تبليغاتX
دانشجویان پیام نور اسکو


این سایت مربوط به دانشجویان دانشگاه پیام نور است و هیچ ارتباطی به دانشگاه ندارد

 

 آرشیو موضوعی

طنز
علمی
آموزشی
سرگرمی
مذهبی
خبر
عاشقانه
بیقراری ها
کارت پستال
همینجوری
مرتبط با تاپیک
پیام نور

 آرشیو تاریخی

 پیوندها

 دیده ها

   RSS

 ] پروژه

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی

سلام

بازم باید تاپیک عوض کنیم یه پروژه جدید شروع شد. فکر می کنم این روزها تنها نویسنده فعال وب لاگ منم البته آقا سینا هم هستند

 راستی اون وب لاگی که آقای پور رضا نویدش رو داده بودن در حال کاره دوسه روزه آماده میشه (ان شا ا..) راجع به قوانینش هم هر چه زودتر صحبت کنیم بهتره تو نظراتتون منتظر هستم

و اما داستان تاپیک ما دیگه نمی خوام زیاد کشش بدم تو پیشنهادهای قبلی یه تاپیک بود که عشق بود که من هم فکر می کنم دیگه به اندازه کافی بزرگ شدیم که بتونیم در موردش حرف بزنیم. البته نظرتون رو در مورد تاپیک هم بگید که اگه با موفقت روبرو بشه فردا تاپیک رو عوض می کنم

حالا رسیدیم به آخر پست می خام آخرش شیرینباشه برا همین براتون تو این قسمتش دو تا فلش می زارم که امیدوارم ازشون خوشتون بیاد البته یکی از اونها کار خودمه (شاید یه کم طول بکشه منتظر باشید)

1- جزوه (کار خودمه)             2- داستان عشق واقعی

راستی سرتون گرم این فلس ها نشه یه وقت نظر ندین ها من برای تاپیک و قوانین منتظرم

نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 19:36

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] 29 بهمن

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی

۲۹ بهمن گرامی باد

29 بهمن

اونقدر سرمون رو به آزادی بیان مشغول کردیم که یادمون رفت این آزادی که الآن داریم راجع بهش حرف می زنیم مرهون چه روزهایی هستیم. روزهایی که پدرهای ما، برادر های ما و دوستان ما برای دفاع از عقاید و هدفهاشون شهید شدند و در راه آزادی خون دادند همین امروز یعنی 29 بهمن یکی از همین روزهاست روزی که تیپ و قیافه و کلاه و کفش و این جور چیزا اهمیت نداشت تنها چیزی که اهمیت داشت هدف بود هدفی عالی که باعث می شد مردم بخاطرش دست از جون خودشون بکشند و در برابر ظلم بایستند.

پس بیاین خون اونها رو گرامی بداریم و با ادامه دادن راهشون اونها رو از خودمون راضی کنیم.

نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 11:33

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] تعریفی از لیبرالیسم

 موضوع: آموزشی

نویسنده:
ليبرال ها اعم از راست وچپ مى گويند كه در جهانى كه همه چيز دگرگون شده وهر روز شاهد تغييرات جديد و گاهى بنياد برانداز در ارزشها، نگرشها و هدفهاى زندگى هستيم و اين شتاب پيوسته بيشتر مى شود بايددر فكر ساختن چارچوبى جديد براى زندگى سياسى ، اجتماعى و اقتصادى بود كه گنجايش اين همه تعدد ، تكثر و تنوع را داشته باشد. يكى از مهمترين اين چارچوبها كه هم از معايب سرمايه دارى لجام گسيخته دور باشد و هم از تبهكارى هاى كمونيسم، ساخته و پرداخته و پيشنهاد شده جان رالز است.
در فلسفه جان رالز اولين چيزى كه جلب نظر مى كند اين است كه او با استفاده از يكى از قديمى ترين و معروف ترين تدبيرهاى فيلسوفان ليبرال يعنى نظريه «پيمان اجتماعى » يا «قرارداد اجتماعى » نظريه خود را بنا مى كند.
دوچيز هميشه مشغله ذهنى و دغدغه فكرى فيلسوفان بوده است. يكى اينكه با توجه به تأكيدى كه به فرد و آزادى فردى و برابرى افراد مى شود چگونه بايد از آنارشيسم و هرج و مرج جلوگيرى كرد و چه نهادى بايد پديد آورد كه تنازع و تعارض بين هدفهاى فردى را حل كند تا زندگى مدنى بتواند به مسير آرام و عادى بيفتد.دوم اينكه چه چيزى به اين نهاد يا بناى سياسى طبيعى كه به آن «دولت» گفته مى شود مشروعيت مى بخشد.
ليبراليسم مكتب اصلاح طلبى است نه مكتب انقلاب. بنابراين، اين حرف كه همه چيز را بر مى اندازيم و بنياد جديدى در مى اندازيم براى ليبرال ها از جمله جان رالز قابل قبول نيست. حاكم حكيم افلاطونى ، ديكتاتورى پرولتاريا، ديكتاتور مصلح، نخبگان وابسته به احرار هيچ كدام در ليبراليسم پذيرفته نيست.
مردم يعنى همان زنان و مردان بالغ و عاقل و رشيد و آزاد و برابر بايد بناى جامعه و سياست را بالا ببرند و بپذيرند كه حكومتشان مشروع است و حق اعمال قوه قهريه دارند نه حاكمانى كه گمان مى كنند صلاح مردم را بهتر مى دانند.
ليبراليسم به مردان و زنان همان طور كه هستند احترام مى گذارد نه آن گونه كه به عقيده عده اى بايد باشند يا بشوند. ليبراليسم نمى گويد كه نسل هاى پياپى بايد زندگى به مشقت را بگذرانند تا روز نامعلومى كه جامعه ايده ال تأسيس شود. ليبراليسم مى خواهد وضع جديدى به وجود آيد كه افراد بتوانند درباره هدفها ومطالبات مختلف خود به سازش برسند و در صلح و مدارا زندگى كنند و سعادتشان در دست خودشان باشد.

منبع : http://www.iraninstitute.com/1384/840412/html/think.htm

نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 20:58

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آزادی بیان
نویسنده:
آزادي بيان و مطرح ساختن آزادانه ديدگاههاي و نظريات، بستر مناسبي براي آگاهي افکار عامه از جريانات و تحولات سياسي مهيا ميگرداند و انتقاداتي که در نفس خود نه عامل نفي کننده بلکه اصلاح گر و سازنده باشد با نمايان ساختن ضعفها و نواقص زمينه را براي پائين آوردن سطح اشتباهات دولت و بالابردن ظرفيتهاي انکشافي و باز سازي کشور فراهم خواهد آورد؛ ولي متأسفانه حاکم نبودن فرهنگ انتقاد و انتقاد پذيري هم زمينه سؤ استفاده از آزادي بيان را در برخي رسانه هاي جمعي مساعد ساخته و هم دولت را در پذيرش انتقادات سالم و سازنده براي اصلاح امور غافل گردانيده است

نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 18:3

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آزادی بیان
نویسنده:
 آزادي بيان ومطبوعات اساس دموكراسي را تشكيل ميد هد وده هامطالب ديگر.....
اما انسانها براي استفاده درست ازاين آزا دي ها قوانين ومقرراتي وضع نمود ه ا ند كه عدم    ا نقياد به آن سبب بروز ناهنجاري ها ، زايش وافزا يش ا نارشيزم د رجامعه گرد يده به        ا صول همزيستي مسالمت آميزكه اصل مهم منشورسازمان ملل متحد ا ست ضربه وارد مينمايد .

 پيامد هاي سوء استفاده ازآزادي بيان  :
از آزا دي بيان گاهي سوء استفاده ميگرد د مثل انتشار كاريكاتورها ، ودربعضي مواقع مدا فعان آزادي بيان ومطبوعات آشكارابر ضد آن قرار ميگيرند كه درهردوصورت آن
آزادي بيان وعقيده كه د راعلاميه جهاني حقوق بشر آمده ا ست نقض ميگرد د . قراراطلاعات رسانه هاي جمعي ، د رنتيجه تحقيقات مدافعان آزادي بيان اين حقيقت روشن گرد يد ه ا ست كه دولت هاي غربي ازجمله آلمان ، فرانسه ، وايالات متحده امريكا بعضي اوقات محدود يت هائي را براي مهار نمودن آزادي بيان ونشرات رسانه ها اعمال كرده ا ند . درامريكا براي رسيدن به اين هدف به عده اي وظيفه سپرده شده ا ست تا نرم افزارهائي را بمنظور فیلتر کردن وب سايت كتابخانه ها واینترنت نصب نمايند . درماه نوامبر سال دو هزار وسه ميلادي تلويزيون العر بيه به اتهام اينكه مطالب تحريك آميزمنتشر ميسازد ازطرف شوراي موقتي عراق كه تحت فرمان امريكا قرار دا شت ممنوع اعلام گرديد ، جلال طالباني گفت به تلويزيون العربيه اجازه داده نميشود درعراق پخش برنامه نمايد . وقتي دراول ماه فوریه سال ۲۰۰۴ قراربود  بوش گزارشات سالانه خودرا به كنگره ارا يه نمايد خانم سيندي شيهان كه دو فرزندش دردوران ماموريتش درعراق كشته شده برای انتقاد  به سياست هاي دولت بوش اجازه يافته بودبه ساختمان كنگره داخل گرد د وآماده بود عرايض اعتراض آميز خود را به سمع اعضاي كنگره برساند اماقبل ازآغاز  سخنراني بوش ، اورا بازداشت نموده مجال سخن زدن را ازوي سلب نمودند .

 

منبع : http://www.28-asad.com/art.S.D.F.16.02-06.html

نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 17:57

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] ليبراليسم در وهله نخست آزادي بيان و انديشه است
نویسنده:

يك پروژهشگر فلسفي و مترجم متون سياسي غرب گفت: ليبراليسم در وهله نخست, آزادي بيان و انديشه است و در مراحل بعد به آزادي وجدان تعميم مي‌يابد.

به گزارش "ايلنا"، خشايار ديهيمي در جلسه تحليل سياسي شاخه آذربايجان نهضت آزادي ايران در جمع اعضا و هواداران اين تشكل و ديگر فعالان سياسي شهر تبريز، با تشريح مباني فكري - فلسفي ليبراليسم، از آن به عنوان مكتبي ياد كرد كه در آن عقل به عنوان خرد مطرح است و عقل خود را حاكم بر قوانين طبيعت مي‌شناسد.
وي با بيان اينكه نطفه ليبراليسم در قرون وسطي بسته شد, خاطر نشان كرد: به تعبير «ماكس وبر» افسون‌‏زدايي از جهان هستي از عوايد رنسانس در اروپا بود كه به دنبال آن از جهان پر رمز و راز و اسرارآميز پرده برداشت و سعي كرد به همه قوانين صورتي علمي و عقلي بخشد.
ديهيمي افزود: از آنجا كه عنصر افسون‌‏زدا در آدمي، عقل است, از اين رو با ظهور ليبراليسم, اين عنصر (عقل) توانست مجال ظهور يابد و به كشف علمي قوانين اقدام كند.
وي، رنسانس و آغاز عصر خرد را بازگشت به عهد ارسطو و يونان باستان برشمرد كه با ظهور ليبراليسم, آدمي به عقل به عنوان ابزاري جهت اثبات امور استفاده مي‌كند.
خشايار ديهيمي همچنين با اشاره به آراي برخي فلاسفه آلماني نظير «شيلر» و «گوته», به ظهور عصر «تاريكي خرد» اشاره كرد كه به گفته وي در تعبير آن فلاسفه, عقل حالتي استبدادي در زندگي آدمي پيدا كرده بود. از ديدگاه برخي از شاعران و فلاسفه آلماني, حضور بيش از اندازه عقل در ساحت‌هاي گوناگون زندگي بشري موجب شد تا دريچه احساس و عاطفه بسته شود.
اين پروژهشگر فلسفي و مترجم متون سياسي غرب آن‌‏گاه به ظهور ضد روشنگري اشاره كرد كه از آن نهضت گاه به رمانتيسم نيز ياد مي‌‏شود. از ديدگاه مبلغان اين نهضت, در عالم زندگي بشري خرد نمي‌تواند به مانند طبيعت عمل كند و خود را با قوانين طبيعت, در زندگي بشري كه توام با احساس و عاطفه است, مرتبط سازد.
ديهيمي افزود: از آنجا كه ليبراليسم مكتبي مبتكر است، از اين رو براي اثبات حضور خود بعد از تولد مكتب رمانيسم, مكتب جديدي به وجود آورد كه از آن به عنوان نئوليبراليسم ياد مي‌شود.
وي در ادامه به «رساله آزادي» اثر ماندگار «جان استوارت ميل», متفكر غرب اشاره كرد و از آن به عنوان يگانه مانيفست ماندگار و دائمي براي ليبراليسم برشمرد كه همواره امكان دسترسي به مباني اين مكتب را فراهم مي‌كند.
ديهيمي، اصل متفاوت بودن ارزش‌ها را در بين افراد و اجتماعات گوناگون از اصول بديهي ليبراليسم برشمرد و گفت: ارزش‌ها متفاوتند و به نسبت جوامع از اهميت و جايگاه‌هاي سنتي, ارزش و ... برخوردارند.
وي با بيان اينكه در عموم اجتماعات فكري, ارزش‌هايي چون برابري و انسانيت حضور دارد, تاكيد كرد: از دل همه مجموعه‌هايي كه داريم, مي‌‏توان به يك مخرج مشترك و واحد رسيد.
ديهيمي در عين حال جنگ ارزش‌ها را ستود و از آن به عنوان فرصتي براي گرايش به ديگر ارزش‌ها ياد كرد ولي در صورتي كه اين جنگ بخواهد موجب خشونت شود, آن را موجب بربريت عنوان كرد.
وي همچنين با بيان اينكه ارزش‌هاي ايدئولوژيك هرگز نبايد وارد عرصه قدرت سياسي شوند, تاكيد كرد: ارزش‌هاي ايدئولوژيك تنها در عرصه اجتماع مجال رشد و باروري دارند.
ديهمي با بيان اينكه هيچ حكومتي حق ندارد اختصاصي و با استفاده از امكانات مالي - به ترويج ايدئولوژي خود بپردازد، افزود: حتي در نظام‌‏هاي ليبراليسمي دولت هرگز از تريبون دولتي به ترويج مباني ليبراليسم نمي‌پردازد.

منبع : http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=4769&p=1

نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 14:13

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آزادی بیان = نقطه مقابل خفقان
نویسنده: کاظمی

Freedom Of Speach

آزادی بیان = نقطه مقابل خفقان

آزادی بیان مفهومی هست که فقط با تعریف نقطه مقابلش میشه بهش رسید. نقطه مقابلش یعنی خفقان. فکر می کنم مفهوم آزادی بیان زمانی به وجود اومد که مردم خواستن برای رهایی از دست خفقان در بین خودشون قوانینی رو وضع کنن که این قوانین به آزادی بیان مشهور شدند. حالا پس برای اینکه بتونیم به آزادی بیان برسیم باید ابتدا مفهوم خفقان رو بدونیم.
خفقان به موقعیتی می گیم که تو اون موقعیت کسی نمی تونه در جهتی غیر ازجهت حاکم برموقعیت حرکت کنه و اگه نظر مخالفی داشت حق ابراز اون رو نداره که در صورت ابراز برخوردی باهاش میشه که دیگه از اینکارش پشیمون میشه. خفقان بیشتر تو جوامعی اتفاق می افته که قدرت به طور کامل در دست یک نفر باشه.
حالا اگه همه این حالت هایی که که توی یه جامعه خفقان زده رو برعکس کنیم به جامعه ای می رسیم که توی اون جامعه آزادی بیان حاکمه. یعنی جامعه ای که هر کسی حق داره هر نظری داشته باشه و بدون هیچ ترسی نسبت به ابراز اون اقدام کنه توی این جامعه قدرت بیشتر در دست اشخاصی هست که اکثر جمع باهاشون همنظر هستند.
آزادی بیان توی هر فرهنگی مفهوم خاص خودش رو داره که مخصوص اون فرهنگه. اما در تمام فرهنگها یکی از لازمه های حقوق بشر محسوب میشه. رسانه ها نقش کلیدی در این باره بازی می کنن چون رسانه ها کانون هایی هستند که می تونند نظرات مختلف در جامعه رو منعکس کنند به همین دلیل هم یکی از ارکان آزادی بیان همین رسانه ها هستند.

(خوب اینم نظر من راجع به آزادی بیان
اگه خواستین در مورد آزادی بیان مطالب بیشتری بخونین و اطلاعات بیشتر در این مورد بدست بیارین می تونین به آدرس زیر مراجعه کنین)

http://en.wikipedia.org/wiki/Freedom_of_speach

نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 13:11

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع:

نویسنده:
آقا این دو به هم زن تهدید کرده ( اگه بدونین من کیم قیافه همه تون دیدنیه!)

 خواسته یه دستی بزنه

تیم وبلاگ منسجم تر و محکم تر از این حرفاست که با این حرفای الکی از میدون به در شه

مدیران و نویسندگان محترم به یک اجماع کلی در باره تاپیک برسیم وبلاگ داره هرکی هرکی میشه

بعضی ها هم از این فرصت استفاده کردن می خوان ( به قول فرهاد کوه کن! ) از آب گل آلود نهنگ بگیرن

پس این فرصت رو به دشمن ندیم شما که با تجربه تر از من هستین !

 

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 20:46

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] خیال خال تو ...

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: عطری
 

Image hosting by TinyPic

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 0:46

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]
نویسنده:

سلام دوباره

با تبريك ولنتاين به تمامي عاشق معشوق هاي محترم ( تبريك آخر وقت )

و با آرزوي به هم رسيدن تمامي عاشق معشوق هاي دنيا ( بيشتر دانشگاه خودمون )

مي خواستم از آزادي بيان بنويسم ديدم چي بنويسم

ديدم آزادي بيان من در اينه كه از آزادي بيان هيچ ننويسم ...

چون ما از آزادي بيان اون طور كه بايد نمي دونيم

پس موضوع رو نشناخته چطور ميشه در مورد اون بحث كرد

و همچنين از آزادي و آزادي بيان براي بعضيا گفتن ( هر چند اندك و در حد آموخته هامون) مثل آب در هاون كوبيدنه !

( در خواست تغيير موضوع دارم )

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 23:32

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] Happy Valentine's Day

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: عطری

 

Image hosting by TinyPic

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 1:39

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] عشق آرام

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: کاظمی

عشق آرام

مدتیه که فکر می کنم همه ی اون راههایی رو که باید میرفتم رو امتحان کردم و راه دیگه ای نیست حتی به برگشتن هم فکر نمی کنم تا شاید یه راه دیگه ای رو انتخاب کنم.

زندگی برام هر روز سخت تر و سخت تر میشه دیگه نمی تونم در برابرش مقاومت کنم. دیگه پاهام نای رفتن ندارن تو جاده ی زندگی من کسی رو نمی بینم که کمکم کنه تا شاید تا یه جایی برسم و یه استراحتی بکنم.

تنها امیدی که تو این جاده ی بی سرانجام دارم و من رو وادار به ادامه می کنه و از تسلیم وا می داره تویی تویی که برام عزیزتر از جونمی و من حتی نتوستم تا حالا بهت اینو بگم.

منتظرم تا شاید یه روز دستم رو بگیری و من رو تو این راه همدم و همراه باشی.

میگن این روز والنتاین برای اونایه که یه کسی رو دوست دارن و نمی تونن به طور مستقیم بهش بگن و تو این روز مخفیانه برای عشقشون هدیه می فرستن تاعشقشون رو ابراز کنن من هم نتونستم مخفیانه تر از این بگم.

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

منبع: قلب نا آرام

نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 20:38

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] پاسخی به دو به هم زن
نویسنده:

عزيز دلم كسي رو كه موضوع بحث من بود بعد از ارجاع به كميته انضباطي پرونده اي كلفت براش درآوردن كه يارو دانشجوي دانشگاه پيام نور بناب بوده و به اسكو مهمان گرفته بود

اگر كسي زياد از اطلاعات خودش مي دونه نبايد اونو به رخ همه بكشه

احترام استاد و كلا معلم در هر مجلسي واجبه

اگه كسي هم بيشتر از استادش ميدونه اين شيوه ابرازش نيست و نبايد بخاطر بعضي مسائل به شخصيت استاد توهين بشه

اگر كتاب ايين زندگي ( اخلاق كاربردي ) رو خونده باشي در مورد آداب بحث و مناظره و پرسشگري اطلاعات مفيدي نوشته

باز هم از انتقاد شما ممنون

 

نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 0:36

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آزادی بیان
نویسنده:

به قول دوستمون براي اينكه بدونيم آزادي بيان چيه اول بايد بدونيم آزادي چيه

بعضي افراد از آزادي هايي كه بهشون داده ميشه سوء استفاده مي كنن مثلا همين ترم پيش تو كلاس ما يه دانشجوي مهمون اومده بود چند تا سوال مشكل از استاد حسابداري پرسيد استاد هم با احترام جواب داد ولي هر چي استاد عقب نشيني مي كرد اون پيشروي ميكرد دست آخر به مرحله اي رسيد كه شخصيت استاد رو زير سوال برد كه استاد بسيار عصباني اونو پيش آقاي عليمرداني فرستاد

هدفم از بيان چنين داستاني اين بود بگم كه اگه ميدون رو براي بعضي انسان ها آزاد بذاري آخر سر مجبور ميشي براي اينكه خودت رو حفظ كني خودت از ميدون خارج بشي وگرنه ...

خلاصه بعضي از اين دانشجوهاي مهمان ( باز هم تاكيد مي كنم بعضيشون) آبروي دانشجوهاي رسمي دانشگاه رو هم مي برن

 

نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 22:19

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] همون آزادی بیان
نویسنده: جباری

به نام خدا

  ما در اجتماع یک کلمه ای به نام آزادی داریم که به نظر من بعضی از افراد برداشتهای بد و ناصحیحی از این کلمه می کنند که باعث می شود بعضی ها در حالی که نمی دونند آزادی مخصوصا از نوع بیانش چیه حرفهایی می زنند و بعدش احساساتی می شوند و نمی دونند چی کار کنند.

  در کنار آزادی قانونی هم وجود دارد که باید به اون احترام گذاشته بشه حتی در قرآن عزیزمون هم اول خداوند می فرماید : لا اکراه فی الدین  یعنی در پذیرش دین هیچ اجباری نیست ولی اگر اونرو قبول کردی باید به قوانین و خواسته های اون عمل کنید.

    البته فارغ از اینها من به آقا سینا که نمی دونم اسم مستعاره یا اسم خودشونه ورود به جمع نویسندگان وبلاگ رو تبریک عرض می کنم .

   و بیچاره اون دوبه هم زنها و ... که چه حرفها که بهشون زده نشد ولی خوب بهتره با اینجور آدما هم که ... یکجوری کنار اومد دیگه .

نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 21:51

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]
نویسنده:

آزادي بيان ، لفظي است چند پهلو كه هر كس متناسب با گنجايش فكري و شخصيت اجتماعي و ساير عوامل محيطي ممكن است برداشت هاي گوناگوني از آن داشته باشد. آزادي بيان به خودي خود داراي بار مثبت يا منفي نيست اين ما هستيم كه با نحوه استفاده خود از آن به آن بار مثبت يا احيانا منفي مي دهيم. اگر آزادي بيان در محل خود وشرايط خود اجرا و بكار گرفته شود بسيار مفيد و سازنده خواهد بود به عنوان مثال دولت كه براي مردم حق آزادي بيان قائل شده مردم مي توانند با استفاده درست از اين حق خود به بيان كم و كاستي ها و يا انتقاد از عملكرد هاي دولت در جامعه بپردازند كه استفاده اي صحيح و مثبت است و دولت كه خود اين حق را براي مردم جامعه قائل شده از بيانات و سخنان مردم استفاده كرده نقايص خود را شناسايي و در جهت رفع آن خواهد كوشيد. دولت يك مثال بود همه جا مي تواند چنين قانوني حاكم باشد دانشگاه – كارخانه – اداره و...

آزادي بيان بايد همراه با بيان حقايق باشد تا مفيد واقع شود و نبايد هنگام بيان جانب انصاف را رها كرد

بنابر فرمايش مولايمان علي (ع): ميدان حق هنگام بيان از هرچيز وسيع تر و هنگام انصاف از هر چيز تنگ تر است.

نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 19:19

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آزادی بیان 12+1
نویسنده:

ندیدم کسی تو وب لاگ درباره آزادی بیان صحبت کنه و همش صحبت از محدود کردن آزادی بیانه بابا بذارین بعضی ها راحت خودشون رو تخلیه کنن تا معلوم بشه عرض و طول و ارتفاعشون چقدره منظورم همون ظرفیت داخلشونه تا شاید با یه حساب و کتابه ریاضی وار تونستیم از طرف اونتر پل گیرش بندازیم. موضوع آزادی بیان بود دیگه؟ خوب باید بگم آزادی بیان چیز خوبیه ولی اول باید فهمید که بیان چیست تا درباره آزادی اون صحبت کرد خیلی از ماها خودم رو هم می گم حتی تعریف ابتدایی از خود بیان نداریم چه برسه به آزاد بودن و زندانی بودنش حالا توی این پست فعلا می خوام بیان رو توضح بدم تا بعدا برسیم به آزاد بودن یا نبودنش.

بیان عبارت است از کلامی که بر حسب استنادات عامه و عرف جامعه و کلام روزمره قابلیت ادا از طریق زبان محترم را داشته باشد فحش و ناسزا و توهین و تحقیر اسمشون روشونه و بیان حساب نمی شن بیان حرفی است که اگه همون حرف رو کسی دیگه به ما بزنه ناراحت نشیم بیان کلماتی است که همراه با تفکر باشن نه از سر قلم چکیده و از نوک دماغ افتاده و بیان مفهومی است که باعث ایجاد انگیزش گوش دادن در طرف مقابل باشد و بیان در کل مفهومی مثبت دارد که باعث ایجاد پیشبرد و پیشرفت در یک هدف خاص می شود و این بود تعریف نیمه کاملی از خود بیان حالا اگه حرفهای شما سنخیتی باخود بیان داره که نیازی به آزاد یا محدود بودن نیست پس در اصول کلی آزادی بیان مفهومی مجعول و کاملا نادرسته البته توضیحی هم لازمه که این مطلب همه جا صادق نیست در بعضی موارد کسانی هستند که همین بیان به مزاجشان خوش نیامده و در صدد محصور کردن بیان عزیز در حصارهای فولادی بر می آیند در اینجاست  که آزادی بیان مفهوم پیدا کرده و خارج شدن آن از زندان بخل و خودخواهی بعضی انسانها رنگ و روی آزادی بیان به خود می گیرد و این بود املای من خوش بود وب لاگ من.

رامتین شایسته

نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 18:59

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] همینجوری(حسرت)

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: عطری
ببخشید اگه خارج از موضوع بود.

Image hosting by TinyPic

نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 2:4

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آزادی بیان 3
نویسنده: مختاری

آزادی بیان

بعضی ها فکر می کنن آزادی بیان یعنی آزادانه بتونن هرچی که دلشون بخواد یا به زبونشون می یاد بیان کنند

 ولی من فکر نکنم اون آزادی بیان باشه آخه می دونید چیه بعضی ها به زور معدشون حرف می زنن و شاید حرفاشون روی هیچ منطقی نباشه ولی...

 به نظر من آزادی بیان یعنی یه نفر آزادانه بتونه نظرات خودشو بیان کنه ولی باید چیزی که می گه از روی یه منطقی باشه وهمچنین در خور اون جمعی باشه که بهشون این آزادی بیان رو دادن و به قول یک از نویسندگان محترم وبلاگ اون کسی که بهش آزادی می دیم  باید ظرفیتش رو داشته باشه .

 این روزها تو وبلاگ بعضی ها پیدا شده اند که فکر کنم دچار چنین اشتباهی شده اند یا شاید هم مشکلی دارن من یه پیشنهاد براشون دارم ما تو دانشگاه یه انجمنی داریم که یکی از کارهاش رسیدگی به مشکلات دانشجوهاست و فکر کنم ما اونجا بتونیم کمکش کنیم

نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 22:41

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آزادی بیان2
نویسنده: خدابخش
بدون حاشیه روی می خوام نظر خودم رو در مورد آزادی بیان ابراز کنم.

می دونید چیه آزادی بیان چیز خوبیه ولی در صورتی که اون کسی که بهش آزادی می دیم ظرفیتش رو داشته باشه.متاسفانه بقول یه بزرگی ما دچار آنارشیزم هستیم اگه آزادی بیش از حد بهمون بدن ممکنه اون هرج و مرج طلبیمون گل کنه.در واقع برای همینه که ماها معمولا آزادی هامون محدوده.که آزادی بیان هم یکی از اینهاست.ولی تا چند وقت پیش (یادش به خیر)این وب لاگ یه وبلاگ دانشجویی بود و از اونجایی که سر و کار ماها با افراد فرهیخته بود ابراز هر نظری آزاد بود.برای اینکه دانشجو حدود خودش و اسم مقدسی که روش هست رو می دونه.ولی وقتی یه عده امثال جنیفر لوپز و دو به هم زن ها (خوشم میاد اون قدر شجاعند اسمشونم نمی تونن بگن(بعد دعوت به مناظره می کنن) یا شاید (گفتم شاید ولی بعید می دونم) خودشونم می دونن که کارشون چقدر خجالت آوره.)وکبریت های بی خطر و قس علی هذا قراره هر چی تو ذهن های آشفته شون می گذره تایپ کنن دلیل نمی شه ما هم چشم هامونو باز کنیم و اونها رو بخونیم.

خلاصه به قول یه نفر دانشگاه اومدن ظرفیت می خواد به قول خودمم هم اینترنت اومدن هم ظرفیت می خواد.

والسلام

راستی نمی دونستم اونقدر مهم شدم که دشمن هم پیدا کردم.

نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 11:49

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آزادی بیان
نویسنده: کاظمی

آزادی بیان

تیکه های آزادی بیان که ما باهاش برخورد می کنیم.

همینی که داریم تو این وب لاگ هر مطلبی که به ذهنمون می رسه می نویسیم و اونو تا حالا فیلتر نکردند!؟ آزادی بیانه

اینکه اروپایی ها هر کسی رو که در مورد هولوکاست مطلب می نویسه محاکمه می کنن آزادی بیانه

اینکه ما می تونیم انتقادهامون رو از مسئولان هر جایی مطرح کنیم آزادی بیانه

این که روزنامه ها حق دارن از مسئولها خواستار جوابگویی باشن آزادی بیانه

این که رئیس دانشگاه هر وقت من رو می بینه در مورد وب لاگ باهام صحبت می کنه و می گه چطوری میشه اونو ببندیم آزادی بیانه

اینکه وقتی من در مورد وضع غذای دانشگاه چیزی می نویسم و بعدش آقای میرزایی باهام قهر می کنه آزادی بیانه

اینکه وقتی عزیزان میان و نظراتشونو می نویسن و نظراتشون پاک نمی شه آزادی بیانه

اینکه من تونستم این متن رو بنویسم آزادی بیانه فقط فکر می کنم به علت نبود آزادی بعد از بیان یه بلایی سرم بیاد (البته زیاد جدی نگیرین)

ضمنا توی پارانتز یوم الله ۲۲ بهمن مبارک باد

نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 19:0

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] تاپیک
نویسنده: کاظمی
وضع وب لاگ تو موقع امتحانات بهتر از این بود

یه مدتیه که قراره تاپیک انتخاب کنیم و در موردش مطلب بنویسیم که تا حالا نتونستیم در مورد هیچ کدوم  به توافق جمعی برسیم حالا پس اگه موافق باشین (اگه نباشین هم چاره ی دیگه ای ندارم) تاپیک های پیشنهادی رو به ترتیب مطرح شدن پیگیری کنیم. که اینجوری میشه

اگه یه روز وقت داشته باشیم
امروز چه کاری واسه خدا کردی
آب زیر کاهی
عشق
ما می تونیم؟
آزادی بیان

حالا اگه نظر دیگه ای دارین (که می دونم دارین و نخواهین نوشت) من منتظرم

ببخشید ها ولی خواستم همینجا اضافه کنم که بی خیال این طرح بشیم و در مورد آزادی بیان صحبت کنیم آخه قراره وب لاگمون رو یه جورایی فیلتر و این حرفها بکنن (البته به شوخی) و همچنین خواستم بگم به نظرات شما احترام گذاشته میشه و با اینکه گفته شده ولی تا حالا هیچ نظری پاک نشده (البته به جز چند نظر غیر اخلاقی) حالا هم که تاپیک رو با نظر شما عوض شد

نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 18:32

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] منهم آمدم

 موضوع:

نویسنده: جباری

 

   سلام بچه ها !

  در اول از غیبتم در وبلاگ عذر خواهی می کنم.

  مطلب خاصی نداشتم فقط می خواستم بگم که خواندن نظرات وبلاگ از خواندن خود وبلاگ برای من شیرینتره و به نظرات علاقه بیشتری دارم تا خود وبلاگ. نمی دونم نظر شما چیه .

  در این مورد نظر من این است که هیچ نظری حذف نشود چون هر کسی می تونه نظرات نوشته خودش رو (اگر نظر ناخوشایندی باشه) حذف کنه و بدین ترتیب مشکل خاصی پیش نمیاد.

  در مورد موضوع هم آقای کاظمی تو نظرات یکی رو پیشنهاد کردند که منهم با اون موافقم.

 

نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 12:51

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] چیزی برای گفتن

 موضوع: همینجوری

نویسنده: خدابخش
حالا که قراره حرفهای عبرت آموز بزنیم:

                                     قدرت کلمات

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد.

دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام وجودشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند.اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند که دست از تلاش بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد.

بلاخره یکی از آن دو تسلیم شد و دست از تلاش برداشت.سرانجام به داخل گودال پرت شد ومرد.

اما دیگری با تمام وجود برای بیرون آمدن تلاش می کرد.هر قدر قورباغه های دیگر او را نا امید می کردند او مصممتر می شد.تا اینکه بلاخرهاز گودال خارج شد.

وقتی بیرون آمد بقیه قورباغه ها از او پرسیدند :مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟

و سر انجام معلوم شد که قورباغه ناشنواست.در واقع او در تمام مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند.

 از نویسنده ای ناشناس

با سبز قورباغه ای نوشتم شرایط کاملا شبیه سازی بشه.

نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 20:2

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] حکایت

 موضوع: همینجوری

نویسنده: بهزادی
 

دختر شیر فروش

:این حکایت را لطفا بخوانید و درباره ی ان فکر کنید...

دخترک یک درهم شیر خرید،در کوزه ای ریخت و آن را روی سر گذاشت تا به شهر برود و بفروشد .در بین راه به فکر فرو رفت و با خودش گفت:اگر این شیر را به شهر ببرم و 2 درهم بفروشم می توانم با پول ان دوباره شیر بخرم و به شهر ببرم و 4 درهم بفروشم و 4 درهم را 8 درهم کنم و تا جایی ادامه دهم  که یک گاو بخرم که برایم شیر دهد و بعد کم کم چندین گاو می خرم و با پول فروش شیر گاوها خانه ای می خرم و ... بعد خودش را در همان خانه خیالی دید که کنار اسبخر پر از ماهی ان قدم مکی زند که یکباره پایش به تخته سنگی گیر کرد و کوزه شیر از روی سرش به زمینپرتاب شد و یک درهم شیر از بین رفت.

واقعا چقدر از ما وقت زیادی را تنها صرف فکر و خیال های باطل و آرزوهای دراز می کنیم؟ای کاش به جای ان کمی برنامه ریزی درست کرده و پا در عرصه عمل بگذاریم!دوباره فکر کنید،ایطوری بهتر نیست؟

نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 8:28

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] نظرات، تاپیک، وب لاگ جدید (نظر شما؟)

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی
نظرات، تاپیک، وب لاگ جدید (نظر شما؟)

یه مدتیه تو وب لاگ نظرات بی نام و نشان زیاد شده و نظراتی بی ربط و دور از موضوع مورد بحث به مطالب داده میشه البته راستش رو بخواین این مشکل رو خودمون (بیشتر خودم) باعث شدیم با نظرات بی نامی که دادیم. بیاین بعد از این یه قرار مداری هایی بزاریم تا بتونیم این نظرات رو مدیریت کنیم. اول اینکه نظراتی که خارج از موضع داده میشه در صورتی که از نام مستعار و یا بی نام باشه حذف خواهد شد. دوم اینکه ازنویسنده های عزیز می خوام که اگه می خوان نظراتی که به مطالبشون داده میشه مورد تایید اونا باشه حتما تو قسمت تنظیمات پستشون اون رو وارد کنن که راحت تر بتونن با این شکل از نظرات مقابله کنن. سوم هم اینکه یه راه حل دیگه ای هم دارم که اونم ثبت یه وب لاگ جدیده که بتونیم با اسم مستعار توش حرف هامون رو بنویسیم. که البته این سومی بهترین راه حله آخه می دونین ما مگه تا کی تو این دانشگاه دانشجو هستیم که اگه موافقت کنین این وب لاگ رو کنار این وبلاگ راه بندازیم و با اسم مستعار توش مطالبمون رو بنوسیم.

حالا در مورد تاپیک پیشنهاد هاتون رو بدید و خودتون هم پیشنهاد ها رو تایید کنین تا بتونیم یه تاپیک جدید برای وب لاگ راه بندازیم. تو نظرات منتظر تاپیک های پیشنهادی هستم.

نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 11:45

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] همینجوری

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: عطری
این مطلب رو تو یکی از وبلاگ ها پیدا کردم .خیلی خوب بود.شاید شما خوشتون بیاد.

 گفتی چشمها رابايد شست ! شستم ولی ... گفتی جور ديگر بايد ديد ! ديدم ولی .... گفتی زير باران بايد رفت ! رفتم ولی اون نه چشمهای خيس و شسته ام را و نه نگاه ديگرم را هيچ کدام را نديد فقط زير باران با طعنه ای خنديد و گفت : ديوانه باران نديده

نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 22:9

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] پس کوچه های عشق

 موضوع: عاشقانه

نویسنده:

پسرا عاشق ترن یا دخترا؟

پس کوچه های عشق
تا حالا فکر کردین که دلیل فراموشی زود هنگام دخترا چیه و پسرا چرا سخت می تونن یه عشق رو فراموش کنن زیاد به خودتون فشار نیارین چون من به جای همتون فکرکردم و به نتایج شگرفی رسیدم که دوست دارم شما هم بدونین این فراموشی زود هنگام دلیلی بر بی احساس بودن دخترها یا سعی در کشتن احساساتشون نیست بلکه اصولا ارگانیسم عاشق شدن تو پسرها با دخترها کاملا متفاوته و تفاوتش اینجاست که عاشق شدن یه پسر اولین بار با یک نگاه اتفاق می افته کا به قول شاعر همون نگاهه ناوک اندازه و پسرا می تونن با دیدن یه خانم عاشقش بشن بدون هیچگونه حرف و حدیثی و دلیلی ولی حالا برسم به خانمها که اصولا هیچ چیز یه آقا با دیدن اونها نمی تونه نظر یه خانم رو جلب کنه چون خانمها اصولا به جز دیدن باید حسهای دیگرشون هم فعال بشه تا بتونن عاشق کسی بشن و اگه این اتفاق بیفته دیگه نه کسی میتونه اونارو منصرف کنه و نه کسی می تونه جلو دارشون بشه پس خانمها برای عاشق شدن نیاز به چیزهایی دارن که باید یه پسر بدونه و بتونه اونارو اجرا و فراهم کنه تا بتونه یک نفر رو عاشق و دلداده خودش بکنه این قسمت اول تحقیق بود در قسمتهای بعدی مراحل مختلف رو بهتون یاد می دم فقط پسرای و بلاگ مواظب باشن تا قضیه لو نره چون ممکنه خانمها بفهمن و بخوان پاتک بزنن!!!!!! پس در قسمت بعد مراحل آغازین رو بهتون میگم پس تا بعد.

رامتین شایسته

نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 19:23

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] دعوا

 موضوع: خبر

نویسنده:

دعوا

با سلام خدمت شما برادرا و خواهرای خوبم باز این مزاحم پیداش شد نمیدونم از کجا شروع کنم به درو کردن آخه می گن دل پر کجا و این چند خط کجا البته من گفتم ها دنبال گویندش نگردین خوب بگذریم حرف بسیاره و مجال تنگ راستی می دونستین چرا مباحت مناظره ای در بین مردم ما طرفدارش بیشتراز مباحث حکمی و فلسفی و ادبی و دوستانه و غیره است حتما نمی دونین الان نتیجه چندین سال تحقیقاتمو می گم تا بدونین میدونین مناظره در نظر ما شبیه چیه آهان درسته غلط حدس زدین دعوا بله ایرانیان از قدیم الایام تمایل زیادی به دیدن دعوا داشته اند نه خود دعوا  همانطور که خودتان می دانید در دعوا ها 2 نفر دعوا می کنن و 100 ها تماشاچی مشتاق که کی می زنه از همین روست که دعوا طرفدارش بیشتره حالا چرا اینارو گفتم خودم هم نمی دونم آهان یادم افتاد می خواستم بگم من اومدم پس تماشاچی وبلاگتون بیشتر میشه تا بعد.

رامتین شایسته

نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 21:23

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] عاشورا جبر یا اختیار

 موضوع: مذهبی

نویسنده: کاظمی

عاشورا جبر یا اختیار

مسئله ای که بیشتر از همه در مرثیه ها و نوحه ها فکر من رو به خودش مشغول می کنه مسئله جبر یا اختیار یاران و اشخاص مرتبط با موضوع عاشوراست. اینکه توی نوحه ها و مرثیه ها همش از برنامه ریزی قبلی و آگاه بودن از همه اتفاقها قبل از وقوع استفاده می کنند باعث میشه که بیشتر فکرکنیم همه مسائل پیش اومده جبری بوده و اختیاری در کار نبوده. اینکه همه مسائل برای یاران امام پیش بینی شده بوده و از قبل برنامه ریزی شده بود باعث میشه به نظر بیاد که اون 72 نفر از قبل انتخاب شده بودند و خودشون هیچ نقشی در این کار نداشتند و هیچ شخص دیگری نمی تونست امام رو یاری کنه یعنی جبر بر اونها حاکم بود واختیاری در کار نبود این باعث میشه ارزش کاری که انجام دادن پایین بیاد و به نظر بیاد که همشون مانند عروسک خیمه شب بازی بودن که باید یک نمایش رو اجرا می کردند.

البته من منکراین قضیه نیستم که خدا بر زمان و مکان احاطه کامل داره و از همه اتفاقهایی که قرار بیوفته آگاهی کامل داره و اولیای خدا می تونن از این اتفاقها با خبر بشن. ولی همونطور که در بحث های مربوط به جبر و اختیار مطرح میشه اینه که اون مسائلی که مربوط به تقدیر نیستند دارای اختیار هستند و هر شخصی خودش میتونه در موردشون تصمیم بگیره.

نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 12:49

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع:

نویسنده: عطری

                                         فلسفه دستور احیای سنّت عاشورا
استاد مطهری در تفسیر اینکه چرا ائمّۀ دین این همه تأکید کردند که مجلس عزا به پا دارید ؟ چون امام حسین کشته نشد برای منفعت شخصی ، امام حسین کشته نشد برای این که خودش را فدای گناهان امت کرده باشد ، امام حسین در راه حق کشته شد، در راه مبارزه با باطل کشته شد. ائمّۀ دین خواستند مکتب حسین در دنیا باقی بماند . شهادت حسین به صورت یک مکتب، مکتب مبارزه با باطل برای همیشه باقی بماند؛ و الا چه فایده ما برای امام حسین گریه کنیم یا نکنیم ، چه فایده به حال خود ما دارد که صرفاً بنشینیم یک گریه ای بکنیم و بلند شویم و برویم.ائمّۀ دین خواستند قیام حسین به صورت یک مکتب و به صورت یک مشعل فروزان همیشه باقی بماند. این یک چراغی است از حق ، از حقیقت دوستی ، از حقیقت خواهی.این یک ندائی است از حق طلبی ، از حریت ، از آزادی. این مکتب حریت و این مکتب آزادی و این مکتب مبارزه با ظلم را خواستند برای همیشه باقی بماند. در زمان خود ائمّۀ اطهار که این دستور صادر شد، سبب شد که جریانی زنده و فعّال و انقلابی به وجود آید . نام امام حسین شعار انقلاب علیه ظلم گشت . یک عدّه شاعر انقلابی به وجود آمد : کمیت اسدی به وجود آمد، دِعبِل خُزاعی به وجود آمد ، که این دو روضه خوان بودند اما نه مثل روضه خوانی من.دو نفر شاعر مرثیه گو بودند که اشعارشان عربی است که واقعا مکتب حسین را نشان می دهند. کمیت اسدی یک روضه خوان بود ، اما چه روضه خوانی؟آیا روضه خوانی بود که مثل محتشم بیاید چهار تا شعر مفت بخواند و برود. شعر می گفت که تکان می داد دنیا را ، تکان می داد دستگاه خلافت وقت را . 
                                         متفکّر شهید استاد مرتضی مطهری/ ده گفتار/ خطابه و منبر (2)/ ص 251

نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 4:3

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] در پی پاسخ

 موضوع:

نویسنده: خدابخش
متاسفانه نتونستم منظورم رو خوب روشن کنم.بنابراین باز هم از یک کتاب یه نوحه ی جعلی براتون می نویسم که متوجه بشید من منظورم مبارزه با چیا بود اصلا هم کاری به رسانه ها که تازه فهمیدن یا از قدیم می دونستن کاری ندارم.باز هم نقل قول مستقیم از کتاب استاد مطهری می کنم که حرف خودم نباشه.

استاد مطهری در صفحات ۴۰ و ۴۱ کتاب تحریفات عاشورا (البته در نسخه ای که من خوندم شاید در نسخ دیگه فرق بکنه.)نقل کرده اند.:

در ده پانزده سال پیش که به اصفهان رفته بودم در آنجا مرد بزرگی بود مرحوم حاج شیخ حسن نجف آبادی اعلی الله مقامه خدمت ایشان رفتم و روضه ای را که تازه در جایی شنیده بودم و تا آنوقت نشنیده بودم  برای ایشان نقل کردم.آن روضه خوان که اتفاقا تریاکی هم بود این روضه را خواندو به قدری مردم را گریاند که حد نداشت.داستان پیر زنی را نقل می کرد که در زمان متوکل می خواست به زیارت امام حسین برود.و آنوقت جلوگیری می کردند و دستها را ی بریدند تا اینکه قضیه به آنجا رسید که این زن را بردند و در دریا انداختند.در همان حال این زن فریاد زد یا ابوالفضل ... هنگامی که داشت غرق می شد سواری آمد و گفت رکاب اسبم را بگیر. رکابش را گرفت گفت چرا دستم را نمی گیری.؟ گفت من دست در بدن ندارم که مردم بسیار گریه کردند. مرحوم حاج سید محمد حسن تاریخچه قضیه را اینطور نقل کردند :گفت یکروز در حدود بازار حدود مدرسه صدر(قبل از ایشان از اشخاص معتبری نقل کرده بودند) مجلس روضه ای بود که از مجالس بزرگ اصفهان بود و حتی مرحوم ملا اسماعیل خواجویی که از علما ء بزرگ اصفهان بود در آنجا شرکت می کرد.واعظ معروفی گفته بود که من آخرین منبری بودم.منبریهای دیگر می آمدند و هنر خویش را برای گریاندن مردم اعمال می کردند هر کس می آمد و روی دست دیگری می زد.بعد از منبر خود پائین می آمد تا هنر روضه خوان بعد از خود را ببیند.تا ظهر طول کشید .دیدم هر کس هر هنری داشت بکار برد اشگ مردم را گرفت.فکر کردم که من چه کنم؟ همانجا این قصه را جعل کردم.رفتم قصه را گفتم از همه بالاتر زدم.عصر آنروز رفتم در مجلس دیگری که در چارسو بود دیدم آنکه قبل از من منبر رفته همین داستان را می گوید.کم کم در کتابها هم نوشتند و چاپ هم کردند!

منظور من از تحریفات اینها بود و این روضه های جعلی مد نظرم بود.قصد توهین به اعتقادات کسی رو هم نداشتم و خدای ناکرده قصد هم نداشتم که ائمه رو فوق بشری جلوه بدم.به هر حال امیدوارم منظورم رو رسونده باشم.در غیر این صورت:هیچ آدابی و ترتیبی مجوی   هر چه می خواهد دل تنگت بگوی.

باز هم التماس دعا

نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 18:9

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آیریلیخ

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: عطری
تقدیم به کسانی که طعم آیریلیخ را چشیده اند.

نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 21:45

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] یا ابالفضل العباس

 موضوع: مذهبی

نویسنده: کاظمی

یا ابالفضل العباس

التماس دعا

نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 20:43

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] پیگیری مطلب قبلی

 موضوع: مذهبی

نویسنده: خدابخش
خیلی دوست داشتم که بحث گروهی در این مورد می کردیم ولی یا دوستان خیلی مشغولند یا علاقه ای به این مبحث ندارند.اما یکی از دوستان فرموده بودند که حماسی کردن یک وسیله برای جذاب کردن و در نتیجه تثبیت موضوع است.بنده هم با این که عاشورا یک واقعه حماسی است هیچ مخالفتی ندارم حرف من این است که قرار نیست به بهانه گریه کردن برای امام حسین هر دروغی رو بهشون نسبت بدیم.در این هم شکی نیست که خدا از هر کس به تناسب خودش انتظار داره.ولی من و شما نباید این حرفها را باور کنیم باید بدونیم به چی داریم گریه می کنیم به چی باید گریه کنیم.

حال امام حسین گریه داره؟آدمی که خدا در اوج عزت ازش ۷۲ تا قربانی قبول کرده.آدمی که وارث از آدم تا علی بوده.مثلا می گن امام حسین التماس کرد.مگه زینب و حسین(ع) و بقیه شهدا ازجون خودشون یا عزیزانشون می ترسیدن.زینب (س ) دنبال برادرشون گریه کردند که به میدان نرو؟یعنی واقعا خانوم زینب با این که می دونستن حکم کربلا را خدا تعیین می کنه خلاف خواست خدا رو می خواست؟مشکل اینه که اونها رو با خودمون مقایسه می کنیم و داستان می سازیم.حال اونها اصلا هم گریه نداره.کسایی که خدا اعمالشون رو تو اون سطح قبول کرد.مطمئنا امام حسین بعد از شهید شدن فرزندانش به خودش تبریک گفته چرا که خدا اسماعیل رو از خلیلش قبول نکرد ولی اکبر و اصغر و بقیه شهدا رو با طیب خاطر پذیرفت.به نظر من اگر اشکی هم ریخته می شه باید از شوق اون بندگی خالص باشه.باید از شکوه عظمت یک انسان به وجد بیائیم و اشک بریزیم.

هر چند که( لا یکلف الله نفسا الا وسعها) هر گریه ای برای مظلومیت امام حسین البته با ذکر وقایع واقعی اجرش پیش خدا محفوظه ولی حداقل ما بدونیم که پایین آوردن معصومین تا حد خودمون درست نیست و در شان اونها براشون عزاداری کنیم.

التماس دعا

نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 16:13

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] تحریفات عاشورا

 موضوع: مذهبی

نویسنده: خدابخش
با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز.

یه موضوعی رو در یکی از کلوپ ها دیدم فکر کردم بد نیست تو وب لاگ خودمون هم بنویسیم و راجع بهش بیشتر بحث کنیم البته اگر مورد توافق جمع قرار بگیره.متن در مورد تحریفاتیه که در نقل و شرح حوادث عاشورا ایجاد شده.ما به عنوان نسل جوان شیعه باید مواظب باشیم که چه نوحه ای خونده می شه.آیا اون نوحه سندیت داره یا نه؟ و به طور اجمالی هر چیزی رو که به اسم نوحه برای درآوردن اشکمون می خونن قبول نکنیم.

در کتاب حماسه ی حسینی اینگونه آمده است که:

((بحث من این است که در نقل و بازگویی حادثه عاشورا ما هزاران تحریف وارد کرده ایم...(این تحریفات) همه در جهت پایین آوردن و مسخ کردن قضیه بودهدر جهت بی خاصیت کردن و بی اثر کردن قضیه بوده است و در این امر هم گویندگان و علما تقصیر داشته اند هم مردم.

مردم هم مسئولند چون (امر به معروف و نهی از منکر بر همه واجب است. وقتی می فهمید و می دانید و مردم اغلب دانند که دروغ است- نباید در آن مجلس بنشینید بلکه باید با آن مبارزه کنید.

.دیگر این تمایلی است که صاحب مجالس و مستمعین به گیراندن مجلس دارند مجلس باید بگیرد.باید کربلا بشود... یعنی چه؟ شما باید روضه ی راست بشنوید و معارف و سطح فکریتان را بالا بیاید به طوریکه اگر در یک کلمه روحتان اهتراز پیدا کرد یعنی با روح حسین بن علی هماهنگی کرد واشک ولو به قدر بال مگس (جاری شد)... واقعا مقام بزرگی برای شماست اما اشکی که از راه قصابی کردن بخواهد از چشم شما بیاید اگر یک دریا هم باشد ارزش ندارد.))

حماسه ی حسینی ج ۱/ص ۶۲ تا ۶۵

تا بعد.

نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 19:26

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] محرم

 موضوع:

نویسنده: جباری

 

بسمه تعالی

با سلام !

خواستم یادآور بشوم که ماه محرم آمده و من به نوبه خودم این ایام را به همه شما تسلیت عرض می نمایم.


ادامه مطلب

نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 14:53

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  

Desigened by Ahad ------------------------------------------------------------------------- Copyright ©  2006 Oskupnu.com