تبليغاتX
دانشجویان پیام نور اسکو


این سایت مربوط به دانشجویان دانشگاه پیام نور است و هیچ ارتباطی به دانشگاه ندارد

 

 آرشیو موضوعی

طنز
علمی
آموزشی
سرگرمی
مذهبی
خبر
عاشقانه
بیقراری ها
کارت پستال
همینجوری
مرتبط با تاپیک
پیام نور

 آرشیو تاریخی

 پیوندها

 دیده ها

   RSS

 ] امتحان عشق

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: کاظمی
امتحان عشق

در جسله امتحان عشق، من ماندم و یک برگه سفید ...

    یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهائی و دلتنگی ...

                  درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود

در این سکوت بغض آلود، قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند

                   و برگه سفیدم ... عاشقانه قطره را به آغوش می کشد

                            عشق تو نوشتنی نیست ...

در برگه ام، کنار آن قطره، یک قلب کوچک می کشم

    وقت تمام است!

         برگه ها بالا ...

 

(تو رو خدا این سکوتی که تو وب لاگ هست رو بشکنین یه تاپیک تازه یه متن جدید خلاصه این فضا رو عوض کنیم)

نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 21:54

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] سلام

 موضوع:

نویسنده: پوررضا
اول از همه چیز سلام
از اولین روز های تولد وبلاگ تا امروز همیشه مطالب رو دنبال میکردم گاهی وقتها هم نظر می دادم ولی
انشاالله بعد از این بیشتر در خدمتتون خواهم بود
البته بستگی به شما دارد که چه طوری تحویل مان بگیرید

نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 19:28

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] اهدنا الصراط المستقیم

 موضوع: مذهبی

نویسنده: کاظمی
اهدنا الصراط المستقیم

آسمون هم نتونست طاقت بیاره. تو غم جدایی، مظلومی و تنهایی اولین امام شیعیان آسمان هم گریست. گریست تا نا پاکی های ظاهری رو از روی بندگانی که تا سپیده صبح برای پاک کردن خودشون از نا پاکی های باطنیشون بیدار مونده بودن پاک کنه.

من هم تونستم خودمو از شکی که برام در مورد این شب عزیز پیش اومده بود راحت کنم و بشویم. و من واقعا درک کردم این رو که نشانه هایی برای همه آدم ها وجود داره که میتونه با اونها به خدای خودش نزدیک بشه.

خدا به هممون توفیق تقرب به درگاهش رو بده. ان شاء الله

نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 20:50

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] سربازی
نویسنده: خدابخش
و اما سربازی حکایتی که تو زندگی همه آقایون تکرار می شه و عده ی قلیلی از اونها می تونن ازش فرار کنن.قبل از این که برن سربازی هی غر می زنن که چه معنی داره دو سال عمرمونو تلف کنیم اما همین که رفتن و برگشتن از اون<۲سال به عنوان بهترین سالهای عمرشون یاد می کنن و یه جوری تعریف می کنن که انگار همگی تکاور بودن و اگر اونها نمی رفتن سربازی مملکت داغون می شد.و انگار اصلا اونها نبودن که با هزار دوز و کلک می خواستن ازش فرار کنن.به هر حال آش کشک خاله است بخورین پاتونه نخورین پاتونه.خوش بگذره.

نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 20:18

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] شب قدر

 موضوع:

نویسنده: خدابخش
مطلب خاصی تو ذهنم برای نوشتن ندارم. فقط حیفم اومد شب به این با برکتی رو از دست بدم و ازتون التماس دعا نکنم.شبی که سرنوشت یک سالمون رو تقریر می کنن و می دن دست صاحب الزمان.شبی که خدا به کسی همچون پیامبرش می گه (( و ما ادرائک ما لیله القدر))(و تو چه می دانی که شب قدر چیست؟)وقتی پیامبرش نمی دونه من که تکلیفم معلومه.فقط این قدر می دونم که شب مهمیه ونباید از دستش بدیم مخصوصا که بارون هم داره می باره. می گن وقتی بارون می باره دعا زودتر مستجاب می شه.شما رو به خدا تو شب های قدر اون لحظه هایی که دلهاتونو پر می دین به آسمون دردمند ها رو و من رو فراموش نکنید.

التماس دعا.

نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 20:3

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] بزرگداشت حافظ

 موضوع: همینجوری

نویسنده: خدابخش
امروز ۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ بود منم گفتم که روز تولد سهراب سپهری رو که از دست دادیم این یکی رو ندیم.یه فال گونه ای باز کردم گفتم بذار از خودش بپرسم که چی بنویسم این غزل اومد امیدوارم خوشتون بیاد.

دمی باغم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد

به می بفروش دلق ما کزین بهتر نمی ارزد

به کوی می فروشانش به جامی برنمی گیرند

زهی سجاده تقوی که یک ساغر نمی ارزد

رقیبم سرزنش ها کرد کز این باب رخ برتاب

چه افتاد این سر ما را که خاک در نمی ارزد

شکوه تاج سلطانی که بیم جان درو درج است

کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمی ارزد

چه آسان می نمود اول غم دریا به بوی سود

غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمی ارزد

ترا آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی

که شادی جهانگیری غم لشگر نمی ارزد

چو حافظ در قناعت کوش وز دنیای دون بگذر

که یک جو منت دونان دو صد من زر نمی ارزد 

نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 19:52

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] همینجوری
نویسنده: مختاری

این روزها سرم خیلی شلوغه( نشریه پارامتر دیگه کاریش نمی شه کرد) که حتی وقت سر خارندن هم ندارم چه برسه به چیزهای دیگه . ولی دلم براتون یه ذره شده ، گفتم یه سری به وبلاگ بزنم و یه عرض ادبی کرده باشم . تاپیکمون هم که خیلی بیسته خدمت سربازی

ما که خودمون هنوز قسمتمون نشده بریم ولی اونطور که تعریف می کنن بدک نیست می شه امتحانش کرد . بعضی وقتها که سوار تاکسی می شم راننده که ما رو می بینه طبع خاطره اش گل می کنه از دوران خدمت و سربازی و خاطراتش تعریف می کنه که نگو و نپرس با چنان آب و تابی تعریف می کنن که آدم دهنش آب می افته .

من یه دفعه منتظر تاکسی بودم که یه رنو وایساد و ما رو سوار کرد ، تو راه خیلی باهم حرف زدیم ولی یه چیزی گفت که هیچ وقت از یادم نمی ره : برین قدر این روزها رو بدونیین دوره دانشجویی و یکی هم سربازی من که خودم هی دل تنگی می کردم که کی تموم می شه ولی حالا می بینم چه روزهایی رو به سادگی از دست دادم. ولی بعضیا اصلا از سربازی خوششون نمی یاد و بیشترشون اونهایی هستن که یه جوری دورش دزن . ولی دوره سربازی یه چیزه دیگه است و به قول یکی از دوستا (( عالمدی )) . سربازی دیگه، هر جور بگیری اونجور می گذره اگه با دلشوره و غصه شروعش کنی تا آخرش زجر آور خواهد بود و اگه هم انقدر برای خودت جذابش کنی که آرزو کنی که هیچ وقت تموم نشه اون وقت هم یکی از بهترین لحظه های زندگیت می شه و هم یه چشم به هم زدن تموم می شه

این متن رامتین جون یه جوریه که آدم فکر می کنه که کجا می ره بابا جنگ که نمی ری سربازیه، اگه تو جای فهمیده بودی چی کار می کردی . ما که برای سربازی لحظه شماری می کنیم ولی فکر کنم وقتی من برم تموم بشه . به شما هم توصیه اش می کنم حتما امتحان کنین

نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 9:48

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] ما که رفتیم ...
نویسنده:

ما که رفتیم ...

امروز صبح زود از خواب بیدار شدم حتما می گین چرا؟ خوب راستم می گین از آدمی که تا لنگ ظهر می گیره می خوابه یه کم بعیده صبح خیلی زود بره سر کار و بار ولی امروز استثنایی بود بر دیگر امور زندگی یعنی چی یعنی اینکه دوست دارم امروز یکی از طولانی ترین روزهام باشه آخه قراره فردا یه اتفاقی بیفته حتما می گین این پسره امروز مثل اینکه خیلی زود از خواب پا شده خواب هنوز از سرش نپریده اتفاقا خواب پریده ولی امروز شاید آخرین روزیه که می تونم تو جمع شما باشم و متنهای قشنگتون رو بخونم با ولع به وب لاگ سر بزنم نظر بدم و خیلی چیزای دیگه اشک خودم که در اومده شما رو نمیدونم. حالا می پرسین چی شده که حرف از رفتن و جدایی و این حرفهاست دیگه دیگه. راهی که باید رفت دیگه دارم از حضورتون مرخص می شم حالا تا عمری باشه و بتونم برگردم و روی ماهتون رو دوباره زیارت کنم حالا می گین این پسره باز داره خود شیرینی می کنه بدو بابا هی وقت تلف می کنین ماذا تعال بنال منم می گم باشه بروی دیدگانم میدونین چیه؟ من دارم میرم یه جای دور دور دور (far far away) برای یه کار خوبه خوبه خوب یعنی خدمت به این کشور و میهن و امروز آخرین روز من در لباس معمولی خودمه چون از فردا صبح یه لباس خاکی میره تنم با کلی وظیفه های مختلف که یکیش ناراحتی از دوری شماست و می شیم سرباز میهن فکر کنم فهمیدین جریان چیه واسه همین از جناب کاظمی خواستم که تاپیک این هفته رو خدمت سربازی انتخاب کنیم تا بیشتر بتونم راجع به اون حرف بزنم حالا این متن جهت اطلاع رفتنو نبودن بنده بود حالا گمان نکنم کسی دلش واسه ما تنگ بشه ولی ما که دلمون برای همتون یه ذره می شه.

نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 21:17

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] جملات قصار از بنده در باب خنده

 موضوع: آموزشی

نویسنده:
جملات قصار از بنده در باب خنده

خنده تنها دارایی است که با بخشش زیاد می شود.

خنده تنها چیزی است که حسادت به آن باعث شادی می گردد.

بزرگترین معجزات در کوچکترین لبخند توست.

زیباترین انسانها خنده روی ترین آنهایند.

شادترین لحظه دنیا در دیدن لبخند توست.

خداوند در خلق تو بسیار شاد بود پس تو هم خالق لحظات شاد باش.

خداوند لب ها را اول از جهت خنده و دوم از جهت حرف زدن آفرید.

صبحها دنیا با یک لبخند خورشید است که جان می گیرد.

سبزی وجودم تنها با یک لبخند تو جوانه می زند.

بهترین هدیه برای یک دوست خنده ای از سر نشاط است.

هدیه خداوند به تو لبانی برای خنده است پس تو هم این هدیه را از دیگران دریغ نکن.

خنده های کودکان صادقانه ترین خنده های دنیاست.

خنده های مصنوعی مانند درخت بدون میوه هستند.

خدایا تمام لحظات مرا شاد و توام با خنده گردان حتی لحظه ی مرگ مرا که راهی از برای آمرزش توست.

رامتین شایسته

نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 9:22

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] منتشر خواهد شد

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی

نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 22:15

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] چرا اینجوری؟

 موضوع: همینجوری

نویسنده: کاظمی

اگه................؟

یه مدتی بود سرم به کارهای نشریه مشغول بود نتونستم به وب لاگ برسم. بابا مثلا شما هم عضو نویسندگان وب لاگ هستید یه چیزی بنویسید یه نقدی بکنین یه تاپیکی پیشنهاد بدین مگه باید فقط من این کارها رو شروع کنم.

نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 22:9

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] توهییییییییین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!

 موضوع: پیام نور

نویسنده: کاظمی

امروز اومدم یه سر به وب لاگ بزنم دیدم نظری به یکی از پستهامون داده شده که خیلی ناراحت کننده بود. البته بگم من این نظر رو حذف نکردم چون فکر می کنم هممون معتقد به آزادی هستیم.

(می تونین ببیندیدش تو پست مقایسه که آقای جباری اونو نوشتن برامون این نظر رو گذاشتن)

البته می خوام به این آقا یا خانم که نمی دونم عقده ی چی دارن و به وب لاگ ما سر زدن و بدون نام و ایمیل نظر دادن و در نظر شون به ما و دانشگاه پیام نور توهین کردند بگم که اگه می خوان یک اعتراض یا توهینی بنویسند لااقل یه اسمی رو که دارن هم بنویسن که ما بفهمیم با چه ... طرفیم. البته گفته ایشون ارزش جواب دادن رو نداره. اما می خوام به بعضی مسائل که گفتن جواب بدم.

گفتن که ما به درد چوپانی میخوریم: خوب بله ما به درد چوپانی می خوریم البته چوپانی گوسفندهایی مثل خودشون که برای درس خوندن حتما نیاز دارن که چوپانی بالای سرشون باشه (یعنی استاد)

اینم که می گن سراسری هستن و زیاد درس نخوندن بخاطر اینه که بغل دستیشون زیاد خونده بود یا پدر در موقع جنگ یه سری به جبهه زده بودند یا پدر ایشون مایه دارن و دستی در جیب مبارک کرده اند چون ما هر چی دانشجوی سراسری دیدیم همشون کوشا بودن و در حد معقول درس خونده بودن.

و در مورد تشبیه نابجایی که در آخر به کار بردند نمی دونم دانشگاه بی استاد چیش به مهد کودک شباهت داره تو مهد کودک که یه خانم مربی (در تشبیه استاد) هستش که به بچه ها (در تشبیه دانشجو از نوع خنگ) چیز یاد می ده.

حالا اگه راست می گن اسمشونو و ایمیلشونو بنویسن تا بشینیم با هم حرف بزنیم.

نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 15:3

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] پیرزن 65 ساله

 موضوع:

نویسنده: جباری

به این می گن ناخن

نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 21:41

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] او خواهد آمد.

 موضوع:

نویسنده: خدابخش
امام علی (ع):

((برای قائم خاندان ما غیبتی است طولانی.گویا شیعیان را می بینم که در زمان غیبت چون گوسفندانی در جستجوی چراگاه سر گردانند.آگاه باشیدهر کس از آنان که بر دین خود ثابت باشد و در طول غیبت امامش قلبش را قساوت نگیرد پس او در روز قیامت در درجه من خواهد بود.))

می آیی مثل نسیم

با یک سبد ستاره وگل

چشمان تو سلام بهار است

ژرفای بیکران تو را

دریا با واژه

واژه

واژه ی امواج

تکرار می کند

و آفتابجویبار دستهای تو را

می آیی و بیرق طراوت و باران را در گرمسیر خانه ی ما می کاری

تو اجتماع ساکت ما را

از عشق و عاطفه سرشار می کنی

تو جلوه ی تمامت عشقی............

بر گرفته از :امین سید محسنـآشنایی با امام زمان(ع)ـ ص ۱۵۰ - ۱۳۴.

نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 15:45

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] خلوت انس

 موضوع: مذهبی

نویسنده: بهزادی
خلوت انس

گاهی که تنهایی، آینه بر میداری و به چهره ی خویش می نگری تا زشت و زیبای و نیک و بد آن را ببینی.خلوت با خویش، برای شناخت خود! شاید در حضور جمع،شرم کنی،ولی در تنهایی خجالت و شرمی نیست،هیچ مراقبتی نیست،جز همان که نگاهش همه جا هست و مراقبتش دائمی است.ماه رمضان به نوعی فصل محاسبه هست.محاسبه و مراقبه هم یک آینه است،اما پیش چهره جانت و در برابر روحت! و ...شاید در حضور جمع و در ازدحام روز مرگی نتوانی و مجالی نیابی تا از خودت حساب بکشی. اینجا هم تنهایی و خلوت و فراغت،چاره ساز است. لحظات سرشار از برکات و معنویات رمضان از همین فراغتهای مطلوب و دوست داشتنی است.فرصت خلوت با خویش و خداست، ساعات حضور در مجلس مراقبه و محاسبه است،موعد امتحان و اخلاص است،فرصتی است تا دفتر دل را بگشایی و کتاب عمل را بازخوانی کنی. تو که می گفتی: مجال و حالی نیست،گرفتاریها و مشکلات...فرصتی برای رسیدن به خود نمی گذارد،اینک،این همان مجال و فرصت ناب! تهجد و سحرخیزی و چشمان بیدار قبل از فجر،دعاهای روزانه ،همه وهمه مائده های آسمانی این شهر الله است و تو را فراخوانده اند تا به قدر تشنگی و توان و در حد ظرفیت وجودی از این چشمه رحمت بنوشی و در راه عبودیت خدا بکوشی. اینک که آمده ای و مهمان این بزم حضوری،وقت تنگ و مجال گذررا باید مغتنم شمرد. با چه آمده ای و با چه باز می گردی؟و کدام تغییر حالت و خصلت و عادت را این ماده خودسازی به ارمغان خواهی برد؟

خودمانی بودن با خدا هم موهبتی است!کسی نیست که بشنود،خودت هستی و خدایت. با خودت صمیمی باش، یک رو و خودمانی و بی پرده. کمی در کوچه پس کوچه های روح خویش بگرد.لحظاتی کارنامه خود را مرور کن، چه می بینی؟...نقاط روشن آن بیشتر است یا نقاط تیره اش؟ حسنات و سیئات، چه نسبتی با هم دارند؟ماهها انتظارمی  کشیدی که باز هم ماه خدا برسد و دست نیاز و پای طلب، به این آستان و این سوی، برآوری و بکشی.

هنوز لذت اشک ریختنها و نالیدنهای شبهای احیاء در کام جانت باقی است و طراوت معنویت باز آن همخوانی و همنالی با انبوه خدا جویان عاشق و صادق،هنوز هم چون نسیمی خوش بوی ،فضای جانت را معطر ساخته است. بنا بود رمضان گذشته آمرزیده شوی و غفران الهی را چون مدالی بر گردن بیاویزی ،اما چه شد؟ امسال رمضان همان حال و هوای معنوی را دارد. رحمت الهی همیشه جاری و ساری است،اگر کوتاهی است،از ماست.گر گدا کاهل بود ،تقصیرصاحب خانه چیست؟ 

قرار نیست که تاملات رمضان را شبهای سرنوشت سازقدررا ،لحظات نورانی و عرفانی سحر را، حالات خوش جلسات دعا و قرآن را ، حظور قلب نماز شب و نوافل را در ماه رمضان جا بگذاری و باز هم عریان از این همه جامه های بهشتی ،وارد شوال شوی. پس عید فطر برای چیست؟ آنچه عیدی خواهی گرفت،باید در طول سال و همه عمر، همراه داشته باشی،خرجش نکنی،جایی نگذاری،گم نکنی،از دستت نگیرند...

راستی سوغات در این سفر معنوی به شهر الله چیست؟باری ...آینه بردار،کمی در خویش بنگر،در خلوت خویش، با خودت صمیمی باش.کیستی ،کجایی؟چه می کنی؟چه داری؟

رمضان را مفت از کف مده!

                                                    جواد محدثی

نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 2:16

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] پارامتر

 موضوع: آموزشی

نویسنده: عطری

   

                  Parameter (Mathematical):

                                                   

In mathematics, the difference in meaning between a parameter and an argument of a function is that the parameters are the symbols that are part of the function's definition, while arguments are the symbols that are supplied to the function when it is used. The values or objects assigned to the parameters by the corresponding arguments of a function. So, parameters are effectively constants during the evaluation or processing of that function or system. The value of arguments can change outside of the function and between function usages. This distinction, the parameter's constancy, is a key part of the meaning of a parameter in any situation, often in usage beyond just mathematics.

 

 پارامتر  از دید ریاضیات:

 

در ریاضیات ،تفاوت  بین معنی پارامتر و آرگومان تابع این است که پارامترها نمادها ئی هستند که بخشی از تابع تعریف شده هستند. در حالی که آرگومانها نمادهائی هستند که ازطریق خود تابع، هنگامی که تابع استفاده می شود، به وجود می آیند. مقدار مربوطه به پارامترها بوسیلۀ آرگومان های متناظر یک تابع، ارجاع می شوند. بنابراین پارامترها ثوابت مؤثری هستند، در طول ارزیابی یا فرآیند یک تابع یا سیستم. مقدار مربوطه به آرگومان می تواند در بیرون یا در میان  توابعی که مورد استفاده قرار می گیرند ،تغییر کند.  این امتیاز و برتری ثابت بودن پارامتر یکی از کلیدهای معنی پارامتر در هر شرایطی و اغلب درکاربرد هر چه بیشتر ریاضیات می باشد.

 

 

         ® Source: parameter - Wikipedia 

 

نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 1:50

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] انجمن علمی ریاضی

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی

انجمن علمی ریاضی

(ورودی های جدید حتما بخوانید)

با سلامی همچون بوی برگهای پاییزی به شما دوستان عزیز
امیدوارم که همراه و همگام با ما بتوانید پله های رفیع علمی را پیموده و گام بر سقف آسمان گذارید.انجمن علمی ریاضی دانشگاه جهت ارتقای علمی و فرهنگی دانشجویان این دانشگاه  و در جهت پیشبرد اهداف عالی خود در نظر دارد از میان دانشجویان ورودی جدید اقدام به عضوگیری نماید بدین منظور بروشورهایی را جهت راهنمایی در بین شما عزیزان پخش کرده تا اطلاعات لازم را به شما عزیزان انتقال دهد و در این مطلب به ارائه مطالب تکمیلی می پردازیم.


اهم فعالیتها

تحقیق و بررسی بر روی مقالات و مقولات روز ریاضی
ارایه تحقیقات دانشجویان مستعد در جشنواره های مختلف ریاضی
ایجاد جو همکاری و امور مشترک و ایجاد زیر گروههای تحقیقاتی جهت انجام تحقیقات در مقولات علمی
فراهم سازی جلسات بحث و گفتگو و کنکاش در مطالب علمی
حمایت از نویسندگان حرفه ای و آماتور جهت ارایه مطالب علمی و فرهنگی با درج مطالب در وبلاگ و نشریه پارامتر
تشکیل اردوهای فرهنگی جهت آموزش امور گروهی و ایجاد آرامش فکری جهت پیشبرد سایر اهداف
تشکیل کلاسهای آموزشی در شاخه های مختلف جهت اعضا و سایر دانشجویان
ایجاد بستر پژوهش برای هر یک از اعضا


نحوه عضویت
دانشجویانی که مایل به عضویت در انجمن باشند می توانند با مراجعه به دفتر انجمن و تکمیل فرم عضویت انجمن ریاضی عضو این انجمن گردیده و از مزایای فراوان آن استفاده کنند.

با تشکر

نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 9:19

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] Just For Fun

 موضوع:

نویسنده: عطری

Have you ever thought about colors?

 

 

Navy blue= Indigo: very dark blue.

آبی خیلی پر رنگ.

Royal blue: deep bright blue.

آبی خیلی روشن.(آبی مایل به ارغوانی).

Pale blue: light blue containing a lot of white and not strong or bright.

آبی کمرنگ مایل به سفید.

Khaki: a strong greenish or yellowish brown fabric, used especially for making military uniforms.

خاکی رنگ(لباس نظامی).

Buff: yellowish-brown.

زرد نخودی.

Orange: reddish yellow.

پرتقالی.

Peach: pinkish orange.

پرتقالی مایل به صورتی.

Crimson: dark red.

قرمز سیر.

Sea green: bluish green like the sea.

سبز مایل به آبی.

Emerald green: a bright green.

سبز روشن(زمردی).

Olive green: yellowish green.

سبز مایل به زرد(زیتونی).

Salmon pink: orange pink, like the flesh of salmon.

صورتی مایل به پرتقالی وشبیه پوست قزل آلا.

Russet: reddish brown.

قهوه ای مایل به قرمز(حنایی).

Tangerine: deep orange yellow.

زرد مایل به پرتقالی(نارنگی).

Mauve=Lavender=lilac: pale purple.

ارغوانی کمرنگ.

Tan: yellowish brown.

قهوه ای مایل به زرد.

Violet: bluish purple.

بنفش مایل به آبی.

Rose: rose color.

 رنگ نوعی از رُز

Turquoise: greenish blue.

آبی مایل به سبز (فیروزه ای).

Scarlet: bright red.

قرمز روشن(سرخ رنگ).

Beige: light yellowish brown.

قهوه ای روشن مایل به زرد(بیژ).

Maroon: brownish red.

قرمز مایل به قهوه ای(خرمایی).

Teal: a bluish green.

سبز مایل به آبی.

Plum: a dark reddish purple.

ارغوانی مایل به قرمز سیر.

 

نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 3:11

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] عنوان ندارد!

 موضوع: همینجوری

نویسنده: خدابخش

Be strong enough to face the world each day

به اندازه کافی قوی باش تا هر روز با دنیا روبرو شوی.

Be weak enough to know you cannot do everything alone

به اندازه کافی ضعیف باش تا بدانی که نمی توانی همه کارها را به تنهایی انجام دهی.

Be wise enough to know that you do not know everything

به قدر عاقل باش تا بدانی که تو همه چیز را نمی دانی.

Be foolish enough to believe in miracles

به قدر کافی نادان باش تا معجزه را باور کنی.

Be the first to congratulate an opponent who succeeds

اولین نفری باش که به رقیب پیروزت تبریک می گویی.

Be the last to criticize a colleague who fails

آخرین کسی باش که از همکلاسی شکست خورده ات انتقاد می کنی.

Above all be yourself

بالاتر از همه خودت باش.   

Wow a good luck and good life

خوشبخت باش و زندگی خوبی داشته باش.

نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 18:3

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  

Desigened by Ahad ------------------------------------------------------------------------- Copyright ©  2006 Oskupnu.com