند.دیوانگی گفت:من چه کردم,چگونه می توانم تو را درمان کنم؟

عشق پاسخ داد:تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کاری بکنی,راهنمای من شو.

و اینگونه بود که از آن روز به بعد...

عشق کور شد و دیوانگی همواره همراه اوست . 

(( روزنامه سلامت , شماره ۱۲۶))

نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 19:16

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] معرفی

 موضوع:

نویسنده: ذوالفقاری
سلام دوستان

از اینکه دفعه قبل خودم رو معرفی نکردم متاسفم ,

ذوالفقاری هستم ترم اخر (ان شاءالله ) مدیریت بازرگانی

از اینکه من و به جمعتون پزیرفتین ممنونم و امیدوارم لیاقت همراهی با شما رو داشته باشم .

موفق باشید .

 

نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 22:18

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] فرا رسيدن عید سعيد فطر را به شما مهمانان الهي تبريـك و تهنيت ميگم.

 موضوع:

نویسنده: عظیم پور
 

 پیشا پیش فرا رسيدن عید سعيد فطر را به شما مهمانان الهي تبريـك و تهنيت ميگم.

شانه به شانه صف مي كشند. دستهاي نياز كه به سمت آسمان بلند مي شود. زمزمه اللهم اهل الكبرياء والعظمه و اهل الجود و الجبروت و... اوج مي گيرد. احساس مي كني پاهايت از زمين خاكي جدا شده و در فضاي ديگري سير مي كني. فضاي خلوص، تسليم و تقوا. اين حس، پاداش يكماه روزه داري خالصانه متقين است كه نصيب مومنين حقيقي مي شود.
شيريني كه به دهان مي بري و كامت در روز عيد شيرين مي گردد نشانه اين است كه در مابقي ايام سال نيز بايد به شيرينيها، خوبيها و خلوص رمضان وفادار بماني. اجازه نده كه تلخي گناهان ريز و درشت دامن زندگي و ثانيه هايت را بگيرد. خوب بودن فقط مختص يكماه نيست. خوب بودن را در سراسر زندگي به همراه داشته باش. اللهم اني اسئلـك خير ماسئلـك به عباد ك الصالحون و اعوذبـك مما استعاذ منه عباد ك المخلصون

                                           یا علی مدد -التماس دعا

 

نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:11

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] جشن مهرگان

 موضوع:

نویسنده:
ایرانیان باستان هر روز از ماه را به نامی میخواندند و در هر ماه که نام روز با با ماه یکی میشد آن روز را جشن میگرفتند که به آن جشن های ماهانه میگفتند.

جشن های ۱۲ ماه سال عبارت بودن از: فروردینگان(۱۹ فروردین) اردیبهشتگان(۳ اردیبهشت) خوردادگان(۶ خرداد) تیرگان(۱۳ تیر) امردادگان(۷ مرداد) شهریورگان(۴ شهریور) مهرگان(۱۶ مهر) آبانگان(۱۰ آبان)  آذرگان(۱۹ آذر) دیگان(۸/۱۵/۲۳ دی)بهمنگان(۲بهمن) وسپندار مذگان(۵ اسفند)

جشن مهرگان از زمان هخامنشی به طور باشکوهی برگزار میشد حتی زمان ساسانی در این روز تاجی به شکل آفتاب بر سر میگذاشتند.همچنین در ملوک خراسان قدیم در این روز به سپاهیان و ارتش لباس پاییزی میدادند.

جشن مهرگان از روز ۱۶ مهر تا ۲۱ مهر به مدت شش روز ادامه داشت که روز اول را مهرگان عامه وروز آخر را مهرگان خاصه می نامیدند.

یکی از سنت های دیرینه آن قربانی گوسفند طی مراسمی خاص با سرودها وادعیه های خود و بریان کردن آن در تنور و پخش آن در بین نیازمندان بود.

این جشن با تغییر تقویم در سال ۱۳۰۴ هجری شمسی تغییر کرد.

زمان قالی شویان در مشهد در اردهان را جلال آل احمد با این جشن هم پیوند دانسته است.

متاسفانه جشن مهرگان که قدمتی طولانی دارد در زمره جشن های فراموش شده قرار گرفته است. اما بیاید جشن های فراموش شده را زنده کنیم.جشن ها وادعیا ملی ومذهبی و تاریخی را بهانه ی برای شاد بودن و زدودن کینه و آلام روحی از دلهایمان قرار دهیم بیاید با برگزاری این جشن ها فاصله میان ترک و لر و کرد و.... همه اقوام ایران زمین را از بین برده و پیوند الفت را در بین یکدیگر محکم تر کنیم.

منبع :برگرفته از نوشته خانم رحیمی(ماهنامه موفقیت)

نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 12:54

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] علی (ع)

 موضوع: مذهبی

نویسنده: جباری

به نام خدا

  با سلام خدمت شما و عرض تسلیت به مناسبت شهادت مولای متقیان امام علی (ع)

  علی (ع) تنها کسی است که در بهترین مکان یعنی کعبه متولد شد و در بهترین خانه یعنی در خانه پیامبر اسلام تربیت یافت و در بهترین حالت یعنی هنگام خواندن نماز و در محراب مسجد به فیض شهادت نائل گردید.

  علی (ع) تنها کسی است که بالای منبر رفت و فرمود ای مردم هر سوالی که دارید از من بپرسید قبل از اینکه از میان شما بروم و تنها کسی است که فرمود من به راههای آسمان آشناتر از راههای زمین هستم و در آخر اینکه علی (ع) تنها کسیست که بیشترین مظلومیت رو به عمر خود دید ما در دبیرستان معلمی داشتیم که گفت : درست است که امام حسین (ع) به مظلومیت مشهور است و لی هیچ وقت مظلومیتش به مظلومیت امام علی (ع) نمی رسد چون امام ۲۵ سال به خاطر اسلام از حق خود که امامت باشد گذشتند و با آنهمه علم و عظمت و شان و مقام با کارگری زندگی ساده خود را اداره کردند و وقتی هم که مردم با او بیعت کردند بعدا اکثرشون از پشت به او خنجر زدند.

  و در آخر علی (ع) با مردمی زندگی می کردند که جاهل به تمام معنا بوده و فکر می کردند که اگر ایشان را در شب قدر به شهادت برسانند ثواب بیشتری خواهند برد و همین کار را هم کردند.

اللهم العن قتلت امیر المومنین

نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 11:50

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] شبهای قدر

 موضوع:

نویسنده: عظیم پور

                                           بسم الله الرحمن الرحیم

 

شبهای قدر :

شبهای نوزدهم ، بیست ویکم وبیست وسوم ماه مبارک رمضان

 

شب نوزدهم :

اول شبهای قدر است وشب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی وفضیلت آن نمی رسد وعمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه ودر آن شب تقدیر امور سال می شود وملائکه وروح که اعظم ملائکه است درآن شب باذن پروردگار بزمین نازل می شوند وبخدمت امام زمان علیه الستلام مشرف می شوند وآنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می کنند واعماال شب قدر بر دو نوع است ، یکی آنکه در هر سه شب باید کرد ودیگر آنکه مخصوص است بهر شبی. 

اما اعمالی که در هر سه شب مشترک است وباید انجام داد :

اول : غسل است  ( مقارن غروب آفتاب ، که بهتر است نماز شام را با غسل خواند )

 

دوم : دو رکعت نماز است که در هر رکعت بعد از حمد هفتمرتبه توحید بخواند وبعد از فراغ  هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَاَتوبُ اِلَیهِ ودر روایتی است که از جای خود بر نخیزد تا حقتعالی او وپدر ومادرش را بیامرزد.

 

سوم : قرآن مجید را بگشاید وبگذارد در مقابل خود وبگوید :  اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِوَمافیهِاسمُکَالاَکبَرُو،اَسماؤُکَ الحُسنی وَیُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار پس هر حاجت که دارد بخواند

 

چهارم : مصحف شریف را بگیرد وبر سر بگذارد وبگوید :

 اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَبِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَبِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ

ده مرتبه بگوید : بِکَ یا الله

ده مرتبه : بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه : بِعلیٍّ

ده مرتبه : بِفاطِمَةَ

ده مرتبه : بِالحَسَنِ

ده مرتبه :  بِالحُسَین ِ

ده مرتبه :  بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه :  بِمُحَمَّدِ بنِ  عَلِیٍّ

ده مرتبه :  بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه :  بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه :  بِعلیِّ بنِ عَلیٍّ

ده مرتبه :  بِعَلِیِّ بنِ  مُحَمَّدٍ

ده مرتبه :  بِالحَسَنِ بنِ  عَلِیٍّ

ده مرتبه :  بِالحُجَّةِ

پس هر حاجتی داری طلب کن .

 

پنجم : زیارت امام حسین (ع) است؛ که در خبر است که چون شب قدر میشود منادی از آسمان هفتم ندا میکند که  حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین (ع) آمده .

 

ششم : احیا داشتن این شبها است که در روایت امده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان وسنگینی کوهها وکیل دریاها باشد .

 

هفتم : صد رکعت نماز کند که فضیلت بسیار دارد ، وافضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مزتبه توحید بخواند .

 

هشتم : بخواند :اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ ....

 

اما اعمالی که مخصوص هر شب است وباید انجام داد :

شب نوزدهم :

اول : صد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَاَتوبُ اِلَیه

دوم : صد مرتبه  اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ

سوم : بخواند یا ذَالَّذی کانَ ...

چهارم : بخواند دعای اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ....

 

شب بیست ویک : فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است ، و باید اعمال آن شب را از غسل  واحیاء وزیارت ونماز ، هفت قل هوالله وقرآن بر سر گرفتن وصد رکعت نماز ودعای جوشن کبیر وغیر در این شب بعمل آورد ، در روایات تاکید شده در غسل واحیاء وجدّ وجهد در عبادت در این شب وشب بیست وسوم .

 

 با آرزویی قبولی تاعات وعبادات.التماس دعا داریم از همه امیدوارم که مارا هم در دعاهایتان فراموش نکنین.

                        التماس دعا

نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 20:32

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] تله موش

 موضوع: آموزشی

نویسنده: ذوالفقاری
تله موش

موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سر و صدا براي چيست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته‌اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .موش لب‌هايش را ليسيد و با خود گفت :«كاش يك غذاي حسابي باشد. اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه حيوانات بدهد. او به هركسي كه مي‌رسيد، مي گفت: «توي مزرعه يك تله موش آورد‌ه‌اند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . .». مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت: « آقاي موش، برايت متأسفم. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي، به هر حال من كاري به تله موش ندارم، تله موش هم ربطي به من ندارد». ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سر داد و گفت: «آقاي موش من فقط مي‌توانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي، چون خودت خوب مي‌داني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود. موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر، سري تكان داد و گفت: « من كه تا حالا نديده‌ام يك گاوي توي تله موش بيفتد!» او اين را گفت و زير لب خنده‌اي كرد و دوباره مشغول چريدن شد. سرانجام، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد، چه مي شود؟در نيمه‌هاي همان شب، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود، ببيند. او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده، موش نبود بلكه مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود. همين كه زن به تله موش نزديك شد، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت. وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود، گفت: براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست. مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد. اما هرچه صبر كردند، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد مي‌كردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد، ميش را هم قرباني كند تا با گوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد .روزها مي‌گذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد تا اين كه يك روز صبح، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاكسپاري او شركت كردند. بنابراين، مرد مزرعه دار مجبور شد از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .حالا، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بسته‌اي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!

شرح حكايت

به مسائل سطحي نگاه نكنيد. شايد مسائلي كه در نگاه اول، بي ارتباط با يكديگر به نظر مي رسند، به هم مربوط باشند.

نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 10:18

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] بحران
نویسنده: رنجگر
خدایا چنان کن سرانجام کار       که این دخترا همه شوند بیکار

طی دوسه سال اخیر دو مشکل عمده در جامعه ما پیش اومده :۱- اشتغال خانمها  

۲- درس خوندن دخترها بخصوص تحصیلات دانشگاهی                                 

در واقع کار کردن خانمها مشکلات زیر رادارد: ۱-بیکار ماندن یک پسر جوان ۲- ایجاد نوعی استقلال کاذب برای خانمها و دخترها ۳- کاهش ازدواج وافزایش طلاق ۴-افزایش بزه و بزهکاری ۵- ایجاد تزلزل خانوادگی و.....

امروزه اگر به ۵ آگهی نگاه کنید ۴تاش مال خانمهاست و یکی برای پسرها اونهم مشترک ویا اگه پاتونو به یک اداره بذارین می بینین که داره تعداد خانمها هرروز بیشتر میشه واگر دیدید در آینده دخترها به خواستگاری پسرها میرن و آقایون خانه داری میکنند تعجب نکنید.من از کلیت دارم حرف می زنم خوانواده هایی هم هستند که سرپرستشون خانمه اینها مستثنی هستند وکسی با اشتغالشون مخالف نیست و مشکل اون خانوم یا دختریه که میخواد در مقابل شوهرش یا پدر و مادرش کم نیاره.

اما در مورد درس خوندن دخترها مطمئنا هیچ فرد عاقلی قبول نداره که دخترها باید از علم دور باشند علم اصلا چیز بدی نیست اما باید قبول کنیم وبه خودمون دروغ نگیم که هممون بخاطر یه شغل خوب داریم درس میخونیم و هدف اول هممون همینه . فکر کنم منظورمو فهمیدید  پس اون دختری که مدرکشو میگیره میره دنبال کار و استخدام میشه پس همون کاسه همون آش.

حدود پنج شش سال پیش در هر کلاس سی نفره ۲۵ پسر و حداکثر ۵ نفر دختر بودند اما حالا کلا بر عکس شده حتی در رشته های مهندسی که ذاتا رشته ی پسرونه هستند هم داره تعداد به نفع دخترها افزایش پیدا میکنه

شاید بگین دخترها درس خونترند درسته تو دانشگاه ما اکثر نفرات برتر دخترند اما باید ببینید در چه شرایطی  در حالیکه اکثر پسرها طول ترم کار میکنند ودخترها بیکارند درثانی با توجه به سه چهار برابر بودنشون و رابطه خوبشون با اساتید همین انتظار هم میره در ضمن نفرات آخر کلاسها هم دخترها هستند

بهر حال عصر حاضر عصر زن سالاری و دختر سالاری در جامعه ی ما هست.

نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 18:22

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] 23 نکته برای سحر خیزی

 موضوع:

نویسنده:

در ادامه ی این مقاله 23 نکته برای رسیدن به این عادت ذکر شده بود که در نوع خودشان جالب هستند و به نظرم اگر کسی اراده کافی داشته باشد می تواند به این نکات این عادت بسیار خوب و مفید را در خود ایجاد کند:

1- محیط خوابتان را برای بیدار شدن مساعد کنید: جایی که در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یک عامل برای سحر خیزی باشد هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید سر زمانی که با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.

2- به اندازه کافی بخوابید: این یکی از عوامل اصلی است که سبب می شود افراد با زود از خواب بیدار شدن مشکل داشته باشند، در اصل داشتن خواب کافی زود بیدار شدن از خواب را چندین بار آسان تر میکند.

این بدان معنی است که بایستی کمی با خودتان برای رفتن به موقع به رختخواب جدال کنید و سعی کنید بر نگرانی از دست دادن ساعات انتهایی شب و بعضا نیمه شب پایان دهید و البته جای نگرانی هم نیست می توانید این ساعات را با سحر خیزی در فردا صبح به دست بیاورید.

3- کارهای روز بعدتان را در شب قبلش مشخص کنید: نوشتن و یادداشت کردن کارهای مهمی که قرار است صبح بعد از بیدار شدن از خواب انجام دهید می تواند اراده شما را در سحرخیزی

....


ادامه مطلب

نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 11:24

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مهمانی به جای افطاری

 موضوع: مذهبی

نویسنده: یوسفی نژاد
             بسم الله الرحمن الرحیم

حرمت ماه مبارک رمضان بر هیچ کس پوشیده نیست و کمترین حقی که این ماه مبارک و عزیز بر گردن ما دارد این است که حق را زیر پا نگذاریم و با یکدیگر صادقانه رفتار کنیم.آری ماه رمضان ماه اوج گیری بشر به سوی درگاه الوهیت است.ماه رمضان خط پایان تداوم معصیت هاست و خط آغاز خوب بودن است.روزه دار تا وقت معینی روزه می گیرد و از خوردن و آشامیدن بر حذر است و در وقت معین لب به طعام می زند.اگر راست بنگریم خواهیم دید افطاری خاص برای روزه دار است نه برای کسانی که روزه نیستند.نهایت شجاعت است که انسان بی دغدغه لب کلام را مطرح کند و بگوید:"من روزه نیستم"به این دلیل و آن دلیل.متاسفانه تا حدی این بدعت پیش رفته است که اکثر افطاری ها شکل اجباری در قالب مهمانی به خود گرفته است.آن هم افطاری با شکم سیر.و کسی که یک بار به افطاری رفته باید حتما افطاری بدهد در غیر این صورت روابط خانوادگی و آشنایی شان رنگ تیره به خود می گیرد.این جه قانونی است؟ در کدام مبحث قاموس مقدس چنین چیزی آمده است؟ روزه واجب است اما نه برای کسی که مشکل شرعی دارد.افطاری واجب است اما نه برای کسانی که سیرند.خوشا به حال کسانی که روزه نیستند اما حرمت روزه داران را نگه می دارند.این سعادت بزرگی است.

نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 12:0

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] قولوا اسلمنا و لا تقولوا آمنا

 موضوع: مذهبی

نویسنده: یوسفی نژاد
                                               بسم الله الرحمن الرحیم

آیامومنی هست؟ آیا یاری کننده ای هست که مرا یاری کند؟< هل من ناصر من ینصرنی>.این فقط یک کلام نیست بلکه هویت تمام و کمال دین است.جمله ای است که جامعه ی اسلامی بر روی آن استوار می شود و رفیع می گردد.دین مبین اسلام دینی است که اساس آن همدردی انسان ها با همدیگر است.حسین {ع} نیز نمونه ی کامل یک انسان عامل به دین بود و با این جمله می خواست حس نوع دوستی و همیاری بشر را که سال ها خفته بود بیدار سازد.حسین {ع} می دانست تیرگی بر قلب سپاه دشمن رخنه کرده است و هیچ امیدی بر بازگشت دوباره ی آن ها از دوزخ دنیا و آخرت نیست.اما باز این جمله را بر زبان راند.خواست به انسان های موخر بگوید دینداری بدون کمک و یاری برادر دینی پوچ است. حالا ما دنبال چه می گردیم؟ می خواهیم ادای مومن بودن را در بیاوریم؟ می خواهیم بدون ایمان به آخرت رستگار شویم؟ می خواهیم با چند رکعت نماز همراه با کسالت و تنبلی خود را جزء عارفان و شیوخ اسلام تلقی کنیم؟ می خواهیم بدون انجام هیچ کار خیری فردا با پیامبر محشور شویم؟ می خواهیم با این حس نوع دوستیمان جزو مریدان امام زمان {عج} باشیم؟ هیچ از خودمان پرسیده ایم که تا حال چه کار خیری انجام داده ایم؟ کدام فقیر را مراعات کرده ایم؟ به داد چه کسی رسیده ایم؟کی به یاد همسایه بوده ایم؟ کدام سخن ائمه را به جا آورده ایم؟.............

پاسخ به این سوالات هویت دینی مان را مشخص میکند. بله ما مسلمانیم اما.....خدا به فریادمان برسد.

نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 11:37

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] دانشجو در ملل مختلف

 موضوع: سرگرمی

نویسنده:
ژاپن: به شدت مطالعه مي‌کند و براي تفريح روبات مي‌سازد!

مصر: درس مي‌خواند و هر از گاهي بر عليه حسني‌مبارک، در و پنجره دانشگاهش را مي‌شکند!

هند: پس از چند سال درس خواندن، عاشق دختر خوشگلي مي‌شود و همزمان برادر دوقولويش که سالها گم شده بود را پيدا مي‌کند. سپس ماجراهاي عاشقانه و اکشن پيش مي‌آيد و سرانجام آن دو با هم عروسي مي‌کنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي‌شود!

عراق: مدام به تيرها و خمپاره‌هاي تروريست‌ها جاخالي مي‌دهد و در صورت زنده ماندن درس مي‌خواند!

چين: درس مي‌خواند و در اوقات فراغت مشابه يک مارک معروف خارجي را مي‌سازد و با يک دهم قيمت جنس اصلي مي‌فروشد!

اسرائيل: بيشتر واحدهايي که او پاس کرده، عملي است، او دوره کامل آموزشهاي رزمي‌ و کماندويي را گذرانده! مادرزادي اقتصاددان به دنيا مي‌آيد!

گينه بي‌صاحاب!: او منتظر است تا اولين دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبيله‌اي درس بخواند!

کوبا: او چه دلش بخواهد يا نخواهد يک کمونيست است و بايد باسواد باشد و همينطور بايد براي طول عمر فيدل کاسترو و جزجگر گرفتن جميع روساي جمهوري آمريکا، دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس مي‌خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضويت القاعده يا گروه طالبان در بيايد!

اوگاندا: درس مي‌خواند و در اوقات بيکاري بين کلاس، چند نفر از قبيله توتسي را مي‌کشد!

انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان دوره کواترناري! منقرض مي‌شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي‌خوانند!

ايران: عاشق تخم‌مرغ است! سرکلاس دروس عمومي، ‌چرت مي‌زند و سر کلاس دروس اختصاصي، جزوه مي‌نويسد! سياسي نيست ولي سياسي‌ها را دوست دارد. معمولا ليگ تمام کشورهاي بالا را دنبال مي‌کند! عاشق عبارت «خسته نباشيد» است، البته نيم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذاي دانشگاه را مي‌خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد و بيراه مي‌گويد! او سه سوته عاشق مي‌شود! اگر با اولي ازدواج کرد که کرد، والا سيکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار مي‌شود! جزء قشر فرهيخته جامعه محسوب مي‌شود ولي هنوز دليل اين موضوع مشخص نشده، که چرا صاحبخانه‌ها جان به عزرائيل مي‌دهند ولي خانه به دانشجوي پسر نمي‌دهند! او چت مي‌کند! خيابان متر مي‌کند و در يک کلام عشق و حال مي‌کند! نسل دانشجوي ايراني درسخوان، در خطر انقراض است!

نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 21:22

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  

Desigened by Ahad ------------------------------------------------------------------------- Copyright ©  2006 Oskupnu.com