تبليغاتX
دانشجویان پیام نور اسکو


این سایت مربوط به دانشجویان دانشگاه پیام نور است و هیچ ارتباطی به دانشگاه ندارد

 

 آرشیو موضوعی

طنز
علمی
آموزشی
سرگرمی
مذهبی
خبر
عاشقانه
بیقراری ها
کارت پستال
همینجوری
مرتبط با تاپیک
پیام نور

 آرشیو تاریخی

 پیوندها

 دیده ها

   RSS

 ] جو منو گرفت.

 موضوع:

نویسنده: خدابخش
من دوباره طبق معمول تو ترک بودم.قول داده بودم تا آخر آبان کارت اینترنت نخرم ولی مثل اینکه این ترک کردن برام گرون تموم شد چون خیلی چیزها رو از دست دادم.ولی جبران می کنم.یه استارت طوفانی حالا ببینید.

ولی در مورد پسرونه بودن دانشگاه باید بگم که موضوع پسر یا دختر بودن نیست.موضوع اینه که تو دانشگاه ما یه عده اونقدر کار دارن که وقت سر خاروندن ندارن یه عده هم فقط می رن و میان و حالشو می برن.هر چند این موضوع هیچ ربطی به من نداره هر کس به نسبت علاقه ی خودش فعالیت می کنه.

ولی بالا غیرتا جزو هر دسته ای که هستین اگه ریاضی می خونید جمعه تو انتخابات شرکت کنید.باشه؟

در ضمن من نمی دونم چند وقته تاپیک رو عوض نکردین.اگه صلاح دونستید اون رو هم عوض کنیم.

با سلام گرمی دوباره منتظر مطالب من باشید.

نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 16:37

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] پسرونست؟

 موضوع: همینجوری

نویسنده: کاظمی

دانشگاه ما پسرونست

ورود دختر ممنوع

تو پست قبلی هم گفتم یه مدتی بود دیگه می خواستم اعتراضی نداشته باشم. اما نمی شه. تو این پست هم می خواستم یه اعتراض به دخترهای توی دانشگاه بکنم امیدوارم که لااقل این هایی رو که نوشتم رو بخونن. تو دانشگاه ما دخترها زیاد فعالیت ندارن و دوست دارن همشون کنار بایستن و به کارها نگاه کنن شاید یه کسی پیدا شد و اون کار رو انجام داد و از سر اونها رفع شد و این در حالیه که نسبت دخترها به پسرها توی دانشگاه ما بیشتره. اما با وجود این باز هم بیشتر کارها با پسرها انجام میشه و پسرها بین خودشون راحت ترند و جمعشون دوستانه تر از دخترهاست. آخه بین دختر ها حتی هم ورودی ها هم اختلافاتی هست که به نظر من بی خودیه و این باعث میشه هر کسی برای خودش یه گروهی درست کنه و از بقیه جدا بشه همین ماجرای خودی نخودی.

حالا امیدوارم لااقل این پست من یه کمی این دخترها رو ناراحت کنه تا شاید یه نظری به این پست بدن و بفهمیم که دختری هم وجود داره که به ازای هر کاری یک عکس العملی دارد.

از دخترهای نویسنده وب لاگ هم خواهش می کنم برای ارتقای وبلاگ و بیشتر شدن نویسندگان و بزرگتر شدن جمعمون بین دخترها تبلیغی بکنن. چون روز به روز از تعداد دخترهای نویسنده تو وب لاگ کم و کمتر میشه مثل اینکه دانشگاه ما کلا پسرونست. آره..............................؟

نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 12:47

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] اعتراض؟؟؟؟؟؟؟؟
نویسنده: کاظمی

نمی دونم ما به چه چیز این  دانشگاه اعتراض داریم. به بودجش به غذاش یا به نمی دونم چیش؟؟؟؟؟؟؟؟ اما فکر نکنم اعتراض به اینکه موقع غذا خوردن آواره و سرگردون عالم شدیم بد باشه.

یا اینکه بعد از اینکه سه سال از ورود اولین گروه ریاضی به دانشگاه می گذره و هنوز استاد راهنما نداره باید اعتراض کنیم یا چی؟؟؟؟ حلا مگه این اعتراض ما فایده ای هم داشت و حتی یه کمی به روی خودشون آوردن. لا اقل یه توجیهی می کردن بازم بهتر از این بود.

یا بگن که این بودجه سال گذشته چرا یه مقداریش به مرکز برگشت. به جای اینکه بودجه زیاد درخواست کنن این کار به چه درد ما می خوره اون کسایی هم که به خانم بهزادی اولتیماتوم دادن حتما پای خودشون هم گیره

خیلی وقت بود می خواستم زیاد به این مسائل اهمیت ندم ولی هر چی بی اهمیت تر می شیم وضع بدتر میشه وقتی که به نبودن ژتون تو بهار گذشته اعتراض نکردیم باید منتظر یه همیچین روزی هم می بودیم.

از قدیم ندیما گفتن حق گرفتنیه نه دادنی پس باید حقی که داریم رو بگیریم و واسه گرفتنش تلاش کنیم. حالا من به کیفیت غذا کاری ندارم چون تو کشور ما زیاد به کیفیت اهمیت نمی دن و کمیت مهمه!!! حالا این کمیتش هم دچار اشکال شده یه ظرف غذا توی دست و آراه و سرگردون توی دانشگاه و آقای میرزایی که می دوه دنبال دانشجوها که ای وای اینجا نه اونجا نه.

حالا خودتون قضاوت کنین ببینین اگه اعتراض کنیم بهتره یا نه؟

(البته می خواستم این رو تو قسمت نظرات برای خانم بهزادی بنویسم ولی دیدم خیلی زیاده و تو یه پست جداگانه نوشتم)

نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 11:44

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]
نویسنده: بهزادی
دوستام به من اولتیماتم دادن که در مورد تاپیک چیزی ننویسم ،اما نمی تونم ساکت بشینم.من می نویسم ولی خودمو به خدا میسپارم...

اولش می گم که وضع کیفیتی غذا نسبت به سال پیش به اندازه ی سر سوزن بهتر شده.اما نمی دونم چرا اینقدر متحول شده،قبلا یه ملاقه آب و روغن روی برنج می ریختن که من نمی فهمیدم اشه یا برنج.بعدنها فهمیدم که خواستن تنوع بشه،وسطه بشقاب آش بود وکناره ها برنج. ولی امسال خشکسالی اومده.دریغ از یه  cc آب وروغن.حالا دیدید که خیلی متحول شده. اینقدر غذا خشکه که باید با پشت قاشق غذا روفشار بدی تا از حلقت پایین ببری. تازه اگه یکی غذا به گلوش بپره باید دوستاش اینقدربا مشت و لگد بزنش تا اون یه دونه برنج بیاد بیرون.چون اصلا آبی در دسترس نیست.  غذا خوردن با قاشق و چنگالهای دانشگاه واسه خودش فوت و فنی می خواد که هر کسی نمی تونه یاد بگیره. باید طوری بخوری که قاشقت نشکنه ،وگر نه مجبوری با انگشتات بخوری... اون موقع است که سوءتفاهم پیش میاد می گن از بس غذا خوشمزه است همه با انگشت غذا می خوردن. بگذریم از اینکه غذا خوردن روی صندلی بازو دار عجب مزه ای داره.آدم اداب غذا خوردن هم یادش می ره .

قابل توجه بچه های ریاضی: آقای تمیزی فرمودن که توقع دانشجوهای ریاضی خیلی بالاست و همیشه از همه چیز گلایه می کنن. بهمین دلیل دوستام به من اولتیماتم داده بودن، ولی من که گفتم.

حالا خودمونیم ما راستی راستی به همه چی اعتراض داریم؟؟؟؟ 

   

نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 19:21

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] حرفای خوب خوب

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: بهزادی

وقتي به آسمون نگاه ميکني،

دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟

به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره را، همه نگاه مي کنن

همه را
دوست داشته باش اما به یه نفر عشق بورز

تو قلب همه باش اما
قلبت مال یه نفر باشه
...

نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 18:29

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] بخند تا دنیا بروت بخنده......

 موضوع: طنز

نویسنده: بهزادی
درويشي زير سايه الاغش استراحت ميکرد. شاه از آنجا ميگذشت، درويش را درحال استراحت ديد.

به درويش گفت: اي مرد اينجا چه ميکني؟

درويش گفت: عمر شما دراز باد! زير سايه شما زندگي مي کنم!!

يه خروسه پول نداشته بره زن بگيره ، گالينابلانكا ميخره 

   يه روز دو نفر رو به بيمارستان ميرسونن كه هردو  10% سوختگي و 90% كوفتگي داشتند. از اولي مي پرسن: چي شده؟ چرا اين جوري شده اي؟جواب ميده: چون كه وقتي آتيش گرفتم، با بيل خاموشم كردن!بعد از دومي مي پرسن: تو چت شده؟ دوميه جواب ميده: آتيش كنج ديوار بود؛ خواستم از روش بپرم!

 

نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 22:12

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] زندگی چیست؟؟؟؟

 موضوع: همینجوری

نویسنده: بهزادی

این متن رو از وبلاگ همسایه نوشتم. از همسایه ی محترم معذرت می خوام که بی اجازه متنشون رو برداشتم.

زندگــی چـیـسـت؟


زندگی آفتابی ست که می کند طلوع

زندگی راهی ست که میشود شروع

زندگی بادی ست که می کند عبور
زندگی کوهی ست که می کند غرور

زندگی رودی ست که می کند خروش

زندگی بلبلی ست که می کند سکوت
زندگی نم نم باران خوشی ست

زندگی سیل عظیم ناخوشی ست
زندگی شکوفه های نو بهار
زندگی مسافره یا تک سوار
زندگی با خودش سایه ی امیدُ داره
اما اَفسوس با خودش نا امیدیُ میاره
زندگی ترانه های بی اساس
زندگی عطر خوش سبزه و یاس
زندگی شروع یک راه غریب

زندگی سفر به یک راه عجیب
زندگی لحظه ی با تو بودنه
 

زندگی همیشه با تو موندنه

زندگی همیشه با ترس و هراس

زندگی همیشه جون سپردن و شکستنه

زندگی راز بزرگ خلقته

زندگی شعار بی تو بودنه

زندگی قلب یه دنیای بزرگ

زندگی برای من گسسته

زندگی هر چه دارد مال تو آری مال تو گر چه آشنایی و غریبی

ولی من به تنهایی و غم و غصه خودم دلخوشم فقط این مال منه از همه با وفاتره

نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 11:0

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] خشت اول چون نهاد .....

 موضوع:

نویسنده: پوررضا
تازه گی ها خبرهایی از دانشگاه آزاد به گوش می رسه،که انگار قراره شهریه های هردانشگاهی نسبت به شرایط خود دانشگاه تعین بشه .
احتمالاٌ اگه این تصمیم عملی بشه و با توجه به نوع گزینش دانشجو دانشگاه آزاد نتیجه اش این بشه که اولاٌ مایه دارهای اصیل از بقیه دانشجو ها جداتر بشوند یعنی یه جورهایی دانشگاه هم مثل بالا و پایین شهراز هم جدا میشه ، ثانیاٌ نیمچه اعتباری هم که مجتمع های بزرگ دارند از بین میرود.
با توجه به شناخت من از دانشگاه آزاد احتمالاٌ نسبت شهریه ها اینجوری بشود که:
هرچه گیر دادن کمتر ، شهریه بیشتر.
هرچه امکانات رفاهی و جانبی بیشتر ، شهریه بیشتر.
همچنین تعداد دانشجوهای با موهای بلند،مش خورده،مانتو های خفن،صورت های رنگ شده و قیافه های اجق وجق با میزان شهریه ها رابطه مستقیم دارد.
........
........
........

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 20:47

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]
نویسنده: پوررضا
خواستم من هم کمی از نواقص بگویم ولی هر چقدر فکر کردم چیزی بجز حسن به ذهنم نرسید چگونه این همه حسن دید و ناجوانمردانه مثل افراد معلوم الحال از کمی ها و کوتاهی ها گفت فی الحال چهارتا حسن پایین را داشته باشید تا بعد .
جدا از همه محاسنی که آقا مهدی گفتن چند تا حسن دیگه هم بود که خواستم من بگم
اول:از ساعت 12 الی 2 همه کلاس ها تعطیل میشن و تو این فاصله دانشجو ها فرصت می کنن تا یه خورده استراحت کنند و با انرژی مضاعف بقیه درس شان را بخوانند.
دوم:چون بنا به دلایلی کاملا منطقی که من نمی توانم بفهمم غذای آقایان 1 ساعت بعد از خانم ها توزیع می شود، به همین دلیل غذای ما موقع صرف کاملا خنک و قابل مصرف است.
سوم:کبابها به گونه ای طبخ شده اند که ازهمه اعضای حیوان( به غیر از گوشت اش که هر شب از مضراتش در اخبار می شنویم) استفاده شده و کاملا برای سلامتی و تقویت دستگاه گوارشی مفید است.
چهارم:از آنجای که چربیها حاوی کلسترل هستند و برای سلامتی مضراند طبخ غذا به گونه ای است که ذره ای روغن در غذا یافت نشود تا خدایی نخواسته تناسب اندام دانشجوها به هم نخوره.
البته محاسن زیادن و من فقط به قطره ای از این دریای حسن اشاره کردم بقیه اش را هم شما زحمت بکشید.

امضاء:دستمالچی

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 20:45

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] اس.ام.اس رایگان

 موضوع: سرگرمی

نویسنده: بهزادی
الوعده وفا

به آدرس سایت www.sms2him.com  رفته و گزینه ی ثبت نام را کلیک کنید. و فرم مربوطه را پر کنید. بعد از اینکه گزینه ی ثبت را فشار دادید بلافاصله پیامی را از رهیاب دریافت می کنید که در آن کلمه کاربری ،کلمه عبور،کد فعال سازی نوشته شده،شما کد فعالسازی را در این سایت وارد کنید تا باکس شما فعال بشود. نکته ی جالب اینجاست که هر کس شماره تلفن مجازی خواهد داشت که موقع فرستادن پیام با این شماره پیام ارسال می شود. به نظر من که جالبه ، شما هم امتحان کنید ،امتحانش مجانیه...

نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 17:43

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] چه نالیم که از ماست .......................................................خبری نیست
نویسنده: مختاری

یکی دو هفته ای که تو دانشگاه همه جا حرف از ژتون و غذا و این حرفاست . هفته پیش که رفته بودم دانشگاه دیدم خیلی شلوغه ، چه خبره ؟ چی شده ؟ جویای حال شدم ! ورودی های جدید بودن که منتظر آقای میرزایی بودن تا ژتون هفته بعد رو تهیه کنن ، اونم با چه شوقی ، انگار چه خبره ! گفتم خدا رو شکر سهمیه اینجا هم رسید دیگه از در به دری خلاص شدیم. یه لحظه توجهم به یه اطلاعیه جلب شد که نوشته بود غذا از روز فلان از ساعت فلان تا فلان و... و بند آخرش نوشته بود غذا تو یکی از کلاسها پخش خواهد شد من یکم بهتم زد !!!!!!!!!!!!!!!!!! آخه چطوری ؟ واقعا می شه !!!! تو کلاس !!!

از صبح علع طلوع این کلاس و اون کلاس وبا این استادو اون استاد و گچ و کتاب و ... تا که موقع نهار شد بگن کتابها رو جمع کنین و سفره ها رو پهن کنین که از گشنگی مردیم . ولی هر چه حساب کردم یه جاش می لنگید ؟؟؟؟

ولی نه راس راسی محکوم شده بودیم ، وقتی ساعت 12 که می شه همه کلاسها تعطیل می شن و تو یه لحظه دانشگاه به غذا خوری تغییر چهره می ده

 بوی غذا همه دانشگاه ( البته پیش فازش ) می پیچه و همه ررو مست می کنه و همه شکمها رو صابون می زنن که غذا اومد & بوش که دل همه رو می بره & ظرفاش هم که از مدل جدید هاست !!! تا اینکه به خودت بجمبی و غذا هم بهت برسه و غذا روبگیری و بری تو کلاس غذا سرد شده و از دهن افتاده مخصوصا اگه غذا یکی دو ساعت پیش حاضر شده باشه !!!

 وارد کلاس که می شی ، یه کلاس خالی با چند تا صندلی بازو دار و یه تخته سیاه ،دلت واسشون می سوزه انگار اومدن اسیری !!!! حالا بیا این غذا رو روی اون صندلی بازو دار به این شکم گرسنه ات فرو کن . قاشقها که جلوی کبابها کم می یارن و می شکنن چه برسه به ما !!!!! باید هم زود غذا رو بزنی بالا که به کلاس برسی وای به حالت که اگه یه لقمه تو گلوت گیر کنه ، هیچ گونه که امکانت غذایی و اب رسانی که نیست ، باید خودت و از پنجره بندازی پایین تا خفه نشی @ ولی خوبیش اینجاست که هیچ کم و کسری نداریم اگه چیزی دلمون خواست رو تختخه سیاه عکسشو می کشیم و با غذا می زنیم و تو مخارج هم صرفه جویی هم می شه .....تا بقیه بعدیش

نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 22:10

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] چیزهاییکه به محبوبیت ما ضرر می رسانند.

 موضوع:

نویسنده: جباری

چیزهاییکه به محبوبیت ما ضرر می رسانند.

۱- تجسس و دخالت

     ۲- تکراری بودن

         ۳- عدم رعایت بهداشت فردی

              ۴- تملق و چاپلوسی

                  ۵- دروغگویی

                       ۶- تکبر و خودخواهی

                            ۷- برخورد چندگانه

                                 ۸- مزه پرانی

                                     ۹- ترسو بودن

                                          ۱۰- همیشه گله مند بودن

                                                   ۱۱- غیبت کردن

   البته این مطالب را یکجایی دیدم خوشم آمد گفتم بنویسم شما هم استفاده کنید وگرنه ممکن ما هم از این خصلتها داشته بایم یا نداشته باشیم. 

نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 11:3

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] فنای عاشق

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: بهزادی
فنای عاشق

اورده اند که اهل قبیله ی مجنون گرد امدند و به قوم لیلی گفتند:این مرد از عشق هلاک خواهد شد، چه زیان دارد اگر یکبار دستوری باشد تا او لیلی را ببیند؟

گفتند: ما را از این معنی بخلی نیست، ولیکن مجنون خود تاب دیدار او ندارد. مجنون را بیاوردند و در خیمه لیلی برگرفتند.هنوز سایه ی لیلی پیدا نگشته بود که مجنون را مجنوزدربایست گفتن.(مجنون شایسته ی دیوانه گفتن شد) بر خاک در پست شد.گفتند : ما گفتیم که او طاقت دیدار او ندارد!اینجا بود که با خاک سر کوی او کاری دارد.

       گر می ندهد هجر به وصلت بارم      با خاک سر کوی تو کاری دارم

زیرا که او از قوت تواند خورد در هستی علم،اما از حقیقت وصال قوت نتواند خورد که اوئی او بنماند.

                                                                                                             احمدغزالی،سوانح العشاق

نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 23:8

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] اس.ام.اس رایگان

 موضوع: سرگرمی

نویسنده: بهزادی
فرستادن پیام کوتاه از طریق اینترنت

برای فرستادن پیام باید به آدرس زیر رفته وregister را زده و ثبت نام کنید و برای خودتان یک نام بدهید .توجه داشته باشید که موقع فرستادن پیام این نام هم فرستاده خواهد شد. بعد شماره موبایل خودتان را در این فرم بنویسید این شرکت برای شما رمزی را sms میزند و شما می توانید هنگام وارد شدن به سایت id وpass  خودتان را وارد کرده و به باکستون وارد بشوید . پیام های رایگان را بفرستید.(نوش جان)

http://sms.parsonline.net

این شرکت چند تا محدودیت داره که من یکی زیاد خوشم نمیاد مثلا هر 15 دقیقه می تونی فقط یه پیام بفرستی و 70یا 80 کاراکتر بیشتر نمی تونی بفرستی. یه سایت دیگه پیدا کردم که میتونی 500 پیام رایگان بفرستی بدون محدودیت تعداد کاراکتر. و حتی نام رو هم به طرف نمی فرسته.(می تونید راحت همه رو سر کار بذارید) .  آدرسشو بعدا میگم .

 

 

نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 22:36

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] پیش نویس اساس نامه

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی

پیش نویس اساس نامه

فکر می کنم بعد از حدود یک سال و نیم گذشتن از عمر وب لاگ دیگه باید به فکر سر و سامان دادن به وضع وب لاگ و وضع مقرراتی باشیم که بتونیم با اونها بهتر و بیشتر به وب لاگ برسیم. (یعنی یه اساس نامه ای داشته باشیم)
(اولین موردی که به نظر من می رسه و الان مهمه شیوه افزوده شدن نویسنده به وب لاگ هستش.)

عزیزانی می توانند به عضویت نویسندگی در وب لاگ درآیند که یا دانشجوی دانشگاه پیام نور اسکو باشند و یا اکثریت (نصف به علاوه یک) آرا را در شورای نویسندگان کسب کنند. (البته شورای نویسندگان همان نویسندگان قبلی هستند). مسئولیت درج مطالب به عهده خود نویسندگان بوده و در صورتی که نویسنده ای با نام مستعار به نوشتن مطالب اقدام کند باید یکی از نویسندگان مسئولیت مطالب را به عهده بگیرد.

در صورت نوشتن مطالب غیر اخلاقی و خارج از موازین اسلامی گرداننده وب لاگ حق دارد مطلب مورد نظر را پاک کند و تصمیم گیری در مورد شخص نویسنده را به عهده شورای نویسندگان بگذارد.

شورای نویسندگان از نویسندگان وب لاگ  که باید جلساتی را به صورت منظم داشته باشند. البته این جلسات می تواند به صورت الکترونیکی باشد تا وقت زیادی از عزیزان نویسنده گرفته نشود.

نویسندگان باید حداقل ماهانه یک مطلب و یا نظر در وب لاگ داشته باشند. در غیر این صورت نویسنده از لیست نویسندگان حذف خواهد شد. البته عزیزانی که به خاطر مشغله کاری نمی توانند مدتی در وب لاگ حضور پیدا کنند باید در مطلبی به علت نبودشان اشاره کنند.

البته امیدوارم همه عزیزان صاحب نظر در این زمینه من رو در وضع اساس نامه یاری کنند تا بتونیم وب لاگ با نظم و پرباری داشته باشیم. پس از همه شما عزیزان خواهش می کنم پیشنهادات و انتقاداتتون رو تو قسمت نظرات برام بذارین تا اساس نامه کامل و جامع مورد قبول باشه همه باشه. بازم امیدوارم که مثل همیشه من رو تو این مورد تنها نذارین.

ضمنا این اساس نامه برای نظم دادن به امور خواهد شد و انعطاف زیادی در مقابل تغییرات و اوضاع به وجود آمده خواهد داشت.

نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 17:4

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] من هم نتونستم!!!
نویسنده: کاظمی
اندر احوالات نمایشگاه کتاب تبریز (گزارشی از نمایشگاه)

چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تبریز هم تموم شد. ما هم از اونجایی که می گن قشر دانشجو هستیم و مثلا روشن فکریم یه سر به این نمایشگاه عریض و طویل زدیم. البته من تو این نمایشگاه کتابهایی رو ندیدم که به درد من دانشجو بخوره. حالا هم اگه  کتابی بود و قصد خریدشو داشتیم باید تمام اسم و فامیل و مشخصات نویسنده و ناشر رو می دونستیم و بعد به پیدا کردن اون انتشارات می بودیم و بعد از پیدا کردنش هم باید دو ساعت التماس می کردیم که این کتاب هست یا نه.

بیشتر به فروشگاه شبیه بود تا نمایشگاه آخه تو نمایشگاه ناشران کتابهایی رو که تازه نشر کردن رو تو دید عموم قرار می دن و قبل از اینکه اون کتابها رو پخش کنن تو نمایشگاه به فروش می زارن. من که اینچنین نکته ای رو ندیدم. به نظر می اومد که نمایشگاه فقط یه فروشگاه بزرگه که ناشران اومدن تا کتابهاشون (کتابهایی که چندین سال از انتشارشون می گذره) رو به صورت مستقیم به مردم بفروشند عده زیادی هم به خاطر تخفیف کوچیکی که تو نمایشگاه بود یک سال منتظر بودن تا اون کتابهاشون رو بخرن. که البته این تخفیف بسیار ناچیز بود آخه می دونین خوب اگه ناشران کتابهاشون رو به مراکز پخش بدن تا این کتابها فرخته بشن بیشتر از اینها باید مایه بذارن و ارزون تر از اینها باید به مراکز پخش بدن.

حالا از اینها بگذریم. یه مسئله دیگه ای هم که تو این نمایشگاه بیشتر به چشم می خورد این بود که کتابهای علمی زیادی به چشم نمی خورد کتابها یا کتابهای تست بودن یا کتاب بچه گونه که اونها هم از نویسنده های داخلی نبود و همش ترجمه بود (مثل اینکه ما تو ایران بیشتر از نویسنده مترجم داریم) بقیش هم که کتابهای روانشناسی و در مورد زندگی و استرس و دوست داشتم و ایجور چیزا بود که به گروه روانشناسان کشور به خاطر اینها تبریک می گم (البته درصد بیماریهای روانی در کشور ما بیش از کشورهای دیگه هستش) و تو کشوری که ادعادی تولید علم داره و می خواد تو خاورمیانه حرف اول رو بزنه واقعا خیلی بده که یک چنین وضعی تو کتابهاش باشه. البته ماجرای علم های تولید شده ما هم مثل اون پیامبر قلابی هست که ازش کتاب خواست و گفت نمی خواد جزوه می گم شما بنویسین.

یک مورد دیگه هم در مورد زمان نمایشگاه بگم اونم اینکه خیلی بی موقع هست آخه حالا اگه قبول کنیم که این نمایشگاه یه فروشگاهه باید یه زمانی رو برای برگزاریش انتخاب کنیم که لااقل اونهایی که کتاب می خرن به دردشون بخوره وسط ترم و تو آبان ماه آخه کتاب تست و آموزشی و اینجور چیزا چه به درد من بیچاره می خوره.

حالا خوب یا بد نمایشگاه تموم شد. امیدوارم در سالهای بعد بهتر و زیباتر از اینها باشه.

نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 11:27

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] همینجوری

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: مختاری

صدای سنگین سکوت در وبلاگ طنین انداز شده

نسیم سرد پیام نوری می وزد.

زمستان خودش را نشان داده

ابری نیست

بادی نیست

کسی نیست

همه منتظرند

منتظر خورشید

ولی

می شود خورشید بود و تابید

و بهاری دوباره کرد

خودم

نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 20:52

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] من نتونستم کتاب خوبی بخرم شما چطور؟
نویسنده: مختاری

نمایشگاه هم بار و بندیلش رو جمع کرد و رفت فکر نکنم دیگه این دورو برا پیداش بشه. اونهمه کتاب، با موضوعهای جور واجور و برای سلیقه های جور واجور خیلی رویایی بود. خیلی دوست داشتم همشون یکی یکی نگاه کنم ولی نشد اخه می دونید چیه نه اینکه کتاب ها بر اساس مر کز نشر غرفه بندی شده بود هر کی هم از راه رسیده بود یه غرفه زده بود. اگه می خواستی یه کتاب رو پیدا کنی باید کل نمایشگاه رو زیرو رو می کردی اخرش هم هیچی .تو اون نمایشگاه با اون همه دنگ و فنگش واسه ریاضی یکی دوتا کتاب خوب نبود ولی نمی دونم این بین المللش کجا رفته بود   اب شده رفته بود زمین .ولی در کل بدک نبود عکسهای خیلی جالبی داشت و به نمایشگاه رونق خاصی داده بود هر کسی از را می رسید یک دوتا از اونا می خرید تا دست خالی بر نگشته باشه

نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 20:41

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] بابا رحم کن

 موضوع:

نویسنده: جباری

«لوكاشنكو»، رئيس‌جمهور بلاروس، به ايران آمد و مورد استقبال احمدي‌نژاد قرار گرفت.

احمدي‌نژاد (زير لب): تو رو خدا يواش‌تر لوكاشنكو جان... دستم شكست!

نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 20:27

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] غم غمناک سهراب

 موضوع:

نویسنده: جباری

غمی غمناک

شب سردیست و من افسرده
                     راه دوریست و پایی خسته
                                     تیرگی هست و چراغی مرده
                                                         می کنم تنها از جاده عبور
 دور ماندند ز من آدمها
                 سایه ای از سر دیوار گذشت
                                   غمی افزود مرا بر غم ها
                                                   فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من 
                  قصه ها ساز کند پنهانی
                                 نیست رنگی که بگوید با من 
                                                   اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل
                 وای این شب چه قدر تاریک است
                                         خنده ای کو که به دل انگیزم ؟
                                                       قطره ای کو که به دریا ریزم ؟
صخره ای کو که بدان آویزم ؟
               مثل این است که شب نمناک است
                                    دیگران را هم غم هست به دل 
                                                     غم من لیک غمی غمنک است.

نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 16:53

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آخ جون خدمت

 موضوع: طنز

نویسنده:
آخ جون خدمت

یکی از حسن های خدمت سربازی اینه که جایی هستی که پای هیچ دختری به اونجا نرسیده و نخواهد رسید.

پس:
1.هیچ خبری از عشوه و ناز و پشت چشم نازک کردن نیست.
2.خبری از انحرافات و فکر و خیال های نا مناسب نیست.
3.خبری از حسادت و غیبت و قبض های نجومی تلفن نیست.
4.لازم نیست وارد هر جایی که شده اول مطمئن بشی و اهن و اوهنی بکنی.
5.لازم نیست که دیگه زمین رو نگاه کنی و سر رو به طرف آسمون می گیری و سربلندی.
6.نق زدن و گلایه و به رخ کشیدن این و اون دیگه در کار نیست.
7.خرج های بی خودی برای طلا و جواهرات و لباس های روز در کار نیست.
8.به جای یک فرمانده بسیار سخت گیر چند تا فرمانده نسبتا سخت گیر داری.
9.روزهای تعطیلت به جای رفتن خونه ی مادر خانم استراحت می کنی.
10.شب ها که می خوابی خسته ای و فقط به خواب فکر می کنی نه چیزه دیگه ای.
11.برای پختن و خوردن و تمیز کردن منتی روی سرت نیست.

رامتین شایسته

نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 13:22

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آخ جون مرخصی

 موضوع: همینجوری

نویسنده:

یه چهار روزی مرخصی اومدم با مرحمتی جناب آقای محمود احمدی نژاد که واقعا این سه روزی که اینجا بودم به لطف ایشون به بنده حقیر که خوش گذشته امیدوارم به شما هم خوش گذشته باشه و تعطیلات خوبی رو پشت سر گذاشته باشین ما که فردا داریم میریم باز سراغ خدمت سربازی چند تا از دوستان رو حضوری دیدم خدمت بقیه هم عرض ارادت دارم مخصوصا نویسندگان محترم وبلاگ که واقعا دلم برای سربه سر گذاشتنشون تنگ شده و می خوام فردا که آخرین روز مرخصی منه یه کم سر به سر خانمهای محترم وبلاگ بذارم امیدوارم بعد از رفتنم دلگیر حرفام نشین آخه میدونین که محض خندست از  عزیزانی هم که لطف کرده بودن در باب خدمت سربازی مطلب نوشته بودن کمال تشکرات فراوان را دارا می باشم

پس منتظر متن جنجالی من باشین

همتون رو دوست دارم جمعه ساعت ۸ برمیگردم پادگان

دلم برا همتون تنگ میشه دوستون دارم

موفق و پایدار باشین

 سوال:میدونین چرا خانمها هیچ وقت آدم نمیشن و همیشه فرشته باقی میمونن؟

آخه هیچ وقت نمیرن خدمت سربازی

نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 9:53

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] عید تان مبارک.

 موضوع:

نویسنده: پوررضا
امسال هم مهمانی خدا تموم شد، مهمانیی که همه آدم ها توش دعوت بودن، درسته که سفره خدا همیشه باز هست ولی این مهمونی چیز دیگه ای بود .
اما بعضی ها اصلاٌ تو این مهمونی نیومدن.
بعضی ها اومدن و چند روزی مهمون شدن رفتن.
بعضی ها اومدن و یک ماه مهمون خدا شدن ولی همون کنار در ایستادن
اما خوش به حال اونهایی که سر سفره خدا اون بالاها نشستن
خوش به حال اونهایی که مهمون خاص و عزیز خدا بودن.
عید تان مبارک.

نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 18:59

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تبریز
نویسنده: کاظمی
چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تبریز

به مناسبت چهاردهمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران ، چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تبریز از ششم تا سیزدهم آبان ماه در محل نمایشگاه های دائمی تبریز برگزار می شود.

به گزارش خبرنگار مهر ، این نمایشگاه در سه بخش داخلی ، بین الملل و ناشران الکترونیک در فضایی به مساحت سی هزار متر مربع و در قالب هفتصد غرفه برپا خواهد شد .

در این نمایشگاه ناشران داخلی 90 هزار عنوان کتاب ، ناشران بین الملل 24 هزار عنوان کتاب و ناشران الکترونیک 1300 عنوان از محصولات و نرم افزارهای خود را در معرض دید دوستداران کتاب قرار می دهند .

در این نمایشگاه به مناسبت نامگذاری امسال به نام مبارک پیامبر اعظم (ص) غرفه ای نیز با عنوان پیامبر اعظم به معرفی آثار هنری و کتب مرتبط با سیره و زندگی پربرکت آن حضرت خواهد پرداخت .

بازدیدکنندگان می توانند طی روزهای یادشده از ساعت 10 صبح لغایت 21 به این نمایشگاه فرهنگی مراجعه کنند.

نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 18:55

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] کی می خواد به ما کمک کنه؟

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی

کی می خواد به ما کمک کنه؟

سلام به همه. من هم به نوبه خودم این عید عزیز رو تبریک می گم. ان شاء الله طاعات و عباداتتون مورد قبول درگاه حق قرار بگیره.

خواستم این میون بگم برای گسترش وب لاگ و عمومیت بیشتر وب لاگ بین دانشجویان دانشگاه از همه دانشجویان علاقمند به نویسندگی در وب لاگ دعوت می شه که برای همکاری با ما تماس بگیرند. علاقمندان به نویسندگی با فرستادن ایمیل به نشانی الکترونیکی oskupnu@gmail.com به اعضای نویسنده وب لاگ وارد می شوند. که متن ایمیل ارسالی باید دارای نام، نام خانوادگی و شماره دانشجویی باشه. البته این اطلاعات برای اینه که اون اشخاصی در وب لاگ عضو بشن که دانشجوی پیام نور اسکو هستند.

آموزش های لازم هم برای افرادی که آشنایی لازم جهت نویسندگی وب لاگ ندارن هم وجود خواهد داشت که به ایمیل اونها فرستاده خواهد شد.

نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 18:22

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] بایرامز مبارک السون

 موضوع: همینجوری

نویسنده: مختاری

من هم این عید سعید رو به همه مخصوصا oskupnuیی ها تبریک می گم و انشاا... نماز روزه هاتون مقبول درگاه حق قرار گرفته باشه . این ماه هم با تمام شب هاش روزاش و صفاش اومد رفت ولی خیلی باحال بود همه خیلی دوس داشتنی شده بودن هر لحظه اش یه عمر بود و به قول شاعر:

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت     صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

ولی می دونید چی جا گذاشت . صفای دل و انشاا... بتونیم تا رمضان بعدی حفظش کنیم

این روزها وبلاگ خیلی کم رنگ شده دیگه اون صفای قبلی و نداره ولی فکر کنم یکی دوتا تاپیک باحال حالشو جا می یاره . نمایشگاه هم که ما همه جوره اش هستیم کلاسهای رفع اشکلا هم که اگه عملی بشه یخ در بهشت میشه دیگه . هم اشکالامون رفع می شه هم یه تشویقی میشه واسه ورق زدن کتابها و هم یه کم واسه تدریس آماده می شیم ولی همه اش مونده به خودمون کافیه پا پیش بذاریم بقیه اش حل می شه . نمی دونم خبر دارین یا نه . جمعه بعد از کلاس آمار یه کلاس رفع اشکال ترتیب دادیم درسته دانشکاه کلاس خالی نداره ولی یه جوری حلش می کنیم. و( به قول یه نفر) موفق وپایدار باشین

نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 11:27

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] سربازی
نویسنده: پوررضا
اول به خاطر نظراط تون ممنون و اما بعد
در مورد اینکه خدمت سربازی خوبه یا نه هرکسی نظری داره ولی من شخصاً ازش خوشم نمی آید چون دو سال دیگه هم به روزهای الافی مون اضافه میکنه.
در ضمن این حرف ها رو هم که سربازی آدم مرد میکنه و از این حرف ها... رو هم زیاد قبول ندارم ،چون می شناسم آدم های رو که رفتن سربازی و به جای آدم شدن معتاد برگشتن
البته انشاالله آقا رامتین چیزیش نمیشه

نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 10:17

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مرحبا به ضیوف الرحمان

 موضوع:

نویسنده: خدابخش

مزرع سبز فلک دیدم داس مه نو                                          یادم از کشته خویش آمد هنگام درو

گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید                                           گفت با این همه از سابقه نومید مشو

عید فطر آمد در حالی که نور چشم روزه داران و خار چشم...

اونهایی که روزه گرفتند سرشون بالاست و با افتخار دارن به هم دیگه یه ماه بندگی رو تبریک میگن.اما اونهایی هم که نگرفتن با این همه از سابقه نومید نشن.

عیدتون مبارک.اگه می شه به نظر های نوشته آقای کاظمی (امتحان عشق) یه سربزنید و در مورد تاپیک پیشنهادی نظر بدین ممنون. 

نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 22:2

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] عیدتون مبارک

 موضوع: کارت پستال

نویسنده: کاظمی

عیدتون مبارک

نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 21:16

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  

Desigened by Ahad ------------------------------------------------------------------------- Copyright ©  2006 Oskupnu.com