تبليغاتX
دانشجویان پیام نور اسکو


این سایت مربوط به دانشجویان دانشگاه پیام نور است و هیچ ارتباطی به دانشگاه ندارد

 

 آرشیو موضوعی

طنز
علمی
آموزشی
سرگرمی
مذهبی
خبر
عاشقانه
بیقراری ها
کارت پستال
همینجوری
مرتبط با تاپیک
پیام نور

 آرشیو تاریخی

 پیوندها

 دیده ها

   RSS

 ] بابا وللش

 موضوع:

نویسنده: جباری

 

با سلامی دوباره

  بابا این حرفها رو ول کنین این حرفها که تمومی نداره هی از مشکلات بگو مگه تموم می شه ؟ خوب معلومه که نه پس زیاد خودتون رو اذیت نکنین.

  (البته ببخشین که از تاپیک خارج می شم)

  در زندگی هر کسی مسائل و مشکلات و حرفهایی وجود دارد که فقط به شخص خودش مربوط می شود مخصوصا در این برهه از زندگی هر شخص (منظورم تو مایه های سن ما) البته شاید این موضوع همه گیر نباشد اما به هر حال اکثر ما دچار آن می شویم من خیلی با خودم کلنجار رفتم که از این حرفها بنویسم یا نه چون اکثر افراد نمی دونند که آدم چی می گه و این آدم رو آزرده خاطر می کنه و اینکه همه این مسائل رو میدونن ولی خودشون رو همیشه به کوچه علی آقا چپی می زنند مثل من و شما ولی من به خودم جرات دادم و به این نتیجه رسیدم که...

 


ادامه مطلب

نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 12:15

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] درد دل

 موضوع: پیام نور

نویسنده: بهزادی
همه چیرو گفتید جزءاینکه اگه می خوای سرت سلامت باشه باید حرف نزنی....

اینکه حق نداری از وضع موجود شکایت کنی،باید بخوای نخوای بسازی،می گن همینه که هست!

اگه شکایت کنی بالاخره یه طوری حالتو می گیرن.ترم گذشته یه استاد واسه یه درس اختصاصی ما می اومدن قرار بود در هفته 4ساعت واسه ما تدریس کنن،اولین جلسه دو ساعت و نیم شد ،دومین جلسه شد دو ساعت،من دیدم خیر انگار این دیر اومدن ها تمومی نداره رفتم گفتم این چه وضعیه ما که علاف نیستیم خب دیر میان ما هم نیاییم ،سومین جلسه یک ساعت و نیم شد،دیگه قاطی کردیم رفتیم به رییس دانشگاه گفتیم،فکر کنم حال استاد رو گرفته بودن آخه نمی دونید با توپ و تانک پر اومدن کلاس ...با زبان بی زبانی گفتن حالتون رو می گیرم...کار خودشم کرد .این وسط نمی دونم کی راپورت منو داده بود،خلاصه جاتون خالی توی این درس منو انداخت،اعتراض دادم جواب ندادن یه روز خودشونو دیدم گفتم ورقمو پیش خودم اصلاح کنید گفت امکان نداره وقت اعتراض گذشته و نمی دونم از این حرفها...منم که نمی خواستم پاچه خواریشو بکنم بی خیال شدم.من نمی گم خیلی خوب ورقمو نوشته بودم ولی کمه کمش می تونستم پاس کنم.

نمی دونم چرا اینطوریاست فقط که دانشگاه نیست هر جا یکی بخواد از یکی یا از یه چیزی انتقاد کنه بالاخره یه طوری حالشو می گیرن...اگه اعتراض کنی باید حتما منتظر یه لرزشه 7ریشتری هم باشی،بعد هم میگن آزادی کلام هست آخه کو ،کجاست،بذار در کوزه آبشو بخور.

و اما در مورد بودجه ،والله ما که چیزی ندیدیم،تا حالا که فقط یه انجمن بودو سه تا رشته وضعمون این بود بعد ازاین که دیگه فاتحمون خونده شده.می دونید تقصیر بعضی دانشجوهام هست ،جلسه بسیج دانشجویی خواهران که بود اونهایی اومدن مسئول بودجه و تدارکات و امور فرهنگی و....شدن که به خدا من اصلا توی دانشگاه ندیده بودم تنها دلیل اینکه اونا رو قبول کردن این بود که ترم بالایی بودن به ما گفتن برید بزرگ بشید بعدا بیایید، نمی دونم اون روز ترم بالایی های ریاضی کجا بودن....خلاصش اینکه وقتی اونا این مسئولیت رو قبول می کنن و میرن دیگه بیخیال کارشون ،خب معلومه دیگه چطوری میشه .باید یکی باشه دنبالشو بگیره اصلا مجبور کنه که واسه دانشجوها امکانات بدن...آدم بخواد یه کاری بکنه جونش در میاد تو این دانشگاه ،اون جشنی که توی دانشگاه گرفته بودیم حتما یادتونه ،چند تکه توری که زده بودیم نمی دونید بچه ها از چند تا مسجد جمع کرده بودن،همه جاشونو دوخته بودیم ،نمی دونید با چه مصیبتی اونها رو چسبوندیم ،می رفتیم گدایی از اون بهتر بود،آخر کار هم وقتی همه چی تموم شد یکی از کارکنان محترم ازمون پذیرایی کردن و حالمونو گرفتن ،هیچ وقت یادم نمی رههههههههههههههه ... . خب اینها هم درد دلهای من بود البته بگم نه همشون.

 

 

نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 0:27

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] ما که .....

 موضوع: پیام نور

نویسنده: خدابخش
چند روزی بود اینترنت سیستمم مشکل داشت که با سعی و کوشش تونستم رفعش کنم.نمی خواستم چیزی بنویسم ولی متن ها رو خوندم و یه اعتراض دارم به یه قسمت از نوشته ی آقای جباری.اون قسمت که نوشته بودن پیام نور خرخونی روزانه رو نداره.من می نویسم شما قضاوت کنین.

درسته که روزانه ها سر کنکور رسما خرخونی کردن ولی الان ما بدتر از اونها شدیم.یعنی باید اینطوری باشیم(البته اگه قصد پاس کردن واحدهامونو داریم.)چرا که ما باید کتابهای چاق و چله ای که انتشارات پیام نور به طرز وحشتناکی منتشر می کنه رو تمام وکمال با جلسات انگشت شمار کلاس ها بخونیم وتا ته تهش امتحان بدیم.اونم امتحانی که طراح سوالش رو یه بار هم ندیدیم چه بمونه که طرز سوال دادنشو بدونیم.در یک کلام برای پاس کردن یک واحد به قولی تمام امواتمون جلوی چشممون رژه می رن.اونوقت اونها(روزانه ها)کتاب های لاغر و جزوه هایی که اغلب استاد جونهاشون براشون خلاصه کردن رو طی جلسات مکرر می خونن آخر سر هم از یه تعداد سوالهایی که مطمئنن استادشون اونهارو می ده امتحان می دن و با نمره هایی که ما خوابش رو هم نمی بینیم قبول می شن و....

حالا کی بیشتر زحمت می کشه ما یا اونها؟

به نظر من ما از همه بیچاره تریم بیشتر از روزانه پول می دیم و بیشتر از هر دوتاشون درس می خونیم.

 البته درس خوندنی که مد نظر من بود درس خوندن برای نمره بود از جهات دیگه که اصلا قابل مقایسه نیستیم.(به خاطرامکانات و ........و البتهدرس خونیبیشتر روزانه ها).

نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 23:9

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مثل اینکه ما هم بودجه فرهنگی داشتیم

 موضوع: پیام نور

نویسنده: کاظمی
مثل اینکه ما هم بودجه فرهنگی داشتیم

دیدم عزیزان نویسنده وبلاگ به اکثر مشکلاتی که در این چند روز برای ما در دانشگله پیش اومده بود اشاره کردند من هم گفتم به مشکلی بپردازم که از مدتها پیش ما رو اذیت می کرد فکر می کنم فهمیده باشین که می خوام در مورد چی بنویسم آره در مورد بودجه پیام نور می خوام بنویسم. مخصوصا بودجه فرهنگی که باعث می شه ما همیشه با مشکلاتی روبه رو بشیم. حالا به صحبتهای آقای رئیس در این مورد توجه کنید:

رييس دانشگاه پيام نور گفت: امسال به منظور حمايت از تشكل‌‏هاي دانشجويي، سرانه دانشجويي در بخش فعاليت‌‏هاي فرهنگي فوق برنامه افزايش يافت.
دكتر عليرضا علي‌‏احمدي, رييس دانشگاه پيام نور, در گفت و گو با خبرنگار ايلنا, افزود: امسال براي حمايت از تشكل‌‏هاي دانشجويي، سرانه يك هزار و 750 تومان سال گذشته، به 5 هزار تومان به ازاي هر دانشجو در سال تحصيلي جديد افزايش پيدا كرد.
وي تصريح كرد: دانشگاه پيام نور در همه مراكز و واحدهاي خود داراي انجمن علمي در رشته‌‏هاي مختلف تحصيلي است.
علي‌‏احمدي افزود: در اكثر واحدهاي دانشگاه پيام نور بسيج دانشجويي فعال است.
وي اعلام كرد: علاوه بر بسيج دانشجويي، تشكل‌‏هاي صنفي و سياسي نيز در اين دانشگاه فعاليت مي‌‏كنند.
رييس دانشگاه پيام نور افزود: اميدواريم كه مسوولان مراكز واحدهاي پيام نور با تعامل سازنده با دانشجويان كه در قالب تشكل‌‏هاي رسمي دانشجويي فعاليت مي‌‏كنند، به پر كردن اوقات فراغت آنان كمك موثر كنند.
(لینک خبر)

حالا با این حساب سال گذشته دانشگاه ما حدود 300 یا 400 دانشجو داشت که بودجه فرهنگی چیزی میشد بین 500 تا 700 هزار تومان بودجه برای کارهای فرهنگی که همنطور که آقای احمدی در این پیام به موارد فرهنگی اشاره کردند برنامه خاصی در سال گذشته برای این بودجه فرهنگی در دانشگاه ما نبود. چون در سال گذشته تازه بخش بسیج دانشجویی در دانشگاه تاسیس شد و تا سال گذشته فقط یک انجمن علمی در دانشگاه وجود داشت و اکثر اردوهای دانشجویی با مخارج خود دانشجویان برگزار می شد.

حالا با یه حساب سر انگشتی با توجه به ورودی های جدید و افزایش سرانه امسال دانشگاه ما حدود 3 میلیون تومان بودجه فرهنگی داره. که امیدوارم این بودجه صرف مواردی بشه که به نفع دانشجویان عزیز باشه و باعث ارتقای سطح علمی و سطح فرهنگی اونا بشه.

پس من هم مثل همه شما منتظرم تا ببینم که امسال با این بودجه فرهنگی چیکار می کنن. البته ما باید خودمون هم تلاش کنیم تا این بودجه رو جذب کنیم.(البته این یه حساب سر انگشتی بود که با مصاحبه خود آقای رئیس انجام شده بود)

پیام نور اسکو - فراگیر پیام نور - نتایج آزمون

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 12:32

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مقایسه

 موضوع: پیام نور

نویسنده: جباری

بسمه تعالی

با عرض سلامی دوباره

  من می خوام خیلی خلاصه درباره این دانشگاه با شما سخن بگویم.

  به نظر من دانشگاه سراسری مال خرخوانهاست (البته منظورم اونهاییست که بیشتر درس می خونند) و کسانی که معلم خصوصی میگیرند و کلاسهای آنچنانی میروند و ...

   اما دانشگاه آزاد هم که اکثرتون میدانید نافش را با پول بریدند در آزمون این دانشگاه خودشون یک گزینه ای را گذاشتند برای اعلام حضور در امتحان که اگر آن را بزنی صد در صد قبولی فقط باید پول داشته باشی تا در اونجا درس بخونی حتی دوست من می خواست در اونجا به تحصیل بپردازه که سر از پا درازتر آمد و به من گفت که فقط شهریه ثابت ما پانصد هزار و خورده ای میشه و بیچاره برگشته بود و ...

   فقط این وسط می مونه دانشگاه عزیز خودمون پیام نور که نه خرخونی سراسری رو  میخواد و نه شهریه آزاد رو بخونین و کیفشو ببرین. البته اینهم نواقصی داره که اونارو هم در بحثی جداگانه بهش می پردازم. 

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 10:54

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] چه جوری؟

 موضوع: پیام نور

نویسنده: مختاری

آره تو پیام نوراز این ورق به اون ورق هم که سهله از این روز به اون روز هم حرفشون یکی نیست ، دیروز با معدل ترم اول باید ثبت نام می کردی و امروز با معدل ترم دوم .فکر کنم یه نفر تازه از راه رسیده و داره خودی نشون می ده .آخه چرا ؟!

چی می شه کرد که باید مثل بچه آدم سرت و بندازی پایین و درس تو بخونی .

امروز یه کم حالم گرفته اس ، یعنی گرفتن . آخه می دونید چیه ، بری و بشینی از این ور و از اون ور ، کتاب بخونی و یه مطلب هم بنویسی و کلی وقت پاش صرف کنی آخرش چی. بهت نگن خوب نیست ، بهت نگن ادبی نیست و ...

بهت بگن متنتون انشایه،اصلا چقدر وقت پاش صرف کردین و ...

واحسرتا

یواش یواش داشت استعدادمون شکوفا می شد که باد سردی وزید و همه شو پژمرده کرد . باشه عیبی نداره می ریم باز هم کتاب می خونیم و مطلب می نویسیم و باز هم و بازهم تا شاید از انشایی دراومد

از قدیم و ندیم گفتن نابرده رنج گنج میسر نشود شنیدن کی بود مانند دیدن

نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 23:38

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] ادامه مطلب

 موضوع: پیام نور

نویسنده: خدابخش
متن خیلی خوبی بود همه ی مشکلات رو بیان کرده بود غیر از این قانون جدید که وضع شده.اینکه باید با معدل ترم ماقبل آخر انتخاب واحد می کردیم.این قانون که نمی دونم کی وضعش کرده به ضرر خیلی ها تموم شد مثلا کسانی که ترم سه مشروط شده بودند یک بار ترم چهار ۱۲ واحد برداشتند یک بار هم این ترم.خلاصه دو بار تاوان یک ترم مشروط شدن رو دادند.

دیگر اینکه از این اتق به اون اتاق که سهله از این برگه ی انتخاب واحد به اون برگه هم حرفشون یکی نیست.مثلا توی برگه ما سقف واحد ۱۷ بود توی یک سری دیگر ۱۶.جاتون خالی دچار چه مصیبتی شده بودیم.

دردهای پیام نور تمومی نداره متاسفانه.ولی به قول شاعر چه گویم که ناگفتنم بهتر است .......... 

نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 23:45

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] درد دل

 موضوع: پیام نور

نویسنده: مختاری

پیامه نور

اسمش که خیلی قشنگه پیام نور که تو این دو سال فقط اسمش برام جالب بود

ولی اصلا ً بهش نمی یاد به قول یکی از بچه ها باید پیام زور می ذاشتن .هر کی از راه می رسه واسه خودش یه قانون وضع می کنه همه چی دلبخواهی و ما هم که زورمون به هیچ کی نمی رسه و مجبوریم همه اش رو قبول کنیم .

آخه دیروز رفته بودیم برای انتخاب واحد ، شهریه ثابت مون که هر سال بیشتر می شه نمی دونم چرا اصلا ثابت نمی مونه ولی شاید واسه این اسمش رو ثابت گذاشتن که همیشه اون 15 % افزایش ثابته .

 تو دانشگاه همه چیز از این اتاق به اون اتاق فرق داره تو این اتاق می گن حذف واضافه نمی شه تو اون یکی یه چیزی دیگه و ... ولی کاش فقط اینها بود آخه وقتی وارد دانشگاه شدم دیدم هرکی یه طرف ولو شده و یه برگه انتخاب واحد تو دستش و یه جوری می خواد پرش کنه ولی نمی شه

یکی نمی تونه این درس رو برداد ه یکی اون درس رو یکی از استادش خوشش نمی یاد یکی وقتش براش مناسب نیست و یکی براش کلاس تشکیل نمی شه و هزار مشکل دیگه

کلاسهارو نگو آخه ما جمعاً 1.5 عدد کلاس داریم و اگه اشتباه نکنم 5ورودی مدیریت ، 3 ورودی ریاضی ، 3 ورودی اقتصاد و دو رشته هم تازه قبول کردن که اگه هر ورودی حول و حوش 50 نفر باشه تقریبا می شه 650 نفر

که با این اوضا اگه کلاسهامون 24 ساعته هم برگزار بشه باز هم نصف کلاسها نمی تونه تشکیل پیدا کنه . ولی پشت دانشگاه دو کلاس جدید احداث می کنن که اگه اونا رو تا شروع کلاسها تموم نشه فاتحه مون خودندست .

کتابها رو که اصلا نگو

هرکس یه فوق لیسانس می گیره یه جزوه برمی داره و روش یه جلد می زنه و پایینش می نویسه     از سری انتشارات آموزشی متون درسی  که حتی فهرست هم نداره . حالا گذشته از این ها بعضی ها هم یه چیزهای از خودشون اضافه می کنن که وقتی می خونیشون مغزت سوت می کشه

چاپش هم که افتضاحه . اگه با دست می نوشتن خدایش خیلی خوب می شد یه حرف این طرف یه حرف اون طرف یه سطر این طرف یه سطر اون طرف . و بدبختیت هم اونجاست که باید تمام کتاب رو بخونی چون نمی دونی سوالات رو کی می ده

فکر کنم اگه لیسانمون رو بگیریم با این مهارتها بتونیم هر کدومون یه کتاب بنویسیم.

سرتو ن زیاد درد نیارم ولی با این وضع و احوال پیام نور که قربونش برم هی دانشجو پذیرش می کنه رسمی ، فراگیر و ... و اصلا دلش نمی یاد هیچ کی رو رد کنه با این اوصاف خدا آخر عاقبت ما رو بخیر کنه

نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 15:8

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] همینجوری

 موضوع:

نویسنده: عطری

یه سوال مهم: هر کی خواست جواب بده

Dears, what have you done for God today?

(Please think about.)

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 21:46

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] نقدی بر کاهش شهریه ها

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی

گزارشی از کاهش شهریه دانشگاه پیام نور (با شکلک هایی برای نشان دادن راست و دروغ)

رئيس دانشگاه پيام نور از كاهش 15 درصدي شهريه اين دانشگاه در سال تحصيلي جديد خبر داد.

به گزارش فارس، عليرضا علي احمدي در نشستي خبري گفت: در سال تحصيلي جديد شهريه تمام دانشجويان سالهاي قبل اين دانشگاه علي‌رغم تورم بدون هيچ تغييري ثابت مي‌ماند.

وي افزود: شهريه تمام دانشجويان كارشناسي و دكترا ورودي امسال اعم از فراگير و سراسري از آنچه كه در دفترچه انتخاب رشته اعلام شده بود 15 درصد كاهش مي‌يابد.

رئيس دانشگاه پيام نور اظهار داشت: براي جبران كاهش منابع مالي در سال تحصيلي جاري ضمن كاهش هزينه‌ها از بانكها براي تامين منابع كمك گرفته مي‌شود. (منظورشون همون ژتون غذایی که از ترم پیش قطع شده )

علي احمدي گفت: در سال جاري براي حل مشكلات عمراني دانشگاه پيام نور در صدد اخذ وام از بانك ملت به مبلغ 20 ميليارد تومان هستيم همچنين در صدد اخذ وام از بانك توسعه هستيم تا بتوانيم بخشي از تجهيزات و امكانات دانشگاه را فراهم كنيم ضمن اينكه اين دانشگاه‌ از امكانات بلااستفاده ساير مراكز دولتي استفاده مي‌كند.

وي با اشاره به اينكه نتايج آزمونهاي فراگير كارشناي و كارشناسي ارشد روي سايت سنجش (والله ما که نتونستیم پیداش کنیم یه سایت داشتن اونم که خاموشه) قرار دارد گفت: بالغ بر 250 هزار دانشجو در مهر و بهمن امسال جذب دانشگاه پيام نور مي‌شوند كه بر اين اساس آمار دانشجويان اين دانشگاه به 700 هزار نفر مي‌رسد.

علي احمدي با بيان اينكه دو سوم دانشجويان دولتي در دانشگاه پيام نور تحصيل مي‌كنند گفت: از اين پس دستياران علمي كه مدرك كارشناسي ارشد معتبر دارند و در مناطق محروم خدمت مي‌كنند پس از 2 سال خدمت استخدام مي‌شوند.

خودتون دربارش قضاوت کنین (البته اگه ...............نمی ترسین)

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 21:41

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] خواستم یه چیزی گفته باشم.

 موضوع: همینجوری

نویسنده: خدابخش
سلام به همگی و امیدوارم که خوب باشید.

می گم فکر نمی کنید که وقتشه که موضوع وب لاگ رو عوض کنیم؟در ضمن من هیچ پیشنهادی ندارم.

موفق باشید.

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 13:4

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] یک شعر

 موضوع: همینجوری

نویسنده: خدابخش
هر آینه نیاز مندم بودی کاش بگویی.

کس نگفته است که زندگی کار ساده ای است گاهی بسیار ناجوانمردانه می نماید.

اما با تمام فراز و فرودهایش زندگی ... از ما انسانی بهتر و نیرومند تر می سازد. حتی اگر در لحظه حقیقت آن را در نیابیم.به یاد آر ... که در آزردگی رنج از خود دور کنی و در دلتنگی بگذاری اشکهایت جاری شوند و در خشم خود را رها سازی و در ناکامی بر خود چیره شوی .تا می توانی یار خود باش. میتوانی بهترین دوست خود باشی.

اما به هنگام آشفتگی مرا خبر کن!می کوشم بدانم چه وقت باید در کنارت باشم.اما گاه ممکن نیست پس خبرم کن.عشق بالاترین هدیه ای که می توانیم به هم بدهیم. و ایثار یکی از بزرگترین لذتهایی است که به ما ارزانی شده.من اینجایم هر زمان و همیشه تا هر آنچه دارم به تو هدیه دهم.

لوری وایم.

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 12:58

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مساحت قسمت حاشور خورده

 موضوع:

نویسنده: جباری
سلام بچه ها

این شکل را که می بینید یک مربع است که داخلش

چهارتا ربع دایره قرار گرفته است و مسلما این چهارتا

باهم برابرند (البته ببخشید که شکلش را نتوانستم کاملا

درست بکشم) شما طول ضلع مربع را  a  فرض کنید و

مساحت قسمت حاشورخورده را بدست آورید.هر کسی

توانست به خودش یک آفرین درست و حسابی بگوید.

(البته یادآور بشوم که برخلاف مسئله قبلی خودم این مسئله را حل

کرده ام.)

 

نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 11:40

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] فقط برای امروز

 موضوع:

نویسنده: مختاری

only for today

یه چند وقت پیش داشتم با یکی از بروبچ walking می کردم و هی می رفتیم و می گفتیم و هی ...

اون تو حرفهاش یه جمله ای گفت که من درست خوب نگرفتمش ولی چون یه کم عجع و جغ بود اون رو پای زیاده حرفی اش نوشتم و تو گوشه ای از حافظه سپردمش و هراز گاهی هم یادم می افتاد.و اون هم این بود (( می خوام فقط برای امروز زندگی کنم))

این روزها که free time ام یه کم زیاد شده یه کتاب برداشتم و داشتم می خوندم که یه لحظه به قسمتی رسیدم که نوشته بود( فقط برای امروز ) که اون جمله یادم اومد و حالا می فهمم که اون چی گفته بود

یه قسمت شو واستون می نویسم امیدوارم که خوشتون بیاد اگه خوشتون هم نیاد اشکالی نداره چون حتما خوشتون می یاد

فقط برای امروز

فقط برای امروز شاد خواهم بود

فقط برای امروز خواهم کوشید که خود را با آنچه هست سازگاری دهم

فقط برای امروز به فکر سلامتی خواهم بود و لحظه ای درمواظبت آن اهمال نخواهم ورزید

فقط برای امروز اندیشدن ام را تقویت خواهم بخشید

فقط برای امروز روحم را متعالی خواهم ساخت

فقط برای امروز با همه مهربان خواهم بود

فقط برای امروز با خدایم خواهم بود و پاره ای از وقت خود را با او خلوت خواهم کرد و اسرار خود را نزد او فاش خواهم کرد

و فقط برای امروز می کوشم که برای این روز زندگی کنم

زیرا دیروز امروزی بود و فردا هم امروزی خواهد بود

نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 13:54

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] اشک

 موضوع: مذهبی

نویسنده: کاظمی
اشک

قطره‌ دلش‌ دريا مي‌خواست. خيلي‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود.
هر بار خدا مي‌گفت: از قطره‌ تا دريا راهي‌ست‌ طولاني. راهي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري. هر قطره‌ را لياقت‌ دريا نيست.
قطره‌ عبور كرد و گذشت. قطره‌ پشت‌ سر گذاشت.

قطره‌ ايستاد و منجمد شد. قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد. قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت. و هر بار چيزي‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوري‌ آموخت.
تا روزي‌ كه‌ خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره‌ را به‌ دريا رساند. قطره‌ طعم‌ دريا را چشيد. طعم‌ دريا شدن‌ را. اما...
روزي‌ قطره‌ به‌ خدا گفت: از دريا بزرگتر، آري‌ از دريا بزرگتر هم‌ هست؟
خدا گفت: هست.
قطره‌ گفت: پس‌ من‌ آن‌ را مي‌خواهم. بزرگترين‌ را. بي‌نهايت‌ را.
خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت: اينجا بي‌نهايت‌ است.
آدم‌ عاشق‌ بود. دنبال‌ كلمه‌اي‌ مي‌گشت‌ تا عشق‌ را توي‌ آن‌ بريزد. اما هيچ‌ كلمه‌اي‌ توان‌ سنگيني‌ عشق‌ را نداشت. آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توي‌ يك‌ قطره‌ ريخت. قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور كرد. و وقتي‌ كه‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چكيد، خدا گفت: حالا تو بي‌نهايتي، چون كه‌ عكس‌ من‌ در اشك‌ عاشق‌ است.

پیام نور - دانشگاه پیام نور اسکو - نتایج آزمون فراگیر پیام نور - نتایج کنکور ۸۵

منبع: علیوارم

نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 11:0

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] روایاتی در مورد مهدی موعود

 موضوع: مذهبی

نویسنده: عطری

 

قال الله تعالی: اِِعْلَمُوا اَنَّ اللهَ یُحْیِ الْاَرْضِ بَعْدَ مَوْتِها، قَد بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلّکُمْ تَعْقِلُونَ .

بدانید که خداوند زمین مرده را زنده نگه می دارد، ما آیات خود را برای شما آشکار ساختیم تا درباره آن تعقّل کنید.(قرآن مجید )

 

شیخ طوسی در کتاب " غیبت " از عبدالله بن عباس روایت نموده که در تفسیر این آیه گفت :

خداوند زمین را که با بیدادگری مردم خواهد مرد با ظهور قائم آل محمد  (ص) زنده می گرداند و " آیات " ،که خداوند آشکار می سازد، آن حضرت است.

 

کلینی در "کافی" از حضرت امام محمد باقر(ع) روایت کرده است که در تفسیر این آیه فرمود :

خداوند زمین را با عدالت جهانی زنده می کند ،از آن پس که با بیداد ستمگران مرده باشد.

 

مهدی موعود- جلد سیزدهم بحارالانوار- ترجمه علامه مجلسی

 

 

 

 

نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 23:52

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]
نویسنده: جباری

نوشته های رنگین و زیبای رامتین جون رو هم ضمیمه این کارت پستال کنید.

نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 16:21

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع: کارت پستال

نویسنده: مختاری

نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 15:0

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] عید مبارک
نویسنده:

 تاجمعه ای دیگر  نشینم به انتظارت تا بیایی ای تک سوار کوی عشق

گر عمری باشد و تو بیایی و سالی دیگر در عید زادروزت آمدنت را جشن بگیریم

قدومت گلباران

عاشقان عیدتان مبارک

نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 13:49

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] اللهم عجل کن لولیک الفرج
نویسنده: مختاری

دیروز با بچه ها یه پاتوق دوستانه ای زده بودیم و داشتیم و در مورد زندگی و درس و مشق و این جور چیزا گپ می زدیم که یهو یکی از بچه ها کانال و عوض کردو زد تو خط انتظار !!!! ، یه حرف عجیبی !!!!! که من رو تو عمق وجودم غرق کرد انگار یه لحظه به درازای دو هزار سال توی اون جمع نبودم و...

 گفت همه که دم از انتظار می زنن و برای ظهور آقا لحظه شماری می کنن.لیاقتش را دارند؟؟ !!!! بیشترشون اونهایی هستن دست به هر کاری می زنن و دم از انتظار هم دارن ؟!!!!!!

(چون از دیروز زیاد فکر کردم همه حرفامون یادم نمی یاد ولی) یادمه تو جوابش گفتم : یکی از نشانه های ظهور آقا اینکه توجه همه و همه به امام زمان (ع) زیاد می شه و همه جا سخن از ایشون می شه و بعد از کلی جرو بحث آخرش گفتم : می دونی توی نامه ای که آقا تو یکی از مسجد های لبنان انداخته چی بود !

فرموده بود (( برای تعجیل در فرجم بسیار دعا کنید ))

بسیار دعا کنید

آری ما را در پشت میله های زندان اعمال زشتمان می بینی و به حال ما غصه می خوری و فقط می گویی برای ظهورم دعا کنید

ای غریب تنها ، کی می شود گرداگرد تو جمع شویم و به چهره ات نظاره گر شویم و خود را از میله های زندان غیبتی که درآن زندانی هستیم برهانیم و با صدای سخنان حیات بخش تو به سوی زندگی حیقیقی رهسپار شویم!!

یا صاحب الزمان ، ای صاحب حوض کوثر و ای منجی بشریت بیا و ما را نجات بده

از این همه فقر و فلاکت !

از این همه مصیبت و بیچاره گی !

و از این همه محرومیت و تیره ورزی!!!!

اللهم عجل کن لولیک الفرج

نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 13:19

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] منابع

 موضوع: علمی

نویسنده: جباری
 

با سلام خدمت عزیزان.

عذر می خوام که یک کمی غیبت داشتم راستش رو بخواهید من نمی دونم که تاپیک چیه ولی منابع آزمون کارشناسی ارشد رشته ریاضی رو پیدا کردم و در وبلاگ قرار میدهم امیدوارم که خوشتون بیاید.

(لا اقل وبلاگ یک مطلبی در مورد ریاضی داشته باشه.)

برای مشاهده روی ادامه مطلب زیر کلیک کنید. 


ادامه مطلب

نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 12:31

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] عید بر همگان مبارک
نویسنده: کاظمی

نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 21:7

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] انتظار
نویسنده: کاظمی

انتظارانتظار انتظار انتظار ...

نمی دونم تا حالا منتظر کسی شدین یا نه امکان نداره که منتظر نشده باشین اما همیشه انتظار کاری ناراحت کننده و عذاب آوره اما انتظاری که همیشه دلچسبه و آدم رو ناراحت نمی کنه انتظار فرج آقا امام زمانه.

آخه انتظار دو راه بیشتر نداره یا وصاله یا همینطور ادامه انتظار حالا اگه انتظاره کسی رو بکشیم و به فرض این شخص نیاد ما نارحت می شیم و از اینکه این همه وقتمون رو برای انتظارش تلف کردیم عصبانی هستیم.

اما اگه انتظار ما انتظار فرج آقا امام زمان باشه یا آقا می یاد و دیدگان مار رو به جمال زیباروی خودشون منور می کنن و یا اینکه همینطور انتظار ادامه پیدا می کنه که در اینصورت اگه منتظر واقعی فرج آقا باشیم باید مطمئن باشیم که می تونیم تو دنیای بعد از مرگ از برکات آقا بهرمند بشیم.

نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 20:19

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] بیا !
نویسنده: مختاری

هر صبح جمعه بر ساحل انتظار می نشینم

و پنجره قلبم را رو به سوی کعبه دل ها می گشایم

و در حسرت یک نگاه می مانم .

نگاهی که بوی یاس می دهد

در کلبه سبز تنهایی ام . نماز سکوت می خوانم

و قنوت عشق می گیرم

و به امید فردایی روشن ،سیاهی شب را به روشنایی پیوند می زنم .

ای که محبتت از عسل ، شیرین تر !

چرا نمی آ یی ؟

چرا نمی آیی تا دست نوازش بر گونه لاله ها بکشی و به پیچک ها ، درس مهربانی بیاموزی ؟

چرا نمی آیی تا خودم را در وجودت پیدا کنم و بفهم که هستم ؛ هستم و وجود دارم

با کدام ساز ، آواز تنهایی ام را بنوازم و با کدام رنگ ، دل تنگی ام را نقاشی کنم ؟

دلم در تلاطم این همه احساس ، غم را فریاد می زند و دستانم ، ترانه سبز روییدن را زمزمه می کند

و نگاهم در پرده استجابت دعا ، تا اوج ، بال و پر می گشاید

می دانم . می دانم که گاهی یادت را در شلوغی دردها فراموش می کنم .

می دانم که گاهی خود را درمیان قاب های شیشه ای زندگی حبس می کنم و تو را نمی بینم و

آوای شیرین آمدنت را نمی شنوم با این حال ، امروز ، ای شقایق !

ستاره های قلبم را از پشت دیوار ضخیم فاصله میان خوم و خودت ، به هم گره زده ام تا مرا با آن نگاهت ،

نگاهی که در پس آن ، خورشید به انتظار نشته ام ، به بلندای آسمانت پرواز دهی تا باور خسته ام ، حقیقت وجدت را فریاد زند

نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 15:55

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] از تو می خواهمش
نویسنده:

از تو می خواهمش

از تو می خواهمش

بار الها در برابر عظمت و بزرگی تو بنده ای ناچیز و حقیر بیش نیستم ولی قلبی دارم مالا مال از عشق به تو که همچون تویی بزرگ را در خود جای داده است

ای که تمام هستی ام را هستی بخشی و نیستی من در کف قدرت لایزالی توست مرا لحظه ای به خودم وا مگذار که بدون تو خسی نا چیزم

ای خدای من تو را دوست دارم و به تو عشق می ورزم نه به خاطر فریبندگی بهشتت و نه بخاطر ترس از دوزخت که تو را به خاطر خودت دوست می دارم و به خاطر مهربانی خودت.
پروردگارا سالیانی چند از عمرمن گذشته و قدمی بیش تا ترک این جسم فانی ندارم و هنوز هم در تب دیدار رخ نازنین ماه عالم تاب می سوزم

ای که دعوی الحاجاتی و اجابت کننده آرزوها خواسته ای از تو دارم که بزرگترین آرزوی من است که دیدگان مرا به دیدار رخ مهدی زیبا رویت منور سازی تا در درگاه تو و در عالمی دیگر اسبابی باشد از جهت فخر فروشی من پس عجل علی ظهورک و جهانی را به دیدار جمال رویش روشن کن

رامتین شایسته

نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 21:44

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] داستانک
نویسنده:

پسرک و سوار

درد دل با که بگویم که دلم پر درد است

دل من تشنه ترین زائر آن ماه رخ دلبند است

منتظر بر در و قلبم به گواهی گوید

که همین جمعه می آید آنکه انوار رخش بر دل من تابنده ست (رامتین)

پسرک از خواب پرید خوابی بس زیبا و رویایی دیده بود خوابی که در آن کسی او را به سوی خویش فرا می خواند خوابی که او را به فکر حرکت و پیدا کردن انداخته بود ولی کجا و چه کسی؟ هنوز هم نمی دانست

دنبال نشانه خواب را گرفت. راه افتاد تا برسد و بیابد.اولین جای نشانی رودخانه مهر بود بستر رودخانه را گرفت و رفت تا برسد به کوه سر به فلک کشیده استقامت از کوه بالا رفت چه سخت بود پشت کوه جنگل صفا را دید جنگلی سرسبز پوشیده از درختان سبزقبای بلند از میان جنگل گذشت تا رسید به ساحل دریای معرفت. سوار بر امواج مواج امتحان شد تا او را به جزیره زیبای آرامش برساند. جزیره ای بسیار زیبا همچون نگینی در دل دریا و این جزیره یک راه بیشتر نداشت جاده سبز انتظار شروع به قدم برداشتن در مسیر سبز جاده کرد جاده ای که بوی عطر محمدی و نرجس تا خود آسمان میرسید رفت و رفت. پایدار و استوار تا از دور نوری دید سبز و سواری برنشسته بر اسبی سفید سواری که انتظار دیدارش او را به آنجا کشانیده بود و چه زیبا بود لحظه وصل و دیدار.

رامتین شایسته

نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 12:22

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] انتظار

 موضوع:

نویسنده: بهزادی
 

انتظار                                     

    همه همت آرزویم که ببینم از تو روئی       چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

اصل انتظار در مکتب اسلام به عنوان عاملی دینامیک و اصلی حرکت زا و تحول آفرین معرفی شده است و منتظر،هم از نظر فکری و هم از نظر علمی و مادی یک انسان آماده است،منتظر،انسان آماده ای است که هر لحظه احتمال می دهد شیپور انقلاب نهائی نواخته شود و او خود را مسئول شرکت در این جهاد که بر اساس قوانین جبری الهی قطعا اغاز خواهد شدمی داند و خود به خود هم اماده است و هم متعهد و هم مجهز، هر شیعه به امید شنیدن آواز امام سر به بستر می نهند.

فرهنگ انتظار، بینشی انسانی و آسمانی و افقی روشن و چشم اندازی سبز به ارمغان می آورد که رهپوی حق را به حرکت و شدن و رفتن بسوی سرچشمه پاکیها و خوبیها و دل و دیده را شستن و آماده استقبال گشته، فرا می خواند.این است مفهوم مثبت فرهنگ انتظار، این زمین چون بهشت خواهد شد، خاک عنبر سرشت خواهد شد.و سر انجام حتی اگر یک روز به پایان دنیا مانده باشد،سوار سبزینه پوش مه جبین خورشید،کلاهی بر مرکبی از نور پای در جاده ظهور خواهد گذاشت تا دسته دسته گلهای صلاح و سعادت را هدیه دستان خالی زمین و زمان سازد.و در آن زمان موعود،قامت رسای مردی بر دیدار کلبه دلها تکیه خواهد زد و صدای ظلمت زدا و نورزایی در گوش و جان اهل جهان طنین انداز خواهد شد که :انا یقین الله فی الارض... . و انگاه انتظار به پایان خواهد رسید.

                  تا کی همه اوصاف جمال تو شنیدن       در کوی تو سر گشته و روی تو ندیدن

                  بردار زرخ پرده که از خلق دو عالم       سر تا به قدم چشم شدن روی تو دیدن

 

 

 

نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 2:27

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] جدی بگیرید!

 موضوع:

نویسنده: بهزادی
 

می خواهی تصویر ذهنی بهتری از خود داشته باشی، قدمی برای دیگران بردار(زیگ زیگلار )

به عوض اینکه بتاریکی لعنت بفرستی یک شمع روشن کن(کنفسیوس)

برنده گوش می دهد.بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود برای حرف زدن است(جی هریس)

اتلاف وقت گرانبهاترین هزینه هاست(بالزاک)

هرگز برای بهره مندی از خوشتختی،امروز و فردا مکن(آندره ژید)

نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 2:22

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] قانون عشق

 موضوع: همینجوری

نویسنده: بهزادی
 

عشق یعنی ظهور خدا،عشق پدیداری است کیهانی که دنیای شگفتی ها را بر آدمی می گشاید.هرگاه عشقی از دل برخیزد که عشقی راستین باشد،عشقی راستین به تو باز خواهد گشت و حسد بزرگترین دشمن عشق است.عشق نیرومندترین قدرت مغناطیسی وجود در عالم عاری از هر گونه طلب و انتظار است،عشق راستین از خویشتن فارغ است.عشقی در حد کمال ببخش،تا عشقی در کمال بستانی...

نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 2:20

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] بی ربط

 موضوع: آموزشی

نویسنده: عطری

ببخشید یه هوئی انگلیسی خوندنم گل کرد .دو تا جمله به درد بخور پیدا کردم .اگه دوست داشتین برین معنی  اونا رو پیدا کنین.چون اگه من بگم مزش میره. 

  

There are no limitations, in what you can do

Except the limitations, in your own mind

 

Take time for people

Make time for yourself

نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 0:59

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] شاید درددل

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: عطری
با عرض معذرت از دوستان خوبم  به خاطرغیبت طولانی که داشتم.


  
احساس دلتنگی می کردم .باز دوست همیشگیم تنهائی، به سراغم آمد .دستم بی اختیار به قلم رفت .حتما می خواست چیزی بنویسد .اما چه چیزی .شاید می خواست مرا آرام کند . شروع کرد به نوشتن . نمی دانم گلایه بود یا درددل. خلاصه داشت می نوشت :
خدایا می دانم که در این نزدیکی ها هستی و صدای من حقیر را می شنوی .خدایا در این گوی پهناور جوری، سردرگم شده ام .نمیدانم چرا امشب اشک از من جداست .اشکی که با آن صفای باطنی تو را می یافتم .آه خدایا چرا اشک مرا برای خودم زیاد میدانی.آه از آه پشت سر هم می آید و در هر یک از آنها حرارتی نهفته است که فقط  تو می دانی .خدایا دیگر امیدی نیست به هیچ کس و هیچ چیز ،جز تو ای زیباروی من .مطمئنا تو مرا یاری خواهی کرد زیرا اگر تو یاری نکنی درهیچ موفق نخواهم بود.میدانم که این حرفهایم به تو خواهد رسید.من در درونم جوششی است که هیچ کس درک نکرد و نخواهد کرد اما تو میدانی.حتما حکمتی است که دیگران پی به نبرند .میدانم نیایش هایم به تو خواهد رسید.خدایا این همه نا امیدی و آزار برای کیست ، برای چیست .من پذیرای عشق توام ،عشق لایتنهائی تو .می دانم که شاید لایق ما شدن با تو را ندارم ولی من نهایت تلاش خو را خواهم کرد .خدایا من نمی دانم اگر امیدواری به تو نبود چگونه در این دنیای بی وفا می زیستم .خدایا من به عهدی که با تو بستم تا جان در بدن دارم پایبند خواهم بود .من همیشه منتظر آن صبح دل انگیزو قشنگ خواهم ماند و میدانم که یا یاریت آن را خواهم دید.
به امید تحقق یاری تو ای مهربانترین مهربانان
 

نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 0:26

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]
نویسنده: خدابخش
 انتخاب بجا و جالبی برای موضوع تاپیک انجام دادید.چرا که میلاد او نزدیک است. همه در صدد تدارک مراسم جشن وسرور برای این روز هستند ما هم همینطور. باز یک نیمه شعبان دیگر در راه است و می خواهیم برای دردانه زهرا(س) جشن تولد بگیریم ولی باز امسال هم صاحب جشن حضور ندارد هنوز هم او نیامده است.هنوز پس از سالها انتظار چشمان منتظر به پیچ جاده ها دوخته شدهاند تا او بیاید.سالهاست که از او خبری نیست ولی ما می دانیم که او خواهد آمد و چشم به کعبه دست بر آسمان و سر زیر افکنده و منتظریم...............منتظریم ودعا می کنیم.

                                                               او خواهد آمد. 

نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 21:22

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مسافر کوچولو

 موضوع: همینجوری

نویسنده: خدابخش
مثل اینکه من دیر کردم تاپیک عوض شده ولی دل تنگ من یه چیزهایی برای نوشتن داره.کتاب شاهزاده کوچولو یادتونه ؟ از اون کتاب هاییه که من باهاشون بزرگ شدم ازاون هایی که آدم تو ۷ سالگی می خونه تو ۷۰ سالگی می فهمه خیلی از بخش هاشو هنوز هم نفهمیدم ولی قسمت ملاقات شاهزاده کوچولو با روباه که مربوط به دلبستگی بود رو احساس می کنم بگی نگی در مجاورت دوستهای خوبی که دلبسته شون شدم درک کردم بد نیست یه کمی از متن رو براتون بنویسم.

شاهزاده کوچولو پرسید:چرا آدم ها تنها شده اند؟

روباه گفت:این روزها آدم ها وقت و حوصله ساختن چیزی را ندارند .هر چه را بخواهند حاضر و آماده از مغازه می خرند ولی در هیچ مغازه ای دوست نمی فروشند.برای همین آدم ها دوستی ندارند.تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن....

آنتوان دوسنت اگزوپری.

نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 21:5

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: کاظمی

خواستم بگم دوست دارم دیدم من خیلی چیزها رو دوست دارم ولی می تونم بدون اونها زندگی کنم ولی بدون تو نه!!

آرام

نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 21:59

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] ترانه های عبودیت

 موضوع: مذهبی

نویسنده:
ترانه های عبودیت

گل واژه های شکر نعمتت را هر چند دیر و فاصله دار ولی هرگاه که در داده هایت و عنایات تو می نگرم بر زبان قاصرم جاری می سازم

ای که تمام هستی در کف وجود لایزال توست تو را شکر می کنم به خاطر نعمت هایی که داده ای و نعمتهایی که نداده ای که این بنده حقیر را شایستگی آنچه تو شایسته ندانی نباشد و تویی که بخشنده ترینی و بجا و در جا می بخشی بدون کوچکترین چشم داشتی.

ای مهربان مهربانان می دانم که مرا می بینی درک می کنی و لمسم می کنی پس کنار من باش، کنارم باش و قلبم را تسخیر نما.

خداوندا مرا از اسباب گناه دور فرما که مرا یارای خشم تو نیست پس «وقنا عذاب النار» و مرا از آتش دوزخ دور فرما که آتشی بس هولناک و محیط است ای قهار مرا از دامان خود مران دربهای توبه را به رویم باز کن تا همچون کودکی در دامان تو آرام گیرم ای شریف ترین ای بزرگ و ای مهربان مرا یاری کن تا در راه تو قدم بردارم و در کوره راههای ضلالت و تاریکی پا ننهم تا در انتهای این سفر شرمنده و خجل از درگاه تو رانده نشوم

بارالها مرا قلبی ده که همچون تویی بزرگ را در خود جای دهد تویی که تمام وجود من بسته و آمیزه ای از روح بزرگ توست و من قطره ای گمگشته در دریای لایزال خداوندی ام پس الطاف خویش از من بر نگیر که بی تو ذره ای نا چیزم و با تو دریایی خروشان.

رامتین شایسته

نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 11:9

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] همینطوری

 موضوع: همینجوری

نویسنده: بهزادی
گاه آسان نیست که خندان با جهان روبرو شوی،هنگامیکه دلی پر درد داری.

شهامتی بس بزرگ می خواهد،بازگشت به خویشتن و دست یافتن به نیروی درون...

اما بدان که فردا روز دیگری خواهد بود با ره آوردهایی نو.

اگر بتوانی بردبار بمانی و فردا را ببینی.

از نو آدمی خواهی شد پر توانتر،با درک افزون،و به خود می بالی که به این بردباری توانا بوده ای.

                                                                                                                                کتی اوبارا

 

نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 0:24

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] سنگهای زندگی

 موضوع: آموزشی

نویسنده: کاظمی
سنگهای زندگی

پسر کوچک، مشغول بازی در گودال شنی اش بود. او چند ماشین و کامیون کوچک داشت و یک سطل و بیلچه پلاستیکی. همچنان که مشغول کندن جاده و تونل بود به یک سنگ بزرگ درست وسط گودال شنی برخورد کرد.

پسرک ماسه ها را به کناری زد به این امید که سنگ را از میان گودال شن ها بیرون بکشد. ولی سنگ سنگین تر از توان او بود و باز به درون گودال باز میگشت. از اهرم استفاده کرد و آن را به زور بلند کرد. ولی هر بار که فکر می کرد پیشرفتی در کارش حاصل شده سنگ به وسط گودال می لغزید و باز می گشت. انگشتانش درد گرفته و خراشیده شده بود و هنوز تلاش بی حاصلش را با ناله و درماندگی ادامه می داد.

اشک پسرک از سر نا امیدی جاری شد. در تمام این لحظات، پدر پسرک از پشت پنجره اتاقش این داستان غم انگیز را تماشا می کرد. در همان حال که اشک های پسرک فرو می ریخت، سایه بزرگی گودال شنی و پسرک را پوشاند. پدر پسرک با ملایمت اما محکم پرسید: " چرا تمام نیروی ای را که در اختیار توست به کار نمی بری؟"

پسرک با حالتی مغلوب در میان هق هق و با صدایی بریده بریده گفت:" اما پدر من همین کار را کردم، من تمام توانم را به کار بردم."

پدر به آرامی حرف او را تصحیح کرد." نه پسرم! تو تمام قدرتی را که داشتی استفاده نکردی. تو از من کمک نخواستی!"
پدر خم شد،
سنگ را برداشت
و آن را از گودال شنی به بیرون پرتاب کرد.....

منبع: علیوارم

نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 20:2

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] نحوه تغيير رشته در دانشگاه پيام‌نور

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی

نحوه تغيير رشته در دانشگاه پيام‌نور

مدير سنجش دانشگاه پيام نور با اشاره به امكان تغيير رشته دانشجويان در دانشگاه، اظهار كرد: شرايط عادي تغيير رشته مشمول دانشجوياني است كه 24 واحد را گذارنده‌ و معدلشان نيز بالاي 12 باشد و همچنين نمره آزمون (اعلام شده از طريق سازمان سنجش) در رشته خواستار ادامه تحصيل در آن را نيز كسب كرده باشند.

وي افزود: اگر كسي يكي از شرايط فوق را ندارد؛ مي‌تواند از طريق شركت در آزمون دوره‌هاي فراگير دو يا سه درس اختصاصي رشته مورد علاقه خود را امتحان داده و با كسب نمره 10 در هر درس و معدل 12 به رشته جديد تغيير رشته دهد.

وي تصريح كرد: تغيير رشته در 24 رشته ذكر شده در هفدهمين دوره آزمون فراگير صورت مي‌گيرد و همچنين آزمون تغيير رشته نيز در مراكز دانشگاه پيام نور برگزار مي‌شود.

مدير سنجش دانشگاه پيام نور با بيان اينكه آزمون تغيير رشته دانشگاه پيام نور سالي يك بار در شهريور ماه برگزار مي‌شود افزود: آزمون تغيير رشته نيز امسال در 24 شهريور ماه برگزار و نتايج آن تا اواسط مهرماه اعلام مي‌شود.

به گفته دكتر ترابي، متقاضيان تغيير رشته از طريق بند ج مطابق دفترچه نوبت هفدهم راهنماي پذيرش دوره‌هاي فراگير مي‌توانند در رشته‌ مرکزهاي اعلام شده نسبت به ثبت نام خود اقدام نمايند. هر دانشجو مي‌تواند واحدهاي اختصاصي رشته تحصيلي مورد درخواست خود را مازاد بر سقف رشته تحصيلي قبلي خود انتخاب و يا از رشته قبلي مرخصي تحصيلي اخذ نمايد.

وي در خاتمه گفت: تغيير رشته از طريق بند ج فقط در رشته‌هايي مجاز است که آن رشته از طريق دوره‌هاي فراگير ارائه شده باشد. دانشجويان متقاضي تغيير رشته توام با انتقال علاوه بر احراز شرايط تغيير رشته بايد شرايط انتقال را نيز احراز نمايند(انتقال به مرکز تهران مقدور نيست) و براي شركت در آزمون تغيير رشته از طريق بند ج گذراندن يك ترم كفايت ميكند و نيازي به گذراندان 24 واحد نيست ولي در صورت تقاضاي انتقال گدراندن 24 واحد الزامي است.

پیام نور- پیام نور اسکو - دانشگاه پیام نور - رشته ریاضی کاربردی - رشته مدیرت بازرگانی - اقتصاد
خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)

نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 9:59

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] تاپیک

 موضوع:

نویسنده: کاظمی

سلام. دیدم این هفته اکثر نویسندگان وب لاگ امتحان دارن گفتم زیاد سرگرم وب لاگ نشن و تاپیک وب لاگ رو دل تنگی ها گذاشتم تا بتونیم هر چی در هر موردیرو بنویسیم البته با اجازه شما

منتظرم

نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 21:51

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مسئله اینشتین

 موضوع: آموزشی

نویسنده: کاظمی

دیدم همه تو تب و تاب حل کردن این مسئله مطرحی آقای جباری هستن گفتم برای صرفه جویی در فسفر (که تو این برهه از کشور ما مهمه)حل این مسئله رو براتون بنویسم.

البته بگم ها من جزو دو درصد نیستم من جزو یک درصدملیکن یک درصد از نود هشت درصد باقیمانده که اشخاص تنبل و نا حسابی که فقط می تونم سرچ کنم. خوب تو ادامه مطلب راه حل اونو نوشتم. امیدوارم به دردتون بخوره


ادامه مطلب

نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 21:3

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  

Desigened by Ahad ------------------------------------------------------------------------- Copyright ©  2006 Oskupnu.com