تبليغاتX
دانشجویان پیام نور اسکو


این سایت مربوط به دانشجویان دانشگاه پیام نور است و هیچ ارتباطی به دانشگاه ندارد

 

 آرشیو موضوعی

طنز
علمی
آموزشی
سرگرمی
مذهبی
خبر
عاشقانه
بیقراری ها
کارت پستال
همینجوری
مرتبط با تاپیک
پیام نور

 آرشیو تاریخی

 پیوندها

 دیده ها

   RSS

 ] مولوی به جغرافیای ایران تعلق دارد اما تفکر او جهانی است

 موضوع:

نویسنده:
من از قومی دفاع نمیکنم(نه فارسم نه از فارسی دفاع کردم) فقط از ایرانی بودنم صحبت کردم واز مشاهیر کشورم.

علاقه به مبحثی دلیلی بر دونستن تمام موارد وکتابهای که در اون زمینه است نمیشه.

دوست دارین در ۲۰۰ یا ۳۰۰ سال آینده شهریار یه افغانی باشه.(افغانی بودن بد نیست اما شهریار یه ایرانی ترک زبانه)

برای برطرف شدن خیلی چیزا اگه دوست دارین به ادامه مطلب سر بزنید.مصاحبه روزنامه آفتاب در شماره۲۰۶۸ با مدیر کل تحقیق وآموزش وابسته به وزارت فرهنگ ترکیه. 


ادامه مطلب

نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:32

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] شعر طنز

 موضوع:

نویسنده: رنجگر
ابتدا لازم می بینم از شاعر گرانقدر نظامی عزیز بابت این شعرم که برگرفته از شیرین و فرهاد اوست عذرخواهی کنم و برای اینکه ایشان بنده را مورد لعن و نفرین قرار ندهند لطفا قبل از خواندن شعر فاتحه ای برای روح آن شاعر بزرگوار بخونید .

در ضمن اگه باعث ناراحتیتون میشه قبل از خوندن معذرت میخوام .

شیرین و فرهاد امروزی

بگفتا عشق شیرین برتو چون است                بگفت از شارژ موبایلم فزون است

بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب                   بگفت نه بابا بینمش هر روز نصف راه

بگفتا دل زمهرش کی کنی پاک                     بگفت طولی نکشد قدر یک ماه 

بگفتا گر کند چشم تو را ریش                       بگفت با سیلی جوابش می دهم بیش

بگفتا گر کسی آرد فرا چنگ                          بگفت آبرسان پر از همه رنگ

بگفتا گر نیابی سوی او راه                           بگفت سندی کنم ایمیل سوی او ماه

بگفتا گر بخواهد هر چه داری                          بگفت من هیچ نادارم جز قول خیالی

 بگفتا دوستیش از طبع بگذار                          بگفت به هفته نکشد این کار

بگفت از عشق کارت سخت زار است                بگفت عشق برو بابا خیال است

 

نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 20:15

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] تصویری از داخل خانه خدا

 موضوع: مذهبی

نویسنده:

نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 19:33

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] پیش بینی عجیب عارفان اسرائیلی درباره ایران و احمدی نژاد !!!

 موضوع:

نویسنده:

خاخام یهودی «باروخ آوراهام راکوبسکی» از اعضای ارشد جمعیت ارتدوکس بیت المقدس اعلام کرد: «بزرگان تورات و کابالا (کتاب فرقه عرفانی یهود) می گویند که به زودی جنگی بزرگ با معجزات آشکار رخ خواهد داد.»
به گزارش شیعه نیوز به نقل از سرویس بین الملل «جهان»، این خاخام یهودی گفت: « کابالیست‌ها (عارفان یهودی) هفته گذشته در اورشلیم جمع شدند
 و با بررسی عمیق کابالیتی نشانه هایی از طرق مختلف و از کودکان اتیست (در خود مانده) دریافت کردند که نشان می دهد به زودی جنگی درخواهد گرفت

 که معجزاتی مثل خروج بنی اسرائیل از سرزمین مصر به وقوع خواهد پیوست. منظور از معجزات آشکار هم معجزاتی است که علاوه بر کابالیست ها ، اشخاص عادی هم قادر به تشخیص آن خواهند بود.»
خاخام راکوبسکی افزود:« کابالیست ها به عنوان دلیل گفتند هر بار که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران از نابودی اسرائیل سخن گفته در عرض 48 ساعت بعد در سرزمین او زمین لرزه ای با شدت متوسط رخ داده است.

احمدی نژاد در این باره 5 بار اظهار نظر کرده و هر 5 بار در ایران زلزله آمده است!»

وی ادامه داد: «کابالیست ها همچنین گفتند به آنها الهام شده که آمریکا در بلند مدت دوست اسرائیل نخواهد بود و اسرائیل باید از فرصت کنونی و دوستی با آمریکااستفاده کند و علیه ایران دست به حمله نظامی بزند.»
 گفتنی است جمعیت دینی ارتدوکس اسرائیل درباره الهام گرفتن از بالا توسط کودکان اتیست، اختلاف نظر دارند.

در عین حال کابالیست مشهور «حییم کهن» که مریدانش ادعا می کنند چشم غیبی دارد به شاگردانش گفته است:« اکنون اسرائیل در وضعیتی است که توان حمله به دشمن و نابودی سریع آن را دارد
 و اکنون ما در دورانی هستیم که درباره آن گفته شده «خداوند برای شما خواهد جنگید.»

همچنین خاخام «حییم کانیوسکی» در پاسخ به سئوالی درباره ایران گفته است: «خداوند به زودی معجزات بزرگی برای ملت اسرائیل انجام خواهد داد.»
این خاخام نیز در بین جمعیت ارتدوکس یهودی به عنوان مطلع از امور غیبی شناخته می شود.

گفتنی است پس از انتشار گزارش کمیته تحقیق وینوگراد که در آن رسما" به شکست ارتش اسرائیل در جنگ 33 روزه با حزب الله لبنان اعتراف شد،
 وضعیت روانی طیف متعصب صهیونیست در اسرائیل به شدت آشفته شده و تلاش می شود با طرح چنین مواردی و دادن وعده معجزه در آینده از سوی
 برخی شخصیت های دینی همسو با سیستم ، از فشار روانی موجود کاسته شود.

منبع : شیعه نیوز

نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 21:13

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] ؟

 موضوع:

نویسنده: حسین اوغلی

اگر نفسی هست پس بیهوده نیستیم. اگر در اوج نا امیدی پا روی برگی خشکیده می گزاریم " بی درنگ بدانیم هستی به ما نیاز دارد و خداوند حکم به این امر دارد ...

اگر هراسان و نادان در پی چیزی نا مشخص هستیم کافیست از خود برون آییم و چون دیگری ناظر اعمال باشیم .  همچون بازی های مثل شطرنج و بیلیارد که شخص نظاره گر خارج از ذهنیات بازیکنان ِ آرام و آگاهانه روشهای بهتری سراغ دارد. کافیست ما هم بازیکن و هم ناظر خویش باشیم....

سؤال؟ .... امید دومین تکیه گاه است یا آخرین تکیه گاه ؟

نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 21:5

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] طرح آینده دولت برای بنزین چیست ؟؟؟

 موضوع: خبر

نویسنده:
در حالي كه بيش از پنجاه روز از طرح سهميه‌بندي بنزين مي‌گذرد، تشديد ترافيك در سطح شهر‌هاي بزرگ، حكايت از مصرف بيش از سهميه اکثر خودروهاي شهروندان دارد و اين، نشان‌دهنده زمينه اجراي طرح جديد بنزين از سوي دولت است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، بيشتر شهروندان، به ويژه در شهرهاي بزرگ و مناطق پر رفت‌وآمد، حدود دو برابر سهميه‌ ماهانه صد ليتري خود را مصرف كرده‌اند و تشديد ترافيك در اين شهرها، حتي موجب شگفتي و مشكوك شدن فرمانده نيروي انتظامي شده است.

در صورتي كه ادعاي مسئولان تبصره 13 و شركت پالايش و پخش فرآورده‌هاي نفتي درباره امنيت كارت هوشمند سوخت ناممکن بودن سرقت بنزين درست باشد، تنها احتمالات ممكن، فروش سهميه بنزين خودروهاي دولتي و عمومي در كنار اطمينان رواني جامعه به فروش بنزين مازاد بر سهميه توسط دولت است.

اظهارات رحيم مشايي، مبني بر اختصاص سهميه بنزين سفر نيز از جمله تقويت‌كنندگان اين زمينه است. با اين حال، برخي منابع از وجود سناريويي براي عرضه بنزين آزاد پس از رسيدن قيمت بنزين در بازار آزاد به سطح مورد قبول براي دولت خبر مي‌دهند.

قيمت بنزين در بازار سياه كه در هفته‌هاي نخست سهميه‌بندي كمتر از دويست تومان بود،‌ هم‌اكنون در شهرهاي بزرگ بين سيصد تا چهارصد تومان خريد و فروش مي‌شود و در صورت عبور قيمت در بازار آزاد از مرز پانصد تومان،‌ امكان عرضه بنزين آزاد توسط دولت، بدون آن كه موجب نارضايتي در جامعه شود، فراهم مي‌شود.

بسياري از تحليلگران اقتصادي و حتي رئيس‌جمهور و رئيس‌ مجلس،‌ عرضه بنزين آزاد در ماه‌هاي نخست را موجب ايجاد موج تورم در جامعه ارزيابي مي‌كردند؛ بنابراين، اين سناريو در صورت عبور بهاي بنزين در بازار آزاد از قيمت واقعي آن، عرضه بنزين مازاد توسط دولت با هزينه تمام شده،‌ موج تورمي ايجاد نخواهد كرد و حتي موجب افزايش رضايت مردم از اين اقدام خواهد شد.

با اين حال،‌ پخش اخباري از صداوسيما، مبني بر خريد و فروش بنزين در جنوب كشور به قيمت ليتري هفتصد تومان و نمايش تصاوير دوربين مخفي خريد بنزين در پمپ ‌بنزين‌هاي تهران به قيمت ليتري چهارصد تومان در كنار گزارش‌هايي مبني بر فروش بنزين مخلوط با آب در شهرهاي شمالي به قيمت ليتري ششصد تومان، نشان مي‌‌دهد كه در بسياري از مناطق كشور، مشكلات سهميه بنزين، موجب شده است تا مردم، هزينه‌هايي بيش از قيمت واقعي آن را بپردازند.
بحران عمومي كمبود بنزين كه با اتمام سهميه شش ماهه بنزين شهروندان در كمتر از سه ماه تشديد مي‌شود، ناشي از تشويق به افزايش و پيش مصرف كردن بنزين از سوي مسئولان است.
مشكلات شديد ناشي از كمبود مخزن و پمپ گاز براي خودروهاي دوگانه سوز نيز بخشي از دلايل تشديد مصرف بنزين در ماه‌هاي اخير به شمار مي‌رود
.    منبع : بازتاب

یه چیز هم من به آخر این خبر اضافه کنم هیچ دقت کردین که وقتی میرین پمپ بنزین مثلا می خواین ۲۵ لیتر بنزین بزنین . همین کار رو انجام میدین ولی همین ۲۵ لیتر طی مدت زمانی کمتر از زمان قبل از سهمیه بندی شدن بنزین ته میکشه ....

اگر فهمیدین مژده بدم بهتون که پمپ داران محترم بنزین رو با هوا قاطی می کنن که وقتی شما بنزین می زنید با فشار هوا بنزین وارد باک میشه و کانتر پمپ میزان هوا و بنزین وارد شده به باک رو نشون میده نه میزان بنزین وارد شده به باک خودرو

تو تبریز پمپ های آذربایجان و لاله درست بودن که الحمدلله ۲.۳ روزه اون ها هم همین کار رو یاد گرفتن (بنده شخصا امتحان کردم). مورد دیگه هم ایراد داشتن دستگاه های کارتخوان هست. این دستگاهها به میزان ۴/۰ لیتر خطا دارن به این صورت که وقتی شما دسته نازل رو رها می کنید با قطع شدن بنزین کانتر پمپ هم توقف می کنه اما کانتر دستگاه کارت خوان به میزان ۴/۰ لیتر از اعتبار شما کم می کنه. یه ایراد نرم افزاری هم داره که یکی از راننده ها در پمپ بنزین به من گفت اونم اینه که وقتی شما نا آگاهانه بصورت همزمان کارت خود را با شخصی در طرف دیگر وارد کارتخوان می کنید دستگاه به هیچ وجه گیر نمی کند و جمله ( نازل را بردارید) نمایش داده می شود واگر هم بخواهید کارت خود را خارج کنید دستگاه به میزان ۵/۳ لیتر از اعتبار کارت شما کم می کنه ( به همین سادگی)

 

نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 0:7

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] رضا زاده در جاده چالوس تصادف کرد !

 موضوع: خبر

نویسنده:

مدير مركز حوادث و فوريت‌هاي پزشكي استان مازندران، جزئيات تصادف حسين رضا زاده، قهرمان وزنه‌برداري كشورمان را تشريح كرد.

كاظم محمودي در گفت‌وگو با فارس گفت: حسين رضا زاده، شب گذشته مقارن ساعت 45/22 دقيقه از سمت مازندران به مقصد چابكسر در حال حركت بود كه خودروي آنان به علت لغزندگي جاده به كوه برخورد كرد.
وي با اشاره به اينكه اين حادثه در منطقه هزار چم جاده كندوان روي داده است، اظهار داشت: رانندگي خودروي حسين رضا زاده را اسماعيل اميري بر عهده داشت و باقري، ديگر قهرمان وزنه برداري كشورمان نيز در اين خودرو حضور داشت.

محمودي افزود: پرسنل مركز اورژانس 115 شهرستان چالوس پس از كسب اطلاع از پليس راه به محل حادثه اعزام و اقدامات اوليه را براي مصدومان حادثه انجام دادند.
وي خاطرنشان كرد: راننده خودرو از ناحيه دنده‌ها و پشت صدمات جزئي ديد و رضازاده نيز در ناحيه قفسه سينه دچار خراشيدگي سطي شده است.

مدير مركز حوادث و فوريت‌هاي پزشكي استان مازندران در پايان با اشاره به اينكه علي‌رغم اقدامات اوليه درماني، پايگاه اورژانس شهرستان چالوس براي انتقال مصدومان اعلام آمادگي كرد، گفت: حسين رضا زاده به اتفاق همراهانش پس از پذيرش اقدامات اوليه درماني محل حادثه را ترك كردند.

منبع : بازتاب

نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 20:37

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] محاسن دانشگاه

 موضوع:

نویسنده: عظیم پور

                                با سلام

دوستان امروز برای من ثابت شد که همه چی منفی نمیشه باید نیمه پر لیوان رو هم دید .

درسته که دانشگاه ما کوچیکه وشاید به قول بعضی ها مسئولان هم کم کاری کنن وظرفيت دانشگاه

کمه با اینکه پزیرش دانشجو هر سال زیاده.

ولی این کلبه کو چک دانشجوی ما محاسنی هم داره که نمیشه به صدتا دانشگاه بزرگ داد.

همین صفا وصمیمیت بین دانشجوهاش، برابری وبرادری و...ما تو دانشگاه اکثر دانشجوها

رو می شناسیم ودیگه تفکیک رشته نیست که بگه چه کسی با هم دوسته یا هم کلاسی؛بلکه

می گیم هم دانشگاهی هستیم ،فرقی هم نداره که چه رشته ای می خوانیم ؛مدیریت بازرگانی

باشه یا صنعتی،ریاضی ،اقتصاد ،حسابداری،...همه با هم دوستیم .

اینها رو مدیون همین کوچکی دانشگاه هستیم ،مخصوصاً مسئولان با مرامی که مثل یک

دوست با دانشجو برخورد می کنن.

لاقل اینو همه میدونن که این محیط یک محیط فرهنگی و دانشجویه، و دو نفر که با هم

صحبت میکنن رابطه دانشجوی با هم دارن.

در این میان نباید گفت که افکار منفی هم نداریم ؛ خوب این یک مثله عادی است،هیچ

جای رو نمیشه گفت که آری از منفی؛چون اون موقه دیگه مثبت هم معنای نداشت .

می خوام اینو بگم که البته این نظر منه،دانشگاهمون با همه معایبی که دوستان گفتن ؛

محاسنی هم داره که باید در باره اونا هم قضاوت دوطرفه کرد نه اینکه فقط نیمه خالی رو دید.

با تشکر وضمن ارض پوزش از دوستانی که معایب رو گفته بودن.

درسته اون هم لازمه اما هر چیزی یه جای داره.

البته میدونم از حوضه بحثمون دوره برا همین منظور از دوستان وبلاگ نویس پوزش می خوام.

نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 18:12

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] جواهری در ایران...

 موضوع: همینجوری

نویسنده: مختاری

واقعا جاي بحث دراه كه چرا رسانه ملي اينقدر ضعف داشته باشه !

ما داراي چنبن فرهنگ اصيل و غني هستيم و داري چنان شخصيت هاي بزرگي هستيم كه هر چه قدر بخواهيم مي تونيم سريال بسازيم و اونها رو به همه بشنا سانيم و ميشه روش كار كرد !ولي همه قضيه اينجا تموم نمي شه بلكه ، فكر نكنم به اين آساني بشه همه چيز رو ساخت ، اصلا شما خودتون جاي رئيش رسانه ملي چي كار مي كردين !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

علاوه بر اون ما هم بايد يكم ديدگاهمون رو نسبت به فيلم و سريال عوض كنيم و انو نه چيزي براي وقت پر كردن بلكه به عنوان نياز بپذيريم ، همين طنز چارخونه ،كه به قول شما تمام شخصيت هاش كليشه ايست،چيزي براي گفتن داره و اون مهمه !!!!! يعني تو هر حرفش حرفيه يعني ..... ولي بيشتر ما فقط از ادا و اطفارشون بيشتر خشمون مي ياد و ورد زبونون مي كنيم و تا سريال بعد ادامه دارد !!!!!!!!!!!!!!

در مورد جواهري در قصر هم

مهم نيست كه اونو چشم بادومي ها ساختن يا چقدر هزينه شده ، مهم اينه كه چقدر وقت پاش صرف مي شه و چي عايدمون مي شه ؟؟؟؟؟

ولي به نظر من سريال جالبيه و ارزششو داره ، يعني حرفي براي گفتن داره .درسته سريال از زمانهاي دور خبر مي ده درسته توسط كارگردان درجه ان ساخته شده ،ولي شخصيت هاش همگي آشناست در خلال داستان زندگي شخص آرماني رو به تصوير مي كشه كه در عمق ناكامي هميشه داراي اراده آهنيني است هيچ چيز نمي تونه حريفش بشه حتي شاه، با پشتكارش همه خواسته هاشو عملي مي كنه و زندگيش همش تكاپوست  تازگيست و هر شكستي هم براش پله ايه براي ترقي .  و در نگاه ديگه شخصيت هاي رو به رخ مي كشه كه هر كدوم به جاي خود تامل داره ! فكر كن ؟؟؟؟

ولي بايد روي رسانه ملي كار بشه و اين مهمه ‌

نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 15:53

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] نایست حتی اگر...

 موضوع: آموزشی

نویسنده:
در سال ۱۹۶۸ مسابقات المپیک در شهر مکزیکو سیتی برگزار شد. در زمان مسابقه ی هیجان انگیز دوی مارتون هیچ کس خبر نداشت که چه اتفاق عبرت انگیزی قرار است اتفاق بیوفته.

استادیوم مملو از آدم بود که دوندگان یکایک در میان تشویق تماشا گران خود را به خط پایان می رساندند وعده پس از عبور از خط پایان از فرت خستگی بلافاصله روی زمین ولو میشدن.

در مسابقه دو تا عبور نفر آخر داوران حق رفتن ندارن.

 بعد  از مدتی که همه تا نفر آخر از خط عبور کرد داوران آماده رفتن شدن مردم نیز آهسته استادیوم را ترک میکردنند که ناگهان خبر رسید نفرآخر هنوز در راه است و او کسی نبود جز استفن آکواری دونده سیاه پوست اهل تانزانیا که ظاهرا از ابتدای مسابقه مسدوم شده بود اما تا به اینجا هنوز در را بود. او آرام ولنگان لنگان چند قدم بر میداشت سپس می ایستاد دست خم میشد دست به روی زانو میگذاشت واستراحت کوتاهی میکرد و دوباره به راه میوافتاد.بعد از مدت ها به داخل استادیوم رسید.انبوه جمعیت لحظه به لحظه برای دیدن این نفر آخر که با آن وضع خود را بدینجا رسانده بود هر لحظه بیشتر و بیشتر میشد.

عده به طرف او میرفتن تا او را مانند بقیه که مسدوم شده بودن و کنار کشیده بودن منصرف کنند اماجان همه را کنار میزد ودر میان انیوه فلاش دوربین ها خود را هر لحظه به خط پایان نزدیک تر میکرد.

استادیوم نسبت به زمانی که نفر اول از خط عبور میکرد شلوغ تر شده بود ناگهان از گوشه ی از استادیوم صدای کف زدن عده ی بلند شد که ناگهان کل استادیوم را در برگرفت.

و بالاخره جان با استقامتی فراموش نشدنی از خط پایان عبور کرد.

فردا جان در پاسخ و اصرار خبرنگاران گفت:برای شماقابل درک نیست مردم کشور من مرا ۵۰۰۰ مایل به اینجا نفرستاده اند که فقط مسابقه را شروع کنم مرا فرستاده اند تا آن را به پایان برسانم.

این بزرگترین درسی بود که یه نفر به بقیه میتونست بده.(حالا کسی نفر اول یادشه)(منبع:مجله موفقیت شماره ۸۵)

حالا ما عضو نشدیم که اول جو گیر بشیم و تمام پستا پشت سر هم مال ما باشه بعد تنها یه اسم تو اعضا داشته باشیم اگه شروع کردین باید تموم هم بکنید زمان امتحانات همه وقت نداشتیم اما الان که تابستونه کل تابستون مسافرت بودید؟ که نمیخواید میتونید بگید پایانم اینجا بود پس دیگه اسمتون نباشه(البته ببخشید ها که اینقدر رک گفتم).

ما مثل دو به هم زنم نیستیم که چه جواب بگیره چه نه اونقدر در این مورد پشت کار داره که از حال و هوا نمیوفته.

نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 11:20

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] جواهری در ایران

 موضوع: همینجوری

نویسنده:

چند وقتي هست يه موضوعي ذهن من رو به خودش مشغول كرده و رفته رفته داره به يه علامت سوال بزرگ تبديل ميشه ...
اونم اينه كه ...
حتما شما سريال جواهري در قصر رو ديديد يا اگر نديديد اسمش رو شنيديد . با اين دامنه تبليغات وسيع كه روي اينترنت براي عكس ها وDVD هاي اين سريال به راه انداختن فكر نكنم كسي باشه كه بي خبر از اين قضيه باشه .
سريال جواهري در قصر همونطور كه مي دونيد قصه دختر جواني هست كه در دربار ملكه كار مي كنه و با
اطلاعاتي كه در زمينه پزشكي بدست آورده خودش رو پيش ملكه به مقامي رسونده البته نكات اخلاقي
و آموزشی اين فيلم خود جاي بحث داره ولي سوال من اينه كه
آيا كسي كه تنها هدفش خشنودي پادشاه و شادي اون در گرو شادي پادشاه هست چطور مي تونه بصورت الگو براي ما باشه
ما در ايران خودمون در فرهنگ و دين خودمون آنقدر شخصيت والا داريم كه هزاران مرتبه سرگزشت و سيره اونها عبرت آموز تر از هر فيلم و سريالي باشه افرادي كه تنها هدفشون خشنودي حق تعالي بوده نه خشنودي دربار سلطنتي!!!
واقعا جاي شكايت داره كه چرا رسانه ملي! به جاي توليد سريال ها و برنامه هايي كه ما رو با فرهنگ اصيل و ايراني خودمون آشنا كنه پول صرف خريد اين گونه فيلم ها مي كنه 
 ( اونوقت مياد شبها سريالي به اسم چارخونه پخش مي كنه كه همه بازيگر ها و قالب داستان كليشه اي هست )
 مجلات زرد هم دنباله روي اين كار شروع به تيتر زدن و خبر سازي هاي گوناگون مي كنن
 "يانگوم به ايران مي آيد!" "يانگوم بچه دار مي شود!" "پيام يانگوم به طرفداران ايراني خود!"
روي اينترنت هم سايت هاي گوناگون و لينك باكس هاي مختلف براي بالا بردن آمار بازديدهاشون از آب گل آلود ماهي ميگيرن ...
صحبت من اين نيست كه اين سريال كلا بيخوده بلكه صحبت من اينه كه نبايد فراتر از نكات آموزشي يك فيلم رفت بطوري كه شخصيت فيلم نقش قديس رو براي ما بگيره.
خدا رو شكر ما در فرهنگ غني خودمون اونقدر شخصيت كه برامون مايه افتخار باشه داريم
يعني از اين جهت خلا نداريم كه بخوايم با اين جور فيلم ها و افراد پرشون كنيم 
يادتون باشه اون عهدي كه ما ايرانيا علم نجوم و پزشكي و اصلا دين داشتيم اين چشم بادومي ها نه مي دونستن خدا چيه نه مي فهميدن علم چيه و عين انسان هاي عصر حجر تو جهل خودشون غوطه ور بودن
حالا چطور شده اومدن براي ما شدن اسطوره اخلاق و علم !
واقعا جاي بحث داره كه رسانه ملي چرا بايد اينقدر ضعف داشته باشه به جاي اينكه جوان هاي مملكت رو رجوع بده به گذشته خودشون يه فرهنگ وارداتي رو آورده تو كشور و كرده خداي همه !


نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 10:35

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] من فرستاده ی چه کسی هستم؟

 موضوع:

نویسنده: یوسفی نژاد
گویند چنگیز به هر شهری می رسیده ریش سفیدان آن شهر را به حضور می طلبیده و از آنها سوال می کرده است:آیا خدا مرا فرستاده یاخودم آمدم؟ اگر جواب میدادند خدا تو را فرستاده است میگفت :پس باید تسلیم باشید و اگر می گفتند از طرف خودت آمده ای می گفت:پس بروید شکایت مرا به خدا بکنید.در هر صورت دستور قتل عام مردم رامیداد.تا بالاخره به شهری می رسد.همه ی مردم می دانستند چنگیز همان سوالات را خواهد پرسید.جوانی بوده کم سن و سال و علامه . می گوید:من می روم و جواب چنگیز را می دهم.به حضور چنگیز که میرسد مورد استهزای وی واقع میشود.چنگیز به جوان میگوید:تو هنوز مو هم به صورت نداری! ما ریش سفیدان را می خواهیم.علامه می گوید:بز هم ریش دارد. اگر مردی به علم است من جواب میدهم.چنگیز همان سوال را تکرار میکند.علامه جواب می دهد:نه خدا تو را فرستاده و نه از طرف خودت آمده ای بلکه نادانی ما ایجاب کرده که تو بر ما مسلط شوی. چنگیز از این سخن خوشش آمده و حکم عفو شهر را صادر میکند.

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 21:5

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] زمان جلسه ۲۵ مرداد

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی
زمان جلسه ۲۵ مرداد ساعت ۱۰:۳۰ (همون ده و نیم خودمون)

سلام به همگی خسته نباشید

طبق آخرین اخبار "البته دانشگاه تعطيل هست ولي بسته نيست.پس نيازی به تغيير زمان يا مکان جلسه نيست."

پس زمان جلسه بدون تغییر همون ۲۵ ام مرداد ماه هست. این اطلاعیه رو امروز وارد کردم که همه مطلع باشن و اگه تونستن در جلسه شرکت کنن.

در ضمن موضوع کلی جلسه در مورد هدف وب لاگ هستش یعنی قراره هدف کلی وب لاگ رو تعیین کنیم پس همتون حاضر و آماده بیاین تا بتونیم بهتر تصمیم بگیریم. همچنین موضوعاتی که به فکرتون می رسه و باید توی جلسه مطرح بشه رو آماده کنین.

از همه عزیزان نویسنده درخواست می شه در این جلسه حضور پیدا کنند و در ضمن از عزیزان علاقمند نیز دعوت میشه در این جلسه حضور داشته باشن.

نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 22:1

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] شرحي بر شعر موشكي خواهم ساخت

 موضوع: پیام نور

نویسنده: پوررضا
آقاي رنجگر با هزينه كردن ذوق و قريحه خاص خودشان و با شجاعت به زيبايي به توصيف شرايط دانشگاه پرداختن
هر مصراع از شعر يك كتاب حرف است كه روح هر انسان آزاده اي را مي رنجاند به شرطي كه گوش شنوا داشته باشي مي تواني خود همه چيز را از لابه لاي اين سخنان بيرون بكشي اما بنده كه از دوستان نزديك استاد هستم بر خود وظيفه ديدم تا با علم ناقص خودم به تشريح اين شعر بپردازم مطمئنا كار بنده خالي از اشكال نيست و معاني بسيار ظريفتر از توضيحات ناقص بنده است اما اميدوارم بتوانم با اين كار خود قدم كوچكي در ادبيات معاصر برداشته باشم
موشكي خواهم ساخت
خواهم انداخت به ماه
دور خواهم شد از اين خاك اسكو اسكو در اينجا استعاره از همه درد و رنج هاي بشريه شاعر مي گويد با كسب علم و دانش روز بلاخره از اين درد و رنج و پارادوكس دور خواهم شد و به سمت آرمان شهر خود كه در اينجا ماه است خواهم رفت به اميد اينكه در آنجا كسي هست كه پاسخگوي سوالهاي بي پايان او باشد
كه در آن هيچ كسي نيست كه جواب سلامي بدهد در اين شرايط در اسكو نه تنها هيچ كس پاسخگو نيست بلكه جواب سلامت را هم نمي دهند (گويا شاعر مورد بي احترامي از سوي مسئولين قرار گرفته!)
جيبم از پول تهي شاعر در اينجا با شجاعت تمام به جنگ تظاهر و دورويي مي رود و از هر چه نفاق و دوريي هست ابراز انزجار مي كند و با صداقت تمام اعتراف مي كند كه جيبم از پول تهي است
و دل از آرزوي نمره بيست همچنان خواهم خواند
شاعر به آرزوهاي دست نيافته خودش اشاره مي كند و با حسرت آرزوي نمره بيست مي كند كه انگار تا كنون هيچ وقت در دوره دانشجويي اش نصيبش نشده و از طرف ديگر اميد خود را از دست نداده و سعي مي كند با تلاش به آرزوي خود برسد
نه به كتابها دل خواهم بست نه به استادها گويا شاعر به رمز موفقيت دست يافته و بعد از كسب چندين سال تجربه فهميده كه حتي نماينده هاي مجلس هم بيشتر از اساتيد به قول هاي خود عمل مي كنند ، همچنين فهميده كه حتي كتابها هم گاهي دروغ مي گويند و رمز نمره بيست نه در كتابها بلكه در جاي ديگري است
همچنان خواهم گفت
پشت كوهها شهري است
كه وسعت آن به اندازه يك مهد كودك دو طبقه است
شاعر با صداي بلند اعلام مي كند كه با وجود نا باوري و تمسخر شنودگان باز او دست از تلاش بر نخواهد داشت تا بلاخره ثابت كند كه پشت كوه ها دانشگاهي وجود دارد كه به اندازه يك مهد كودك دو طبقه است (گويا هيچ كس باورش نمي شود كه درساختماني به وسعت يك مهد كودك و با دو كلاس بشود به 5 رشته دانشگاهي سرويس داد و شاعر را مورد تمسخر قرار داده ومتهم به دروغ گويي مي كنند)
بامها جاي دانشجوياني است كه از امسال دانشجو مي شوند شاعر با محبت و دلسوزي نسبت به شرايط و معضلات جوانان احساس نگراني و همدردي مي كند و سعي مي كند با اين حرف زيركانه ما را وادار به تفكر كند
دست هر دانشجوي دانشگه برگه اعترضيست اين مصرع جزو آندسته از حرف ها هست كه وقتي بنده هم در غذا خوردن زياده روي مي كنم در خواب زمزه مي كنم احتمالا استاد در هنگام گفتن اين جمله دچار همان مشكل شده بودند
به اميد موفقيت هرچه بيشتر و اشعار تازه استاد

نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 20:12

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع:

نویسنده: اقدمی فرد
چقدر دلم هوس شعر كرده
شعرهاي قشنگي كه دلم ميخواهد بشنوم ‚ توي ذهنم رژه ميروند
؛من پري كوچك غمگيني را ميشناسم كه در اقيانوس مسكن دارد
ودلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد آرام ‚ آرام
پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه ميميرد و سحر گاه از يك بوسه به دنيا خواهد آمد . ؛
من پري كوچك زميني را ميشناسم كه بسيار دلتنگ است و نمي داند از چه
پري كوچك زميني كه هيچ نغمه اي نمي نوازد
پري كوچك زميني كه به اندازه يك كرم است و لباس مارمولك ها را ميپوشد
پري كوچك زميني كه با يك اخم ميميرد و با يك لبخند جوانه ميزند

من پري كوچك زميني را مي شناسم كه به بهانه اي ساده خوشبختي خود مي نگرد
من پري كوچك غمگيني كه شاد است .

نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 14:52

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] امان از این دانشگاه

 موضوع: پیام نور

نویسنده: رنجگر
نمی خواستم دیگه در مورد دانشگاه بنویسم اما مثل اینکه نمیشه .طبق آخرین اطلاعاتی که من از دفترچه ی راهنمای سراسری ۸۶ بدست آوردم امسال بیش از۳۰۰ نفر دانشجو وارد دانشگاه پیام نور اسکو میشوند همچنین از امسال دو رشته نیز اضافه شده که مدیرت صنعتی و مدیریت جهانگردی هستند که این دومی آخره مدیریته. بهر حال باتوجه به تراکم کلاسها در سال گذشته و برگزاری کلاسها در وقت ژتون در سال پیش خدا امسال به دادمون برسه.نخواستم مطلبم بدون شعر باشه

موشکی خواهم ساخت 

خواهم انداخت به ماه

دور خواهم شد از این خاک اسکو

که در آن هیچ کسی نیست که جواب سلامی بدهد

جیبم از پول تهی

ودل از آرزوی نمره ۲۰

هم چنان خواهم خواند

نه به کتابها دل خواهم بست نه به استادها

هم چنان خواهم گفت

پشت کوهها دانشگاهی است

که وسعت آن به اندازه ی یک مهدکودک دوطبقه است

بام ها جای دانشجویانی است که از امسال دانشجو میشوند

دست هر دانشجوی دانشگاه برگه ی اعتراضیست

نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 10:28

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] شعر طنز

 موضوع: طنز

نویسنده: رنجگر
اگه میخوای دانشجوشی                            دچاررنج و غم بشی

                  سراسری آزاد و ولش بیا کجا پیام زور

اگه میخوای عاشق بشی                           درس نخونی مشروط بشی

                    سراسری آزاد و ولش بیا کجا پیام زور

یکی عاشق درسو و یکی عشقش چیز دیگست

                                      برا یکی مهم نمرست واسه اون یکی چیز دیگست

پیام زور ای ول داره                        بچه های باحال داره

کتابای پوچی داره                          استادای شوخی داره

سایت داره وبلاگ داره                         بسیج و انجمن داره

بچه هاشون یه تیپی اند                     با لا و پایین ندارند

ترم اول عاشق میشند                      ترم بعدش مشروط میشند

اگه میخوای پایه ای شی یعنی زپایه قوی شی

سراسری آزاد و ولش بیا کجا پیام زور

اگه میخوای بی روح بشی از زندگیتم سیر بشی

سراسری آزاد و ولش بیا کجا پیام زور

نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 18:15

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] برای پروانه شدن بی پروا باشیم

 موضوع: آموزشی

نویسنده: نمک پرور
روزی دو کرم ابریشم در حال صحبت بودند که ناگهان پروانه ای زیبا از بالای سرشان رد شد.یکی از کرمها به دیگری گفت :"من هیچ وقت مثل این پروانه پرواز نخواهم کرد ." رویای پروانه شدن برای خیلی از ما نا ممکن به نظر می رسد شاید هم خیلی از ما فراموش کرده باشیم که قرار است پرواز کنیم.دگردیسی مثل آنچه در طبیعت اتفاق می افتد اجتناب ناپذیر است مگر این که خودمان مثل این کرم کوچولو ی داستان باورش نکنیم.دگردیسی تغییر بزرگی است که در آن شکل آدم عوض می شود  درون وبیرونش وبه ناچار محیطش عوض می شود.هیچ پروانه ای را دیده اید که روی زمین بخزد؟پس چرا خیلی از ما دست از کرم بودنمان بر نمی داریم و دوست داریم همین طور به زمین بچسبیم؟ برای اینکه پروانه شویم باید چیزهایی را تحمل کنیم .مدتی در یک جای تنگ و تاریک بمانیم.بعد تازه باید کلی تلاش کنیم پیله ای را که درست کرده ایم (یا برایمان درست کرده اند ) پاره کنیم وبیرون بیاییم.بعد هم معلوم نیست بیرون چه خبر است . ما هر چیزی را که نتوانیم در ذهنمان تصور کنیم به طور خودکار پس می زنیم و یک جور ترس از تغییر و ترس ناشناخته در وجودمان هست .

رفتار کلی اکثر ما این است که هرچه کمتر زندگی مان را تغییر دهیم کمتر مجبور می شویم خودمان را تطبیق دهیم و بنابراین زندگی آسانتر می شود .حالا اگر یک وقتی ایجادتغییر لازم یا ضروری شود آن را به چشم مبارزه و تلاشی طاقت فرسا نگاه می کنیم.

اما در این دنیای بزرگ هنوز هم کسانی هستند که از تغییر استقبال میکنند .منظورم آدمهای خیلی مشهور یا خیلی موفق نیستند  آنها که جای خودشان را دارند . منظورم آدمهای معمولی است اما آن معمولی هایی که نزدیک به طبیعت زندگی می کنند مثل بومی های قبایل.این آدم ها که کمتر درباره شان می شنویم روش خاصی در زندگی دارند.آنها از طبیعت الهام می گیرند و یکی از درسهای طبیعت این است :"تغییر را دوست و متحد خود بدار و بگذار به نفع تو عمل کند نه بر ضد تو." نگاهی به بعضی از این عناصر طبیعت مثل آب و باد بیاندازیم ببینیم چه قدر سیال و انعطاف پذیرند؟چطور به سرعت تغییر شکل می دهند؟ آب و باد در جهت تغییر  حرکت می کنندو آسانترین راه یعنی حداقل مقاومت را در پیش می گیرند. آدم هایی که بیشتر در طبیعت زندگی می کنند می توانند خودشان را به سرعت با اتفاقات هماهنگ کنند چون تغییر را فرصت می بیند نه تهدید.آنها از شگفتی و خود جوشی که به طور طبیعی همراه تغییر است با روی باز استقبال می کنند . یک نکته ی جالب دیگر در مورد این آدم ها این است که چون می دانند تغییر همیشه در حال وقوع و اجتناب ناپذیر است  به اتفاقات پیش از رخ دادنشان  و به طور شهودی پاسخ می دهند نه اینکه صبر کنند تا زندگی  آنها را مجبور به تغییر کند . برای خیلی از ما تغییر مساوی رنج و سختی است بنابراین یا نادیده اش می گیریم و چشممان را می بندیم  و یا اینکه با آن مبارزه می کنیم. اگر گاهی به خاطر عادت ها و باورها و شرطی شدگی ها  تغییر سخت به نظر می رسد به خاطر داشته باشیم که " حتی  کرم ها هم می توانند پرواز کنند  .فقط کافی است از پیله خود بیرون بیایند و خود را به باد بسپارند"    

نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 18:51

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] سوال رياضي از امام علي(ع)

 موضوع:

نویسنده: بهزادی

سوال رياضي از امام علي(ع)

شخصى به حضور امام على (ع ) آمد و پرسيد:

«عددى را به دست من بده كه قابل قسمت بر  1،2،3،4،5،6،7،8،9باشد بى آنكه باقى بياورد.»

امام على (ع ) بى درنگ به او فرمود:

                                  «اضرب ايّام اسبوعك فى ايّام سنتك ».

(روزهاى هفته را بر روزهاى يكسال خودت ضرب كن كه حاصل ضرب آن، قابل قسمت بر همه اعداد مذكور (بدون باقيمانده) خواهد بود.)

سؤال كننده هفت را در 360 (ايام سال) ضرب كرد حاصل ضرب آن 2520 شد، اين عدد را بر 2،3،4،5،6،7،8،9، 1تقسيم كرد، ديد بر همه اين اعداد قابل قسمت است بدون آنكه باقى بياورد.

                                            منبع: محمدي اشتهاري، محمد، داستان دوستان، ج 5

 

 

نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 19:0

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] سهم زندگی
نویسنده: رنجگر
سهم ما از زندگی چیه ؟

وقتی که بدنیا اومدی یه بچه ی توپل مپل بودی که همه تورو دوست داشتند بعد چند سال که بزرگ شدی و ۵ ساله شدی آرزو میکنی که هرچه زودتر بری مدرسه و درس بخونی. وقتی که ۷ ساله شدی میری مدرسه خیلی خوشحالی ودر دو سال اول با معدل ۲۰ شاگرد اول میشی خیلی ها از جمله خانم معلمت تو رو دوست دارند . تو این ساها فکر میکنی که در آینده دکتر میشی و میتونی خیلی ها رو معالجه کنی. بعد از ابتدایی وارد راهنمایی میشی تو این دوره هم شاگرد اول یا دوم کلاسی. توقعت کمتر شده فکر میکنی که در آینده یک مهندس خوب میشی. وارد دبیرستان میشی در سال اول دبیرستان کمی از نظر درسی افت میکنی در سال دوم انتخاب رشته میکنی بهرحال ۳ سال دبیرستان رو بهمراه یکسال پیش دانشگاهی سپری میکنی در سال آخردر کنکور شرکت میکنی اما مجاز به انتخاب رشته نمیشی سال بعد تواین فکری که خدا کنه یه رشته قبول بشم هر چی باشه خوبه. بازم کنکور میدی اینبار مجاز میشی . وقتی بهت خبر میدن که تو دانشگاه قبول شدی خیلی خوشحال میشی انگار خوشبخت ترین آدم روی زمینی. تو حال و هوای قبولی در دانشگاه هستی و اصلا به رشته فکر نمیکنی . بعد از چند روز وارد دانشگاه میشی به حدی جوگیر دانشگاه و قبولی در دانشگاه  میشی که حتی یکی از دو ترم اولو مشروط میشی. وقتی وارد سال دوم میشی دیگه فکر میکنی که بهتره درس بخونی اما هر چه بیشتر درس میخونی کمتر نتیجه میگیری. از ترم چهارم به بعد دیگه از هرچی درس و دانشگاهه بدت میاد و آرزو میکنی که ای کاش هیچ وقت وارد دانشگاه بخصوص این دانشگاه و این رشته نمیشدی. دیگه هیچ راه فراری نداری کم کم خانوادت هم ازت میپرسن که کی تموم میکنی با هرسختی که هست طی پنج شش سال لیسانس میگیری . اگه پسر باشی میری خدمت سربازی ماهها  میگذره خدمتت هم تموم میشه فکر میکنی که دیگه راحت شدی . اما یک هفته از پایان خدمتت نگذشته همه بهت گیر میدن که چرا بیکاری؟ میری دنبال کار ، این اداره و اون کارخونه و سه چهاربار امتحان بانک میدی اما چون بند پ ای نداری هیچ جا تورو قبول ندارن. بهرحال میری دنبال وام و قرض کردن پول بالاخره با هزار بد بختی یه تاکسی میخری فکر میکنی که داره وضعیتت خوب میشه . شب و روز کار میکنی تا قرضاتو بدی هنوز قرضها تموم نشده مادرت بهت گیر میده که ۲۸ سالته پس کی میخوای ازدواج کنی حرف مادرت منطقیه بهمین دلیل با مادرت چهارپنج بار میری خواستگاری اما هیچ کس حاظر نیست که دخترشو به یه راننده ی تاکسی بده. دیگه از همه چیز ناامید میشی فکر میکنی که بدبخت ترین آدمی و هیچ ستاره تو آسمون نداری. کم کم سنت به ۳۵ سال میرسه پدرومادرت هم پیر شدند خواهر و برادرانت هم دیگه پیش شما نیستند بعد از چند سال دیگه تنها میشی پدرومادرت هم به رحمت خدا رفتند وقتی سنت ۴۳ میشه یه شب به فکر روز هایی می افتی که در دانشگاه قبول شده بودی میزنی زیر خنده بعدش گریت میگیره میخوابی فردای آنروز این خبر تو محلتون میپیچه که فلانی به علت سکته مغزی مرد . خدا رحمتش کند.

نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 20:45

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] از نطفه تا جیفه

 موضوع:

نویسنده: یوسفی نژاد
                بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض ادب و احترام فراوان خدمت شما عزیزان امیدوارم مطالب ناچیز

گذشته رضایت خاطر شما را جلب کرده باشد. اگر هم نکرده این سید حقیر

را به بزرگی خودتان ببخشید.این شعر را تقدیم می کنم به تمام مردانی که

زندگی می کنند تا از همه چیز رهایی یابند نه آنکه رهایی را در زندگی

خلاصه کنند.

زندگی یعنی همان نه مرحله           اوج انسان سوی حق نه مرحله

اولی هستی به معنای عدم                راز او  رسوا شود  در هر قدم

دومی بالندگی در پیچ و  خم              اهرمن هر راست بنماید چو خم

سومی  آماده ی  بالغ  شدن                از  تمام  غصه ها  فارغ شدن

این چهارم جنگ بااهریمن است           ور ببازد  بدتر از اهریمن است

پنجمی احیای دین  احمدی                   چون شود نزدیکتر بر احمدی

این  ششم  آن سنت پیغمبرست                 حفظ نصف دین این پیغمبرست

هر که از دستور  وی دوری گزید          لاجرم روزی ز  وی دوری گزید

خان هفتم  مژده ی بابا  شدن              پشت او از غصه ها تاتا شدن

هشتمی غمنامه ی کوچیدنست             مشت  حسرت بر زمین کوبیدنست

خان آخر  نوبت مرگ و فنا                      این فنا باقی تر از هر نوع بقا

ای خدا  ای خالق ارض و سماء                     ای که در تسبیح تو  اهل سماء

ما همه عصیانگر راه توایم                  قاصر از هر امر و هر نهی توایم

کوتهی هامان ببخشا با کرم                 ای که  دارای همه جود و کرم

 

 شعر از : سید

 

نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 21:2

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] شهريه
نویسنده: رنجگر
سهميه بندي بنزين = افزايش شهريه دانشگاه پيام نور
از آثار مثبت سهميه بندي بنزين عبارتند از : 1- كاهش آلودگي هوا 2- كاهش ترافيك شهري 3- بهبود وضعيت اقتصاد كشور 4- رفع مشكل كمبود سوخت براي نسلهاي آينده 5- آشنايي مردم با صرفه جويي سوختي 6- افزايش شهريه دانشگاه پيام نور
شايد بگيد چه ربطي داره امروزه همه چيز بهم ربط داره همانطوريكه سهميه بندي بنزين باعث افزايش قيمت چهار پايان شده پس سهميه بندي بنزين با افزايش شهريه دانشگاه پيام نور مرتبطه .
بعد از اينكه دولت سال گذشته نتونست دانشگاه آزاد رو متقاعد به كاهش شهريه كنه بهمين دليل پيام نوري ها هم نخواستند از قافله عقب بيفتند نمي خوام زياد آب و تاب به مطلب افزايش شهريه بدم اما شايد افزايش شهريه چيز عادي باشه اما پيام نور كاري مي كنه كه در هيچ جاي دنيا مرسوم نيست و شايد نقطه عطفيه براي پيام نور آن هم افزايش شهريه ثابته كه نور علي نور است حالا چرا اسمشو شهريه ثابت گذاشتند شايد اسم ديگهاي پيدا نكردند. البته ما شنيديم كه چيزي كه ثابته تغيير نميكنه.
البته افزايش شهريه ميتونه دلايل ديگه اي هم داشته باشه از جمله جبران ده ها ميليون دلاره كه تيم فوتبال كشورمون در مسابقات اخير هزينه كرده و شايد دلايل ديگه اي هم داشته باشه. الله اعلم

نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 18:57

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من ××× آنکه البته به جایی نرسد فریاد است
نویسنده:
سلام خدمت همه دوستان
مدتي بود كه نبودم چون واقعا درگير و درحيرت اين همه تغيير و تحول يه دفعه اي بودم يه دانشجو مثل من كه نمي تونه حالا هرروز نه يك روز درميان
بره اسكو و برگرده با اين وضع درخشان بنزين يا در اين هواي گرم كشنده هلك هلك با ميني بوس.
يك روز قبل از تمديد 10 روزه ثبت نام اينترنتي بنده با تماسي كه با دانشگاه داشتم گفتن كه انتخاب واحد اول شهريور و بصورت دستي خواهد بود
ما هم با اين خيال خوش نشستيم تا اينكه تصادفا يكي از بچه ها فرداش رفت دانشگاه و با نگراني و داد و بيداد زنگ زد كه چه نشستيد انتخاب
واحد اينترنتيه. ما ( بچه هاي رشته حسابداري ) روغن داغ دستمون بود گذاشتيم زمين و يه گردهمايي فوري تشكيل داديم و بصورت كنفرانس
تلفني انتخاب واحد كرديم 3 نفر اپراتور كامپيوتر بودن با موبايل كنفرانس كرده بوديم بچه ها هر كدومشون يه گوشه ايران ( جاتون خالي ) البته قيافه
ما موقعي كه قبض موبايل مياد ديدنيه . گذشته از اين مباحث من خودم تمام بخشنامه هاي دانشگاه پيام نور رو بصورت ذخيره شده رو سيستمم
دارم نمي دونم آخه دانشگاه ما كه زيرمجموعه دانشگاه تبريزه بايد مطيع كامل باشه حتي در صورتي كه ناراضي باشه .
با هزار بدبختي انتخاب واحداينترنتي كرديم . شهريه شامل تخفيف شد . سيستم اشكال داشت .
بروز نبودن اين سيستم جديد ديگه واقعا نوبره آخه يكي نيست بگه درس زبان پيش دانشگاهي كه حذف شده ! ( من خودم پيش نياز نداشتم)
چرا بايد به عنوان پيش نياز درس زبان عمومي مطرح بشه كه موقع انتخاب واحد بنويسه عدم رعايت پيش نياز!!! بعد هم جلوش بنويسه تاييد شد؟؟؟
يعني اين سيستم از لحاظ بروز رساني اونقدر عقبه كه نمي دونه چه دانشجويي پيش نياز داشته يا نه. يا اصلا اين درس حذف شده يا نه!
نمي دونم ما كه بايد آخرش پرينت انتخاب واحد و قبض واريز نقدي رو بياريم دانشگاه اين واسه ما چه فرقي كرد
به جاي اينكه برگ انتخاب واحد رو با دست بنويسيم كامپيوتر واسه ما نوشت !!! ( سر و ته همون كار و مي كنيم )
آخرش هم بعد اون همه بدو بدو که را انداختن حالا میگن نشد دستی
در انتها بايد از راه اندازي وبلاگ اطلاعيه هاي دانشگاه پيام نور اسكو تشكر كنم كه واقعا به جا بود .

آخ آخ يادم رفت . خانم ابولزاده ورود شما رو هم به جمع نويسندگان تبريك عرض مي كنم اميدوارم با حضور شما وبلاگ ما پربار تر بشه .

تا بعد ...

نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 14:17

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] نمی دونم
نویسنده:
فکر کنم الان بهتر بتونم فکر کنم یاببینم.

امروز که برگشتم تازه سوتییای که دادمو میبینم.دستور زبان فارسی ۲۰.راستی خانم ابولزاده کی تشریف آوردن(خوش اومدید)فکر کنم اسم من الان دقیقا وسطی باشه.

با دوستا در موردش صحبت می کردیم.اول ازهمه نمیدونم چراهمه با سیو آخرین تاییدی که باید به دانشگاه بدن مشکل داشتن.

اخبار جدید وب دانشگاه گفته  که شهریه ها تغییر کرده. آخه وقتی هنوز با شهریه کنار نیومدن چطور اینقدر زود حتما باید انتخاب واحدی صورت میگرفت(باید همه چیز پیام نور جز اعجایب هفت گانه باشه)

هنوز با این اصلاحیه های که هر روز میاد و اصلا نمره ها قطعی نیست چطور میشه انتخاب واحد درستو حسابی کرد.

همه چیزم به حذف و اضافه موکول میشه( لابد اونم اینترنتی؟)چرا اینقدر باید اضافه کاری کرد. چرا از اول درست کاری رو انجام  ندیم.

تازه اینقدر اینترنتی اینترنتی کردن آخرشم گفتن از ۱۰ تا ۱۹ ماه  اگه اینترنتی نشد حضوری؟؟!!

تا اونجای که من دو ترم انتخاب واحد کردم روز درسا با ساعتشون مشخص بود حالا شاید استاد تغییر میکرد اما الان هیچی مشخص نیست.(شاید باز من کور شدم و برنامه درسا رو ندیدم؟) سال بالای ها قبلا هم اینجوری بود وقتی بعد تابستون ترم جدید شروع میشد؟

میگن تو پیام نور این موضوع که استاد کی باشه یا اصلا کلاس باشه یا نباشه مهم نیست(وقتی چند روز پیش تو دانشگاه این موضوعو گفتم)ولی باور کنیدمهمه چون ترم قبل کتاب خرد ما اونقدر بد ترجمه شده بود که اگه من سر کلاس نبودم همون نمره ناپلئونی هم نمیگرفتم.

چیزی که از اولش اینقدرمشکل داره خدا به داد بعدش برسه.امیدوارم برای این بار که امتحانی بود این مشکلات باشه بعدا بهتر بشه.

نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 11:43

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] به جهان سومی ها نیومده
نویسنده:
الان که زیادی مخم کار نمیکنه حسابی توی این گرمای تابستون داغ کرده.

امروز رفته بودم دانشگاه کارمو انجام داده بودم پولم تو حسابم بود پس خیلی راحت بعد از  انتخاب واحد از نوع اینترنتی پول هم واریز شد.

دیگه داشتم بال در میاوردم آخه تو بانک یاد ترم قبل افتاده بودم که از بس سر صف ۵ هزار کیلومتری ایستاده بودم دیگه موقع برگشت باید با ویلچر منو می بردن خونه. اما ای دل غافل رفتم پیش خانم بابای اولش هنوز هیچی نگفته گفتم "چقدر هوا گرمه" یه لحظه باد خنک اومد یه نگاه اینور اونور کردم یه کولر گازی بود یادم نیست دقیقا چی گفتم انگاری گفتم کولرو باش(بابا چکار کنم ذهنیت درست حسابی ندارم آخه اون لحظه یاد کولرای اهواز که برای دمای بالای ۵۰ هستن افتادم اونا اومد تو ذهنم این کولر زیادی کوچیکتر بود) خانم بابائی همچین نگاه کرد و گفت "ما که گرممون نیست"(تو دلم خندیدم گفتم" ما رو باش به یه گرما  نمیتونی اعتراض  کنی که ربطی هم به کسی نداره اون وقت داریم هی تو ای سایت در مورد چیزای دیگه اعتراض نامه صادر میکنیم چقدر دلمون خوشه ها" )

خلاصه خوب ضایع شدیم نه برای گرما برای اینکه دست از پا دراز تر برگشتیم چرا؟چون خانم بابای گفت مگه ندیدی برگه های انتخاب واحد و فیش واریزی برای تحویل به  دانشگاه برای هر رشته هر ورودی یه روز خاص تعین شده هست رو دیواره.خانم  اعلام شده!

من این اعلامیه ها رو تا اون روز ندیده بودم نمیدونم چرا لابد اون زمان رو زمین قدم نمیزدم رو کره ماه بودم.از این عادتا زیاد دارم که همواره کور و کر میشم.

خلاصه داشتم فکر میکردم این چه اینترنتی: باید یه بار رمز بگیرید.تهش که برای آدمای جهان سومی مثل ما که کارت اعتباری وجود نداره که راحت پولو پرداخت کنیم آخر و اولش تشریف میبرید بانک حتی از شماره فیش ومیشی هم خیری نیست که وارد سایت انتخاب واحد کنید در یک روز معین هم باید دانشگاه باشید و دستی همشو تحویل بدید با این حساب کارکنان هم همون کارای قبلی. مثل قبل که با دستی میدادی اونا هم کارشون رو انجام میدادن.

 لابد چقدر در این وقت با ارزش ما جونا که کل تابستون الافیه صرفه جوی میشه؟!

ما نفهمیدیم این که نه به نفع دانشجو نه کارمند دانشگاه پس کی این وسط راحته؟!(هیچ کس همش مثلا کلاسه)

تنها جنبه مثبت همون صف بانکه تموم شد و رفت. به کسای که کارت اعتباری ندارن یا لااقل این بساطا رو دارن اینترنتی نیومده.

اگه چه چیزی رو غلط نوشتم ببخشید گفتم که مخ بخار شده.

 

نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 14:33

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] به مرد بودن خود افتخار کنید

 موضوع:

نویسنده:
جییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغ حالا فکر کنم دیگه هیچ جا ساکت نیست.

یه عمری از هزاران سال پیش روز مادر در ایران باستان مرسوم بوده اما نمیدونم چرا پدرا مظلوم واقع شدن. چهار سالی هست که روز پدر مد شده اونم به مناسبت تولد امام اول حضرت علی.

روز پدر هم میتونه باعث باشه که در مورد آقایون چیزی بنویسیم(پس برای اونا هم میشه نوشابه باز کرد؟!)

به مرد بودن خود افتخار کنید:

همیشه از نام خانوادگی شما استفاده میشه.

برای مسافرت یک هفتگی تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.

در تمام شیشه های مربا و ترشی را شما باز میکنید.

دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارن.

لازم نیست کیفی پراز لوازم بی استفاده را همه جا دنبال خود بکشید.

اگر در ۳۴ سالگی هنوز مجردید کسی به شما ایراد نمیگیرد.

رنگ اجزای صورت شما در هر صورت طبیعی ست (البته در مورد بعضی از پسرای امروزی صدق نمیکنه)

با یک دسته گل میتوانید بسیاری از مشکلات را حل کنید.

وقتی میهمانی به خانه شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.

و بالاخره روزی یک پیرمرد موفق خواهید شد.

منبع:اینترنت

 

نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 11:1

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] روز 25 مرداد ماه

 موضوع:

نویسنده:
در جلسه اول با تصمیمی که با حضور اعضای محترم وبلاگ گرفته شد تصیم بر این منوال گرفته شد که جلسه بعدی در روز 25 مرداد ماه در زیر گرمای سوزان و داغ مرداد در دانشگاه پیام نور اسکو برگزار گردد لذا از کلیه عزیزانی که لطف کرده و تشریف آوردن و نیاوردن دعوت میشود در این جلسه عمومی حضور به هم رسانندArrow

نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 17:52

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] سیستم اکترونیکی انتخاب واحد؟؟!!

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی
سلام

امروز با اجازه همه کاربرهای وب لاگ تاپیکو عوض کردم آخه به ما نیومده چیز تازه یاد بگیریم!!!!

همون بهتر که در مورد مسائلی که برامون پیش میاد صحبت کنیم

پس بهتر دونستم حالا که همه مجبوریم از این سیستم الکترونیکی انتخاب واحد استفاده کنیم در موردش صحبت کنیم.

خوشبختانه این یه مسئله ای هست که دانشگاه هم در موردش مخالفه و تحمیلیه ...

پس بهتر می تونیم نظرات و پیشنهاداتمون رو بدیم

راستی بازم معذرت به خاطر عوض کردن تاپیک آخه دیگه داشت کم کم وب لاگ سوت و کور می شد.

منتظر مطالبتون هستم

موفق باشین

نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 11:52

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] نظر هر کسی قابل احترامه

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی
نظر هر کسی قابل احترامه

نظر هر کسی قابل احترامه و کسی نمی تونه برای عوض کردن نظر دیگران تلاش کنه اینو برای این نوشتم که نگین این یارو می خواد با این حرفاش نظر ما رو عوض کنه.

و اما موضوع اصلی که یه چند روزیه ذهنم رو مشغول کرده. اعدام در برابر دیدگان همه...

طبق آخرین آمار (ابته اینو از تلویزیون شنیدم) امید به زندگی در میان ایرانی ها ۷۰ سال و خوردیه ای هستش و این در صوریته که در کشور دوستمون فلسطین که هر روز به قول خودمون هزاران کشته می دن و روحیه ای برای زندگی ندارن این رقم ۷۶ ساله

اینو گفتم برای اینکه بگم حالا ۱۴۰۰ سال از ظهور اسلام می گذره و خیلی چیزا تغییر کرده

وقتی توی اون زمون برای کسی حکم سنگ ساری می دادن عکس و فیلم اجرای این حکم تو کل جامعه پخش نمی شد. که مردمی که طاقت دیدن اینجور صحنه ها رو ندارن از دیدنش دست بکشند.

فکر می کنم کسی نتونه توی این زمونه بدتر از صدام رو گیر بیاره. که از صحنه اعدام اون فقط چند ثانیه ای فیلم وجود داره که اونم بدون زجر و فلانه. (مطمئنم صدام کارهایی کرده که کارهای این سه نفر پیشش ذره ای هم به حساب نمی یاد)

مطمئن هستم که ۶۸ درصد دانشمندان جهان توی امریکا هستن و در کارهای جامعه شناسی که کردن فهمیدن که این جور صحنه ها باعث صدمات جبران ناپذیری در اجتماع می شه (که البته خیلی از این دانشمندان از جای جای جهان به اونجا سفر کردن. البته با این حرف نمی خوام درست بودن همه کارهای انجام شده توی جامعه امریکا رو خوب نشون بدم)

حالا چرا بعضی از مسئولان به انجام چنین اموری دست می زنن؟ شاید می خوان مردم رو از کارهای زشت و اشتباه دور نگه دارن ولی اینم رسمش نیست

چون حتی خداوند متعال که قرآن رو برای سعادت کلی (دنیا و آخرت) بشر فرستاده بیشتر برای هدایت به راه رات از روش تشویق استفاده کرده تا از روش ترساندن (تعداد آیه ها و سوره ها اینو نشون می دن)

شاید انجام این کارها یه جورایی باعث افزایش گناه و جرایم بشه

آخه تظاهر به گناه از خود گناه بدتره ...

حالا این نظر من بود. شما هم می تونین اگه نظری دارین بگین به جای اینکه جار و جنجال راه بندازین و بگین که این یارو ضد فلانه و بهمانه

نظر هر کسی محترمه

نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 11:17

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] اینترنتی؟؟؟؟؟؟

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی

قابل توجه کلیه دانشجویان

بدین وسیله به اطلاع  کلیه دانشجویانی که کد رمز عبور خود را دریافت نموده اند می رساند هرچه سریعتر جهت انتخاب واحد نیمسال اول ۸۷-۸۶ به سایت :

http://reg.pnu.ac.ir

مراجعه نمایند و لازم به ذکر است کلیه دانشجویان موظفند فیشهای خودرا

 از تاریخ ۱/۵/۸۶ تا تاریخ ۱۰/۵/۸۶ به حساب دانشگاه واریز نمایند( برای راحتی می توانند از همان شهر محل سکونت خود  مبلغ مورد نظر را حواله کنند)

تذکر ۱: دانشجویان رسمی باید مبلغ موردنظر را به حساب ۹۰۴۳۷ بانک ملی شعبه اسکو واریز یا حواله نمایند

تذکر ۲: دانشجویان فراگیر باید مبلغ مورد نظر را به حساب ۹۰۴۳۸ بانک ملی شعبه اسکو واریز یا حواله نمایند

تذکر ۳: لازم است کلیه دانشجویانی که از طریق اینترنت  انتخاب واحد می کنند از صفحه دروس انتخابی خود ( صفحه ای که بعد از زدن دکمه نهایی کد ثبت نامی ولیست دروس انتخابی شما به نمایش در می آید) یک پرینت بگیرند ونزد نگه دارند تادر تاریخهای تعیین شده  به دانشگاه تحویل دهند

(فقط تونستم این شکلکها رو بفرستم این اخبار همین امروز روی وب لاگ اطلاع رسانی دانشگاه قرار گرفته حالا می گن انتقاد نکنین  چطوری آخه شما بگین؟؟؟ )

نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 14:24

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] به چه قیمتی؟؟؟؟!!!

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی
ماجرای اعدام در تبریز

به چه قیمتی؟؟؟؟؟!!

یه چند روزی از اعدام دو مرد و یک زن که قاتل اعلام شده بودند می گذره
حالا دیگه کسی رو نمی شه پیدا کرد که در موردش حرف نزنه و نظرش رو نگه
فیلم های اعدام هم که به لطف گوشی ها همه جا پخش شدند و دست هر پیر و جوون دیده می شن حتی می گن خود نیروی انتظامی فیلمی از این برنامه گرفته و به صورت سی دی و فایل های مناسب برای گوشی ها پخش کرده.
حالا منطق این کار:
به نظر من این کار یکی از بی منطق ترین کارهای دنیاست که توی دو سه ساله اخیر توی کشورمون باب شده منظورم اعدام در میان جمعیت هستش
اون هم به شکلی که واقعا زجرناکه
آخه می دونین توی اعدام معمولا شخص بر اثر افتادن و در اثر ضربه ای که به وجود می یاد در جا می میره و هیچ چیزی حس نمی کنه
ولی توی این سیستمی که با جرثقیل اجرا می کنن خفگی باعث مرگ میشه و شخص حدود 4 تا 5 دقیقه طول می کشه که بمیره و این زمان زمان زجر هستش
هیچ جای دین مبین ما چنین چیزی وجود نداره فقط و فقط می شه در خواست مرگ طرف قاتل رو داشت تا اون ور به حساب کارهایی که کرده برسن ولی ما خودمون میایم و زجرش می دیم و بعد می گیم حقشه؟؟؟؟!!!!
حتی توی صندلی الکتریکی که توی امریکا به کار گرفته می شد این حد زجر به طرف وارد نمی شد که این سیستم در اثر مخالف جهانی و حتی خود ما ایرانی ها منسوخ شد.
آیا صرف عبرت آموزی می تونه باعث بشه که ما هر کاری بکنیم و با احساسات مردم بازی کنیم
شاید مسئولان این موضوع رومی دونن و خودشون عمدا و برای ایجاد ترس در بین مردم این کار رو می کنن. ترس از پلیس . نظام . سازمان اطلاعات و غیره
شاید هم خودشون هم نمی دونن که چیکار دارن می کنن و باعث زده شدن مردم از سیستم می شن
امیدوارم که مسئولان کشور با دیدی بازتر به مسائل نگاه کنند.

نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 14:16

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  

Desigened by Ahad ------------------------------------------------------------------------- Copyright ©  2006 Oskupnu.com