تبليغاتX
دانشجویان پیام نور اسکو


این سایت مربوط به دانشجویان دانشگاه پیام نور است و هیچ ارتباطی به دانشگاه ندارد

 

 آرشیو موضوعی

طنز
علمی
آموزشی
سرگرمی
مذهبی
خبر
عاشقانه
بیقراری ها
کارت پستال
همینجوری
مرتبط با تاپیک
پیام نور

 آرشیو تاریخی

 پیوندها

 دیده ها

   RSS

 ] امید وصل ....

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: عطری

مهدیا ، در این خرابات با چه امیدی در غم هجرانت بسوزم.
دیگر اشکی در قالب چشمم نیست تا در غم هجر تو ، به سوی آستان تو روانه شود .
زیبائی ات را اندکی ، در این دل عاشق احساس می کنم ،که در وصف آن برای دیگران سخت تر از آن نمی بینم.
همیشه عشق دیدار تو را در ذهن ناچیزم خواهم داشت ،تا شاید در یک صبح دل انگیز باد صبا پیامی از تو آورد.
پس به امید وصل این هجران و دیدار تو ، ای نازنین . . . .


نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 23:38

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] شمارس معکوس

 موضوع: مذهبی

نویسنده: مختاری

شمارش معكوس

وقتي عبارت شمارش معكوس به گوش شما مي رسد چه به فكرتان مي رسد؟؟؟؟

شمارش معكوس چه در عالم ماديات و چه در عالم معنويات بسيار سرنوشت ساز است!!!!

درعالم جواني وقتي پشت كنكور هستيد در روزهاي آخرين چند روز مانده به كنكور شمارش معكوس شروع مي شود شمارش همراه با دلهره با اميد و گاهي با همراه با نااميدي است

اما در عالم معنويات شمارش معكوس بر اي ما بسيار مهم و اميدوار كننده است مي دانيد چرا؟؟؟

مسئله انتظار شمارش معكوس براي ما مسلمانا ن است شمارش معكوس براي ظهور حجت . حجتي كه اكنون 1200 سال است كه براي فرجش شمارش معكوس مي كنيم فرجي كه عالم را دگرگون مي كند

فرجي كه خوب را از بد و حق را از باطل جدا مي كند فرجي كه واقعيت را به وضوح نشان خواد داد . فرجي كه از توصيف آن قاصرم و بالاخره فرجي كه عالم را شاد مي كند .آن موقع است كه مي توان فهميد شمارس معكوس براي چه چيزي ارزش دارد براي كنكور يا براي ... براي چه چيز؟

فكز مي كنم بهترين شمارش معكوس انتظار فرج است و شمارشي كه دنيا را معكوس مي كند و بس...

((اللهم عجل لوليك الفرج))

نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 23:16

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] google or yahoo

 موضوع:

نویسنده: جباری

هرچه جستجوگران در اينترنت در هنگام جستجوي مطالب مورد نياز خود بيشتر به سايت «گوگل» مراجعه كنند ارزش سهام اين جستجوگر را به نسبت ارزش سهام رقيب قدرتمندش «ياهو» فزايش مي‌دهند.

اما اكنون «ياهو» به دفاع از خود پرداخته و با اشاره به افزايش 6 درصدي سهام خود مي‌گويد، ما هم موتور جستجو هستيم و پيشرفت مي‌كنيم.

 روزنامه آمريكايي «واشنگتن‌پست» در اين زمينه مي‌نويسد: شركت «ياهو» به مجله «وال‌استريت» اعلام كرد: موتور جستجوي «گوگل»، تنها ابرقدرت جستجوي اينترنتي دنيا كه بتواند همه تبليغات اينترنتي را از آن خود كند، نيست.

اين شركت، پس از محاسبه سود يك‌چهارم اول امسال و رسيدن به معيارهاي برآورد شده، اين مطلب را اعلام كرد كه باعث كاهش نگراني‌هاي آنان در مورد از دست دادن عرصه رقابت با «گوگل» شد.

سه‌شنبه گذشته، سهام شركت «ياهو» حدود 6 درصد رشد را نشان داد. شركت‌هاي «eBay» و «گوگل» نيز در روزهاي چهارشنبه و پنجشنبه، مي‌خواهند بيلان مالي سه ماهه نخست سال خود را اعلام كنند، البته سايت «آمازون» نيز قصد دارد تا هفته آينده اين كار را انجام دهد.

«ياهو» در سه ماهه نخست سال گذشته، حدود 6/159 ميليون دلار درآمد داشته كه اين رقم، حدود 11 سنت در ازاي هر سهم است كه نسبت به سال گذشته و درآمد 14 سنت براي هر سهم در همين دوره زماني، كاهش داشته است.

«ياهو» همچنين، اعلام كرد: تغييرات اعمال‌شده در سايتش و هزينه‌هاي آن، باعث كاهش 71 ميليون دلار از درآمدهايش نسبت به سال گذشته شده است و اگر به خاطر اين هزينه‌ها نبود، هم‌اكنون مي‌توانست، افزايش حدود 18 درصد داشته باشد.

سود به دست آمده توسط اين شركت نسبت به سال گذشته، 34 درصد رشد داشته و به 57/1 ميليارد دلار رسيده است كه پس از كسر كميسيون شركاي تبليغاتي و... به رقم سود خالص 09/1 ميليون دلار مي‌رسد؛ يعني چيزي حدود ده ميليون دلار بالاتر از برآوردهايش.

پيش از اعلام اين اطلاعات از سوي «ياهو»، سهام اين شركت، امسال با حدود 20 درصد افت روبه‌رو شده بود كه بازتاب نگراني ايجادشده در مورد وادادن عرصه رقابت به «گوگل» بود.

«سوزان دكو»، مدير مالي شركت «ياهو» اعلام كرد: استفاده از موتور جستجوي «ياهو» در سه ماهه گذشته، نسبت به سال گذشته، 15 تا 20 درصد افزايش داشته است.

«ياهو» هنوز هم درگير تعيين تبليغاتي است كه بايد در كنار جستجوهايش نمايش داده شوند. البته هرچند، «ياهو» در تبليغات جستجوها به اندازه «گوگل» موفق نبوده، اما تجربه و كيفيت تبليغاتي «ياهو» از «گول» بالاتر بوده است.

علاوه بر تبليغات متنوع‌تر در «ياهو»، اين سايت، بيشترين بيننده ايراني را نيز در سه ماه گذشته داشته است؛ يعني حدود 402 ميليون نفر تا ماه مارس، حال آن كه اين آمار در پايان سال 2005، 345 ميليون نفر بود.

نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 18:2

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] تورکوده صاییتلاری تانیماق اوچون آسان بیر یول

 موضوع:

نویسنده: دالغا "خلیلی"

 

تورکوده صاییتلاری تانیماق اوچون آسان بیر یول

-----------------------------------------------

يک راه آسان برای ياد گرفتن حروف صدادار در ترکی  

 

 

آذربايجان دیلینده موجود اولان ۹ صاییتین ( سسلی حرفین) هامیسی بیردن اوناجان سایلاردا وار  

آشاغیداکی جدوله باخین، دقتله باخین.

  

. آذربایجانی در شماره‌های یک تا ده (ترکی) موجود  همه ۹ حرف صدادار موجود در ترکی

میباشند. به جدول زیر نگاه کنید، با دقت نگاه کنید

 

. 

İ

Bir

1

بير

İ

İki

2

ايکی

Ü

Üç

3

اوچ

Ö

Dört dörd

4

دؤرت

E

Beş

5

بئش

A, I

Altı

6

آلتی

E, İ

Yeddi

7

يئتدی

Ə, İ

Səkkiz

8

سکگيز

O, U

Doqquz

9

دوققوز

O

On

10

اون

 

 

بو جدول ده صاييتلارين سيراسينا گؤره حاضيرلانيب:

اين جدول هم با ترتیب حروف صدادار درست شده است:

 

 

6

Altı

A a

 

 

 

7

Yeddi

E e

8

Səkkiz

Ə ə

6

Altı

I ı

1, 2, 7, 8

Bir, İki, Yeddi, Səkkiz

İ i

9, 10

Doqquz, On

O o

4

Dört

Ö ö

9

Doqquz

U u

3

Üç

Ü ü

 

ياديزدان چيخماسين کی بو ۹ حرفی ياخشی تانيمايينجا و اونلارين بير-بيرلری ایله فرقلرين

چاشاجاقسیز.  ياخشی ئویره‌نمه‌یینجه تورکو یازاندا

فراموش نکنيد که تا اين ۹ حرف را خوب نشناخته‌ايد و فرقهای آنها را با يکدگر ياد نگرفته‌ايد

در نوشتن ترکی اشتباه خواهيد کرد.

 

 

Ə ə

E e

A a

O o

İ i

I ı

Ü ü

U u

Ö ö

 

 

 

نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 16:5

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] یه ترفند ویج ه

 موضوع: آموزشی

نویسنده: مختاری

با استفاده از این ترفند میتوانید مودم خودتون رو طوری تنظیم کنید که وقتی با استفاده از اتصال شماره ای به اینترنت وصل شود و از آن طرف یه نفر با شما تماس میگیره دیگه پشت خط نمونه، به این صورت که با اولین زنگ تلفن، اتصال اینترنت شما قطع شده و تلفن زنگ می خورد و میتوانید به آن پاسخ دهید.

این به درد کسانی می خورد که یک خط تلفن کل خانواده را ساپورت میکنه، که با این روش دیگه از نق های سایر اعضای خانواده راحت میشوید.خلاصه ابتدا به

Start > control panel > phone and modem options > modem > Properties > Advanced

 رفته حالا در قسمت  Extra Setting  و کادر Extra initialization commands عبارت زیر را با دقت  وارد کنید

( +pcw=1)

"دقت" را برای این گفتم که بغضی وقتها بعضی ها برعکسشو میذارن و کار نمیکنه و باقی ماجرا...

( ممکنه تو بعضی از مودمها کار نکنه اما ما( منظورم من و بروبچ ) که داریم باهاش حال میکنیم!!! )

نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 22:19

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] اگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه .....

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: کاظمی

اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش

اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش

منو ببخش اگه شبا ستاره هارو می شمارم

اگه همش یه جا باشم بهت می گم دوست دارم

منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چی نم

منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب می بینم

منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم

اگه بهت بر نخوره می خوام بگم دوست دارم

«دیدم همه یا مطلب نمی نویسن یا عشقولانه می نویسن منم گفتم  مگه من چیزی کم دارم من هم بنویسم»

نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 21:50

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] کاش.....

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: عطری

کاش می شد بی تفاوت از همه چیز گذشت .
کاش می شد چشم به روی این همه دروغ بست و تلخی ها و بی مهری ها را به روی خود نیاورد .
کاش نگاههای التماس آمیز هیچ بی پناهی تمام هستی ات را به آتش نمی کشید.
کاش دستهایمان آنقدر با سخاوت و زلال بودند که قلب آشفته یک غریبه را آرام می کرد.
کاش همه و همه دوست و پاک و زلال بودند ، نه اینکه، غرور پرده  بر چشمانمان  افکند تا نبینند. 
کاش این گونه بود کاش .......

اسرار خرابات به جز مست نداند            هشیار چه داند که در این کوی چه رازست

نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 22:5

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] یا مهدی

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: کاظمی

نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 18:38

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] دعا

 موضوع: مذهبی

نویسنده: کاظمی
خدایا

ای نازنينم! ای وجود مهربان!

ای زيبای دلسوز!

ای غرق در محيط و من! ای نا تصور!

ای خدای بزرگ و فاعل!

تو را به خوب روحانت قسم، تو را به دل شکستگان دربارت،

تو را به اشک لرزان کودکی يتيم، تو را به فرياد و زجر مادر در هنگام تولد کودکش

تو را قسم به لحظه دميدن روحت در کالبد آدميت

مگذار لحظه ای از وجودت غافل شويم

مگذار ظاهر اين دنيا ما از باطن خودمان دور کند

منبع: علیوارم

نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 17:9

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] تخریب چهره امام خمینی

 موضوع:

نویسنده: جباری

بار ديگر، اقدامات يك وابسته سابق ايران در يكي از كشورهاي خارجي، منجر به رسوايي كم‌سابقه و خدشه‌دار شدن وجهه جمهوري اسلامي شده است.

 يك ايراني كه سابقا از نمايندگان فرهنگي ايران در «اوگاندا» بوده پس از پايان مهلت مأموريت خويش، از بازگشت به ايران سرباز زده و با ايجاد مركز درماني و طبي، ادعا مي‌كند كه درمان بيماري ايدز را كشف كرده و از اين راه، هزاران دلار به حبيب زده است.

اين شخص كه داراي مدرك كارشناسي ارشد روانشناسي است، خود را پروفسور خطاب كرده، ادعا مي‌كند، داروي ابداعي‌اش كه آن «خميني 1» ناميده، «ايدز» را درمان مي‌كند.

او همچنين مدعي است كه كار تحقيقاتي روي اين دارو، بيست سال پيش، با حضور پانصد محقق و به دستور امام خميني صورت پذيرفته است و اكنون نيز ادعا مي‌كند: مركز تحت مديريت وي، وابسته به انجمن مقدس جمكران است!

اين شخص كه با سوءاستفاده از نام و تصوير حضرت امام خميني(ره) از هزاران نفر هزينه درمان دريافت كرده، براي اثبات مدعاي خود، درمان يك پيرزن پنجاه ساله را با گواهي آزمايشگاهي معمولي، شاهد آورده است. اين در حالي است كه ناكامي وي در درمان ديگران، موجبات خشم بسياري از مردم و افسران نظامي اوگاندايي كه خود را به دست درمان وي سپرده‌اند، فراهم آورده است. او در پاسخ به معترضان، علت تمامي اين شكست‌ها را ناشي از عمل نكردن به دستورات دارويي و غذايي خود مي‌داند.

اين گزارش همچنين مي‌افزايد: آقاي «ا» كه نزديك به شش سال پيش، پس از پايان مأموريت خود، ده‌ها ميليون تومان به خزانه دولت بدهكار بود، هنوز به ايران بازنگشته و كارشناسان و فعالان ايراني حاضر در اوگاندا، بر اين باورند كه ادامه اين روند، مي‌تواند بر تخريب وجهه جمهوري اسلامي در ميان مردم اوگاندا و آفريقا و نيز روابط و فعاليت‌هاي اقتصادي رو به رشد ايران با آنان، تأثيرات بسيار منفي بگذارد.

گفتني است، به علت ضعف مديريت بر مسئولان ايراني كه در قالب‌ عناويني چون وابسته‌هاي سياسي و فرهنگي به مأموريت‌هاي مدت‌دار به خارج از كشور مي‌روند، برخي از آنان با ماندن پس از انقضاي مهلت مأموريت خود، موجب آثار منفي بين‌‌المللي براي جمهوري اسلامي مي‌شوند.

اكنون بايد ديد، آيا مراكزي كه با صرف هزينه‌هاي كلان، اين‌گونه افراد را به خارج از كشور اعزام كرده‌اند، قادر به بازگرداندن آنان و اصلاح اين روند و جبران رسوايي‌هاي به بار آمده، هستند يا خير؟!

نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 13:47

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] سی امین مسابقات دانشجویی ریاضی کشور

 موضوع: خبر

نویسنده: جباری

به نام خدا

سی امین دوره مسابقات دانشجویی ریاضی در اردیبهشت ماه برگزار خواهد شد.

برای اطلاع بیشتر از نحوه مسابقه  اینجا  را کلیک کنید.

در ضمن از انجمنهای علمی هم در این زمینه انتظاراتی باید داشت.

نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 13:29

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مرتبه عشق

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: عطری

افلاطون می گوید :

«اگر من به زبان آدميان و فرشتگان سخن گويم، ولی عشق نداشته باشم، همچون سنجی پُرطنين و چون طبلی توخالی ام .

 و اگر پيامبرانه سخن گفتن توانم و از همه اسرار آگاه باشم و از دانش های گوناگون شناخت داشته باشم، و اگر چنان نيروی ايمانی داشته باشم که با آن کوه را جا به جا توانم کرد، ولی عشق نداشته باشم، هيچم .و اگر تمام دار و ندارم را ببخشم و تن خود بر آتش افکنم، ولی عشق نداشته باشم، مرا چه سود .

عشق شکيباست، عشق مهربان است، برانگيخته نمی شود، لاف نمی زند و فخر نمی فروشد، گستاخی نمی کند و خودخواه نيست، خشمگين نمی شود و کينه ی کس به دل نمی گيرد. از بی عدالتی خشنود نمی شود، ولی با راستی و حقيقت شادی می کند.

عشق هرگز پايان نمی گيرد، آنگاه که سخنان پيامبرانه به انتها می رسند، زبان ها خاموشی می گيرند و دانش ها به سر می آيند؛ چرا که دانش ما جزء است و سخنان پيامبرانه ی ما جزء، و چون امر کل درآيد اينها تمام از ميان برخيزند. »

   « کتاب عهد جديد - نامه ی اول پولس - بخش 13»

نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 0:34

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع: طنز

نویسنده: بهزادی

به نظر شما این گربه حرف بدی زده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 23:20

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع:

نویسنده: بهزادی

به نام زیبایی که زیبایی از اوست...

زندگی شهد گلست

                 که زنبور زمان آنرا می مکدش

                                     آنچه می ماند عسل خاطره هاست

زندگی در لحظه لحظه ساخته می شود

                      پس ای غریبه هر لحظه مراقب لحظه هایت باش...

 

 

نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 23:16

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] بزرگترین آرزو

 موضوع: آموزشی

نویسنده: کاظمی

بزرگترین آرزوها با گام اول شکل گرفته و با اولین شکست محکم می شود.

نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 20:39

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] بیاید یاد بگیریم

 موضوع:

نویسنده: مختاری

يادتون مي ياد دوران بچگی رو

با همه اون شادياش با همه اون شيتونياش با همه اون خيالاش چه دوراني بود

اما زود خسته مي شديم و خيلي دوست داشتيم زود بزرگ بشيم و هي هي جلوي آينه مي رفتيم خودمون انداره مي گرفتيم شايد يه كمي بزرگ شده باشيم و اما چه زود گذشت وحالا هممون

در حسرت اون روزها هستيم و آرزو مي كنيم كاش بزرگ نمي شديم.

و گذشته از اون حالا هم با نگراني نسبت به زمان آينده زمان حال را فراموش كرده ايم و انگار در اين دوران نيستيم و خود را در بستر زمان گم كرده ايم آنچنان كه نه در زمان حال زندگي مي كنيم نه در آينده انگار نخواهيم رفت

چي كار بايد كرد آيا بايد خود را در جريان روزگار انداخت ؟يا بايد چارهاي انديشيد

اري آري

پس بيايد خود را پيدا كنيم و در زمان حال باشيم و ارزش هر لحظه در وقتش به جا بياوريم

بيايد ياد بگيريم

من اين جاهستم

ياد بگيريم هميشه كافي نيست ديگران ما را ببخشند بلكه خودمان هم بايد خود را ببخشيم

ياد بگيريم مي شود دو نفر به يك موضوع واحد نگاه كرد و متفاوت ديد

ونمي توان ديگري را مجبور به دوست داشتن خود كرد اما مي توان ديگران را محبوب خود كرد مي توان زخم عميقي در دل كساني كه دوستش داريم ايجاد كرد و لي سالها وقت لازم است تا آن زخم التيام يابد و ممكن است كسي عميقا ديگري را دوست داشته باشد اما بلد نباشد احساساتش را ابراز كند يا نشان دهد

نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 12:36

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] ارزو

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: بهزادی

آرزو

اگر ارزومندید که به سعادت برسید.پیش از انکه خود عبرت دیگران شوید.از دیگران پند و عبرت بگیرید. (حضرت علی ع)

  اگر به ارزوی خود نائل نشده اید،یا واقعا آن را از ته دل آرزو نکرده ایدو یا اینکه بر سر قیمتش چانه زده اید.(نیکلا-کپرنیک)

نداشتن قسمتی از چیزهایی را که آرزو داریم،قسمت پر ارزشی از خوشحالی است.(برتراند راسل)

چه بسا یک عمر ارزو،در یک لحظه نابود گردد(نظام وفا)

اگر می خواهی خوشبخت باشی،جز آن که برایت مهیا است،ارزو مکن.(لارو-شکفوکو)

آرزو قلابی است که هر چیز را به جانب ما می تواند بکشد(ویل-کارنگی)

یگانه تسکین دهنده آرزوهای طلایی دو چیز است صبر و امید(الکساندر -دومای)

من ارزو داشتم یا شاتو بریان باشم یا هیچ نباشم،و اکنون آن خواستم که شدم (ویکتورهوگو)

هر چه کمتر ارزو داشته باشید،محرومیت خای شما کمتر است(پلوتارک)

خوشبختی وجود ندارد،اما می توانیم این حق را به خود بدهیم که در ارزوی آن باشیم(آنتوان چخوف)

وقتی با دوستان بسر می بریم ، دیگر ارزویی نداریم(لابرویر)

دستگیری از سالخوردگان وفاداری به دوستان و مهرورزیدن به مردم،ارزوی من است(کنفوسیوس)

برای همه خوشبختی یک معنی بیشتر ندارد و ان رسیدن به آرزوی موهوم است(سعید نفیسی)

از ارزوهای دور و دراز ،دوری کنید،که بجز خستگی روح بارو بری ندارد(فرانسواماری ولتر)

آن توقع و ارزو عاقلانه است که از دست خودمان برآید(محمد حجازی)

برای تحقیق آرزو در هر شرایطی ،طبیعت یک بها معین کرده است:فداکاری و از خود گذشتن(ماردن)

اگر (فقط)را موجب امیدواری خود می دانید،هرگز به ارزوی خود نخواهید رسید(هنری-فورد)

هر چه کمتر آرزو داشته باشید،مهر و محبت شما کمتر است.(پلو تارک)

با اجازتون می خوام یه جمله هم از خودم بگم:برای رسیدن به ارزوهاتون خیلی تلاش کنید ولی به خدا اصرار نکنید که باید برسم.به خدا بگید اگه صلاح است بده.من به این حرف خیلی ایمان دارم چون درستیشو واقعا احساس کردم.من تا حالا به هر چی که خواستم رسیدم ،جز یکی .وقتی از  مسیر ارزوم دور شدم وفهمیدم که دیگه محال.خیلی ناامید شدم ولی حالا مطمئن هستم که واقعا نرسیدن به اون ارزو به صلاحم بوده،واز خدا خیلی ممنونم که دعاهای منو نشنیده.موفق باشیدو امیدوارم که از جشن میلاد هم خوشتون اومده باشه اگه کم و کاستی داشت  به بزرگی خودتون ببخشید.  

 

            

نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 12:26

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] هفته وحدت گرامی باد

 موضوع: کارت پستال

نویسنده: کاظمی

نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 18:58

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] جاده وجود

 موضوع: مذهبی

نویسنده: کاظمی
جاده وجود

 

كوله ‌پشتي‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد؛ و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.نهالي‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ ايستاده‌ بود.مسافر با خنده‌اي‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن؛ و درخت‌ زير لب‌ گفت: ولي‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروي‌ و بي‌ رهاورد برگردي .

 كاش‌ مي‌دانستي‌ آن‌چه‌ در جست‌وجوي‌ آني، همين‌جاست .

مسافر رفت‌ و گفت: يك‌ درخت‌ از راه‌ چه‌ مي‌داند، پاهايش‌ در گِل‌ است، او هيچ‌گاه‌ لذت‌ جست‌وجو را نخواهد يافت .

و نشنيد كه‌ درخت‌ گفت: اما من‌ جست‌وجو را از خود آغاز كرده‌ام‌ و سفرم‌ را كسي‌ نخواهد ديد؛ جز آن‌ كه‌ بايد.

مسافر رفت‌ و كوله‌اش‌ سنگين‌ بود .

هزار سال‌ گذشت، هزار سالِ‌ پر خم‌ و پيچ، هزار سالِ‌ بالا و پست. مسافر بازگشت. رنجور و نااميد. خدا را نيافته‌ بود، اما غرورش‌ را گم‌ كرده‌ بود. به‌ ابتداي‌ جاده‌ رسيد. جاده‌اي‌ كه‌ روزي‌ از آن‌ آغاز كرده‌ بود .

درختي‌ هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده‌ بود. زير سايه‌اش‌ نشست‌ تا لختي‌ بياسايد. مسافر درخت‌ را به‌ ياد نياورد. اما درخت‌ او را مي‌شناخت .

درخت‌ گفت: سلام‌ مسافر، در كوله‌ات‌ چه‌ داري، مرا هم‌ میهمان‌ كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده‌ام، كوله‌ام‌ خالي‌ است‌ و هيچ‌ چيز ندارم .

درخت‌ گفت: چه‌ خوب، وقتي‌ هيچ‌ چيز نداري، همه‌ چيز داري. اما آن‌ روز كه‌ مي‌رفتي، در كوله‌ات‌ همه‌ چيز داشتي، غرور كمترينش‌ بود، جاده‌ آن‌ را از تو گرفت. حالا در كوله‌ات‌ جا براي‌ خدا هست. و قدري‌ از حقيقت‌ را در كوله‌ مسافر ريخت. دست‌هاي‌ مسافر از اشراق‌ پر شد و چشم‌هايش‌ از حيرت‌ درخشيد و گفت: هزار سال‌ رفتم‌ و پيدا نكردم‌ و تو نرفته‌اي، اين‌ همه‌ يافتي !

درخت‌ گفت: زيرا تو در جاده‌ رفتي‌ و من‌ در خودم. و پيمودن‌ خود، دشوارتر از پيمودن‌ جاده‌هاست!!!...

منبع: www.alivaram.com

 

نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 18:51

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] عشق رنگی

 موضوع: عاشقانه

نویسنده:

دوستی و عشق مثل ایستادن روی سیمان خیسه.هرچی بیشتر بمونی رفتنت سخت تر می شه و اگه رفتی جای پات برای همیشه به جا میمونه.


عشق يعني خاطرات بي غبار

                                          دفتري از شعر و از عطر بهار

 عشق يعني يك تمنا , يك نياز

                                         زمزمه از عاشقي با سوز و ساز
 
عشق يعني چشم خيس مست او

                                           زير باران دست تو در دست او

عشق يعني ملتهب از يك نگاه

                                             غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق

                                           گرمي دست تو در آغوش عشق

عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "

                                           تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق يعني هر چه داري نيم كن

                                           از برايش قلب خود تقديم كن

یه مثال طنز هم می خواستم درباره عشق بگم که امیدوارم به هیش کی برنخوره فقط بخندین زیاد بهش فکر نکنین.

تلفیقات پسر و دخترها

پسر زرنگ  + دختر زرنگ = دعوا

پسر احمق  + دختر زرنگ = love

پسر زرنگ  + دختر احمق = کارهای بد بد

پسر احمق  + دختر احمق = ازدواج

رامتین شایسته

نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 12:47

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: عطری

سقراط  در« فايدروس » می گويد :

«نه، اين سخن راست نيست که غير عشق را بر عشق برتری بايد نهاد؛ چون عشق مبتلای ديوانگی است. اگر ديوانگی بد بود، در درستی آن ترديد نمی داشتم، ولی راستی اين است که ما آدميان بزرگترين نعمت ها را در پرتو ديوانگی به دست آورديم و مراد من آن ديوانگی است که بخشش الهی است... از اين رو فقط اين نکته را يادآوری می کنم که پيشينيان ما که به هر چيز نامی داده اند، ديوانگی را ننگين نشمرده اند... زيرا ديوانگی بخششی است الهی در حال آنکه هشياری جنبه ی انسانی دارد».

نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 22:29

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] پس لرزه های غنی سازی 164 تایی ایران در آمریکا

 موضوع:

نویسنده: جباری

اعلام دستيابي ايران به فناوري غني‌سازي اورانيوم با آزمايش موفق پانل 164 تايي سانتريفيوژ، واكنش‌هاي متفاوتي در غرب و به ويژه ايالات متحده آمريكا داشته است.

هرچند برخي نظير رايس و بولتون اين پديده را ناشي از ضعف سازمان ملل دانسته و خواستار شدت عمل شوراي امنيت در برابر ايران شده‌اند، بسياري از طيف‌هاي فكري اين كشور خواستار دادن هويج تازه به ايران و حل مشكل با اين كشور شده‌اند.

«واشنگتن‌پست» نوشت: موضوع بي‌‌اعتنا و مبارزه طلبانه ايران، دست‌هاي آمريكا را براي دادن پاسخ مناسب بسته است.

«كليفورد كوپكان»، تحليلگر گروه تحقيقاتي اوراسيا گفته كه مرتبا ما بر اساس جهت و روش ديپلماسي تهديد و اجبار تلاش كرده‌ايم و ايراني‌ها فقط يك پيام خيلي واضح و روشن از موضع خود، اعلام كردند: «خوش‌رفتاري فايده ندارد»، اين روش هيچ‌وقت كاري از پيش نمي‌برد و تنها راه ديپلماتيكي كه ما تاكنون آن را امتحان نكرده‌ايم، معامله و مذاكره مستقيم است.

«ريچارد.ان.هاس»، مقام ارشد دولتي سابق بوش، در شوراي روابط خارجي آمريكا كه رياست آنجا را بر عهده دارد، طرحي را پيشنهاد كرده كه ايران بتواند به غني‌سازي بسيار محدود بپردازد كه البته همراه با نظارت و برخورداري از يك‌سري منافع اقتصادي و تضمينات امنيتي است و در آن موقع اگر ايران شرايط را نقض كرد، عواقبي جز اعمال تحريمات و رويارويي با يك فشار نظامي قابل تصور نخواهد داشت.

«جان بولتون» نيز با مد نظر قرار دادن قطعنامه تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل، گفت: كاملا آشكار است كه ايران نه تنها با اعلام آغاز فعاليت غني‌سازي‌اش، بلكه با اعتراف به اين‌كه خود را آماده بهره‌برداري از پنجاه هزار سانتريفيوژ كرده، به شوراي امنيت اهانت كرده‌ است.

«آندري دنيسف» نماينده روسيه در سازمان ملل گفته كه هنوز براي رسيدن به يك قضاوت درست در مورد ايران و اهداف نهايي هسته‌اي‌اش زود است. وي با اظهار نگراني از بررسي گزينه‌هاي نظامي دولت بوش در مورد ايران گفته كه ما تحريم‌ها را نمي‌پسنديم و تحميل هرگونه فشار و زور را دوست نداريم. به اين مسئله بايد سياسي و ديپلماتيك نگاه كرد.

به هر ترتيب،‌ بوش راه چاره پيش روي خود را نسبت به گذشته محدودتر يافته است و به نظر مي‌رسد كه ايراني‌ها در برابر مواضع سازمان ملل فارغ‌البال و آسوده‌خاطر هستند.

از سوي ديگر، چين و روسيه هم موافق تحريم‌هاي اقتصادي نيستند. بنا به اظهارات تحليلگران و دستياران بوش، مشكل اساسي او اين است كه ايران نسبت به گذشته و آن زماني كه واشنگتن و شركاي آن به اميد استفاده از اهرم‌هاي ديپلماتيك در مورد ايران تلاش مي‌:ردند، نفوذناپذيري بيشتري دارد.

برخي مقام‌هاي دولتي بوش در مورد اين‌كه بتوانند يك راه‌حل ممكن پيدا كنند، شك و ترديد زيادي دارند و اذعان كرده‌اند كه بعد از كره شمالي، عضو دوم محور شرارت بوش نيز به رغم اعتراضات و نارضايتي آمريكا، نهايتا موفق به توليد بمب هسته‌اي خواهد شد.

«ري تكيه»، مشاور ارشد شوراي روابط خارجي آمريكا در حالي كه با ارائه چند پيشنهاد جالب كوچك دفتر بوش را ترك مي‌كرد، گفته كه در اين موقعيت گزينه‌هاي شما مناسب به نظر نمي‌رسند و به زور مي‌‌توان به آنان تكيه كرد و چاره ديگر ما ساختن و كنار آمدن با اين موضوع است و من فكر مي‌كنم كه اين امر اتفاق خواهد افتاد.

«كلن كرولي»، دستيار شوراي امنيت ملي آمريكا در زمان رياست‌جمهوري كلينتون گفته كه طرح A آمريكا وارد آوردن فشارهاي مالي و اقتصادي است كه ايران به آن تن درخواهد داد و تسليم خواهد شد و طرح B نيز وجود ندارد.

نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 16:18

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: جباری
مهدیا ما در این دشت غریب

            کلبه ای ساخته ایم

                         سایبانش همه نور

 زیر پا فرش غرور

     وحصارش همه تکرار  صفا 

                    ما در این جمع لطیف

لطف دیدار تو را می طلبیم. 

آدرس مسجد مقدس جمکران:                                                                 www.jamkaran.info

نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 10:36

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: عطری
در انتظار محبوبمان مهدی (عج الله) :
 
در وفای عشق  تو مشهور خوبانم چو شمع 
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

روز و شب خوابم نمی آید بچشمم غم پرست
بس که در بیماری هجر تو گریانم  چو شمع

رشتۀ صبرم به مقراض غمت ببریده  شد
همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع

گر کمیت  اشک  گلگونم  نبودی  گرم  رو
کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع

در میان آب و آتش همچنان سرگرم تست
این دل زار نزار اشک  بارانم  چو  شمع

در شب هجران مرا پروانۀ وصلی  فرست
ورنه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع

بی جمال عالم آرای تو روزم چون شبست
با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع

کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت
تا در آب  و آتش عشقت  گدازانم  چو  شمع
 
همچو صبحم یک نفس باقیست تا دیدار تو
چهره بنما دلبرم تا جان برافشانم  چو شمع

سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین
تا منور گردد  از دیدارت  ایوانم  چو  شمع
 
آتش مهر تورا حافظ عجب در سرگرفت
آتش دل  کی بآب  دیده  بنشانم  چو شمع 
                                                  « حافظ شیرازی »

نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 6:28

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع: خبر

نویسنده: عطری

يك زن 82 ساله امريكايي كه از خط عابر پياده در يك تقاطع شهر لس‌آنجلس آهسته عبور كرده بود خود را با يك جريمه 114 دلاري مواجه ديد!

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، ميويس كويل 82 ساله كه با كمك عصا راه مي‌رود گفت، وقتي عبور از خط عابر پياده را شروع كردم چراغ عابران پياده سبز بود. اما قبل از اين كه از خط عبور كنم چراغ قرمز شد. او افزود، يك مامور پليس مرا به جرم اختلال در ترافيك 114 دلار جريمه كرد!

ميويس افزود، واقعا خجالت‌آور است. مامور پليس هنگام جريمه با من مانند يك دختربچه 6 ساله رفتار كرد، انگار من نمي‌دانم چه مي‌كنم!

پليس لس‌آنجلس عمل گروهبان مايك زابوسكي كه عابران پياده‌اي كه از محل غيرمجاز عبور مي‌كنند را      جريمه مي‌كند تا مانع از تصادف شود، تاييد كرد.

گروهبان مايك زابوسكي گفت، دوست ندارم عابران پياده ناراضي باشند اما ترجيح مي‌دهم آنها زنده             بمانند .

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 23:9

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آخه چرا!!!!!

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: مختاری

Tings might look a little cloudy now.

But they’ll get better soon.

Just remember rain to rainbows

Lemons to make lemonade

And sometimes it takes difficulties

To make us stronger and better people

The sun will shine again soon… you’ll see

 اکنون ،زندگی کمی تیره و تار می نماید 

اما دیری نمی گذرد که همه چیز بهتر خواهد شد

فراموش مکن

تا باران نباشد ،رنگین کمان نیست

تا تلخی نباشد ، شیرینی نیست

و گاه همین دشواری هاست ،

که از ما انسانی نیرومندتر و شایسته تر می سازد ، خواهی دید ....

آری خورشید بار دیگر درخشیدن آغاز می کند

کالین مک کارتی

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 22:16

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] هدیه ای ارزشمند برای خدا

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: کاظمی
تقدیم به پدرم که در سوگ مادرش سیاه پوش گشته

هدیه ای ارزشمند برای خدا

برای لمس زندگی با پدر پیمان بستی که در دلت مرا ماه ها جای دهی و با خونت مرا تغذیه کنی. با صدای قلبم، با ‏تکان های دست و پایم، فریاد دوستت دارم مادر را به گوش رساندم. به یاری خدا مرا به مرحله ی دوم حیات ‏رساندی و باز برای بودنم از سیره جانت نثار کردی تا زندگی را در کنار تو دریابم.‏
هر روز در دلم برایت نامه ها نوشتم و در اندیشه ام نقشه ها کشیدم که تا بی نهایت ترا داشته باشم. برای وجود ‏خالصت، مهربانی ها و فداکاری هایت باز به سراغ طبیعت رفتم تا شاخه گلی برایت بچینم. در فصل بهار برایت ‏لاله و سنبل و بنفشه چیدم. دوان دوان به سویت آمدم تا گل های بهاری را نثارت کنم اما با خود گفتم نه! تا تابستان ‏صبر می کنم تا خوش آب و رنگ ترین و رسیده ترین میوه های تابستانی را برایش بیاورم. تابستان فرا رسید باز ‏با خود گفتم نه! تا پاییز، فصل عشق و احساس صبر می کنم. باز گفتم نه! فصل بهار و تابستان و پاییز برایش کم ‏است، تا زمستان، صبر می کنم تا سفیدی برف را تقدیمش کنم.‏
آن قدر انتظار کشیدم تا خداوند از آسمان برایم برف را فرستاد. از دیدن برف خوشحال شدم و با خودم گفتم همین ‏فردا همه ی برف های سفید آسمان را برایش خواهم برد تا بداند که از بهار تا زمستان دوستش دارم. شروع به ‏جمع کردن برف ها کردم با تمام وجود برف ها را به پایش ریختم. حس و حال غریبی داشتم. ناگهان مادرم از ‏جلوی چشمان محو شد و آنچه می دیدم فقط سفیدی برف بود. یک لحظه صبر کردم با تمام نیرو فریاد زدم مادر!! ‏خداوند از آن بالا پاسخ داد: «از هدیه ی ارزشمندی که به من دادی ممنونم. به آسمان نگاه کردم و مادرم را دیدم ‏که به خدا پیوسته.»‏
به خدا گفتم:«خدای خوبم تو تنها کسی هستی که می توانم مادرم را به او هدیه دهم.»‏

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 21:25

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] انجمن علمی یا انجمن نجیب زادگان عجیب

 موضوع: طنز

نویسنده: کاظمی

انجمن علمی یا انجمن نجیب زادگان عجیب

در روزگاری دور و در دانشگاهی دورتر از بلاد و تمدن چراغ پی سوزی در مغز ‏عده ای از جوجه مهندسان تازه ورودی به آن دانشگاه درخشیدن گرفت که تا کی و تا ‏چه زمان این بلاد اینگونه خواهد ماند و دانشگاهش راکد، پس به فکری عمیق فرو ‏رفتند و در فکر ایجاد مجمعی از ادبا و فضلای رشته خویش افتادند تا حرکتی کرده ‏باشند و تلاش و سعیی پس بسیار در بوغ و کرنا کرند و تبلها به صدا در آوردند که ‏فلان و بهمان ما چنین و چنان می کنیم و تحولات عظیمی راه خواهیم انداخت و سایر ‏جوجه مهندسان و جوجه دانشجویان را اغفال همی کردند و سوی این انجمن کشاندند تا ‏برای خود طرفداری همی جمع کرده باشند و روزگار اول همه در صلح و صفا بودند ‏و نظرات همی گفتند و شنیدندی و مشکلی نبود جز ملال دوری هم تا زمانی بگذشت و ‏قرار شد این انجمن سر و سامانی گیرد و رئیسی و مرئوسی داشته باشد که امور ‏رونق گیرد تبلیغاتها بسیار گشت، هزینه ها شد تا رئیسی بیامد و معاونانی و دیگران ‏که باید در پی آنها به مکیدن سماق مشغول می شدند و این سماق مکها دیگر طاقت از ‏کف داد و سماق خویش را تمام گردانیده پس به فکر تفرقه افتادندی و از آن پس ‏اختلافات و جنگهای بس عجیب و بسیار در گرفت و جهت خراب کردن هم چه ‏مسخره ها که نشد و دیگر ملال دوری جای خود را به ملال دیدن هم داد چه زیر آب ‏زنی ها که نشد و چه سنگ هایی که در مسیر نیفتاد و این بود و بود تا کسی قیام کند و ‏این روزگار را دگرگون گرداند و صلح و صفای از دست رفته را باز گرداند پس ما ‏هم به انتظار می نشینیم تا کسی بپا خیزد و این صحبت ها را دوباره باز گرداند.‏
پس از ادبا و فضلای دانشجو بپا خیزید و نظری همی دهید بر این متن ادبی تا راهی ‏بیابیم برای دوری از این چاله گاه هولناک تفرقه و دورنگی و نظری همی دهید تا ‏چنین و چونان کنیم و روزگاری خوش سازیم «خوب نظر بدین بهتره اینجاشو غیر ‏ادبی بنویسم تا همه بفهمندی.»‏

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 11:16

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] افتخاری بسی بزرگ

 موضوع:

نویسنده: عطری

سخنرانی یک ساعت پیش جناب آقای دکترمحمود احمدی نژاد رئیس جمهور محبوب کشورمان ایران تمام رسانه های مشهور دنیا مورد توجه خود قرار داد .به طوری که حتی شبکه تلویزیونی CNN سخنرانی کاندیدای نماینده دولت ایتالیا را قطع کرده و به پخش مستقیم این خبر غرور آفرین  پرداختند .شبکه الجزیره ،fax news  ،العربیه ،sky news ودیگر رسانه های جهان به پخش مستقیم این خبر پرداختند.رئیس جمهور با انتشار این خبر علنا به دنیا اعلام کردند که ما اقدام به تولید کامل چرخه انرژی هسته ای(تولید 3.5% هگزافلوراید اورانیوم) شده ایم.و این افتخاری است بسی بزرگ به مردمان خوب ایران عزیز و پایدار .
 وسخن  شیخ طوسی که گفت : گر ایران نباشد تن من مباد

نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 22:1

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] انرژی هسته ای حق مسلم ما بود.

 موضوع:

نویسنده: خدابخش
مبارک باد بر ما ملت شریف و دانشجویان متعهد ایران پیوستن کشور عزیزمان به باشگاه هسته ای جهان به عنوان هشتمین کشور دارندهء اورانیوم غنی شده(کیک زرد).

به گزارش خودم دقایقی پیش رئیس جمهور طی دادن این خبر غرور آفرین و مسرت بخش اولین کیک زرد تولید شده توسط دانشمندان ایرانی را در استان مقدس علی ابن موسی الرضا(ع) قرار دادند و اظهار کردند این موفقیت به دنبال دعاها و تلاش و حمایت مردم عزیز به دست امده است و اظهار امیدواری کردند که به برکت امام رضا همیشه تحت حمایت خداوند متعال قرار خواهیم گرفت

انشا الله.

خبر نگار مجمع نویسندگان در پیت

نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 21:17

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مولایمان حضرت مهدی (عج الله)

 موضوع: علمی

نویسنده: عطری
در وصف مولایمان حضرت مهدی (عج الله):

وقتی که صدای آسمانی تو در خاموشی شب های زیبا طنین می افکند تو ،ای نغمه پرداز گشوده بال آسمان تنهائی من خبر نداری که من چشم به دنبال تو دارم.

نمی دامی که گوش من چه سان در زیر درختان،غرق شنیدن صدای شیرین تو شده است تا از باده این آهنگ سحر آمیز سرمست شود.نمی دانی که از بیم خاموش کردن نوای آسمانی تو جرئت آن را که نفس بر لب آرم یا قدم بر برگ خشکی نهم ندارم. نمی دانی شاعر دیگری در زندگی تو هست که در دل خویش با یک دنیا غبطه و رشک سرود شبانه تو را در دل جنگل تکرارمی کند.

اختر شب از کنار کوهساران سرخم می کند تا صدای تو را بشنود. اما تواز زیر شاخه ای به زیر شاخه دیکر پنهان می شوی تا از انوار سیمین و پرموج آن برکنار مانی .

آخر آهنگ لطیف و پرجلال تو برای دنیای ناچیز ما خیلی زیاد است .این نوای موسیقی که از گلوی تو بر میخیزد ،فقط و فقط شایسته آنست که به سوی آسمان خداوند بالا رود.

تو در نغمه پردازی خود از آهنگی که از زبان امواج بر می خیزد، از زمزمه ای که از شاخ و برگ درختان به گوش می رسد،از دای آبی که قطره قطره از تخته سنگ مرمرین در حوضچه فرو می چکد و سطح آن را پرچین می کند ،از ناله های پرهوسی که شباهنگام از زبان شاخه ها شنیده می شود،از شکوه امواجی که روی شن های ساحل یا در میان نیزارها از حرکت بازمانده اند ، از همه اینها ترکیبی ملکوتی پدید می آوری که خدا آن را با آن غریزه آسمانی که پرورش دهنده توست در می آمیزد و مرا چنین به خواندن سرود شب وا میدارد.
و این صدای مرموزکه فرشتگان آسمانی چون من گوش بدان فرا داده اند،این آه دل پذیر شب پارسا تو هستی ،تو هستی ،ای پرنده خوش آهنگ که چنین نغمه سرداده ای .

...و ما، ما آدمیان با شنیدن صدای نارسای خودمان که گوئی ناله ای است که از دل بر می خیزد،همیشه احساس می کنیم که یا اشکی در دیدگانمان می لرزد یا ناله غمی در دیدگانمان می لرزد.

نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 14:43

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] نرم افزار کل قرآن کریم در قالب انگلیسی و عربی

 موضوع: مذهبی

نویسنده: عطری
:: قرآن مجید همراه با ترجمه ی انگلیسی آن در قالب نرم افزار The Noble Quran 3.0 ::

شرکت IslamaSoft در انگلستان نرم افزاری بسیار ارزشمند با نام The Noble Quran عرضه نموده است و این کتاب آسمانی و مقدس را در قالب یک نرم افزار با ویژگی -های بسیار مفید در اخیار مسلمانان علاقمند قرار داده است .

برخی از ویژگی های این نرم افزار ارزشمند عبارتند از :

۱-این نرم افزار تمامی آیات و سوره ها را علاوه بر نسخه ی اصلی و عربی آن , برای شما به زبان انگلیسی به نمایش در می آورد .

۲-توضیحات مکمل و گسترده در مورد هر سوره : مکی و مدنی بودن آن , شان نزول آیات , خلاصه و ...

۳-مجهز به موتور جستجوی قدرتمند و سریع با امکانات گوناگون.

۴-ظاهری بسیار آسان و آشنا و Explorer مانند و تنها با یک کلیک سوره ی مورد نظر خود را انتخاب و مطالعه نمایید .

۵-دارا بودن ترجمه ی تحت الفظی عربی و انگلیسی.

نمونه ای از آن به صورت زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم :                In the name of Allah the most beneficent the most mercifulقل هو الله احد:                                                                                Say: he is Allah, the one
الله الصمد:                                                                     Allah the eternally besought of Allah  لم یلد و لم یولد:                                                                he begetteth not nor was begotten
و لم یکن له کفوا احد:                                                 and there is none comparable unto him
    

توجه : شما میتوانید این نرم افزار را از " مطالب جذاب انگلیسی" در گوگل دانلود نمائید.

نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 11:33

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] size the day

 موضوع: سرگرمی

نویسنده: کاظمی
زندگی در لحظه               

 

وقتی به یکی دو سال گذشته فکر می کنم (البته فکرم به بیش از اینها قد نمی ده) می بینم که کارهایی بوده که براشون برنامه ریزی کردم و وقت گذاشتم و زمانی رو برای انجامشون تعیین کرده بودم رو به راحتی از دست دادم و یا موقعیتی پیش اومده که تو برنامه ریزیم نبود و براش نتونستم تصمیم مناسبی بگیرم. حالا بعد از این همه نا کامی و برنامه ریزی های بی خودی به این نتیجه رسیدم که باید در لحظه زندگی کنم و به تمام اتفاقاتی که برام پیش می یاد تو لحظه خودش تصمیم خاص و منطقی بگیرم

«صدای تیک تیک گذر ساعات ایام را می شنوی، بشنو و گوش  فرا بگیر که زمان نا برگشتنی است»

نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 20:59

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] ثبت نام اینترنتی در دوره های فراگیر دانشگاه پیام نور برای اولین بار

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی
همش رو تو تیتر نوشتم اینم لینکش

http://faragir.pnu.ac.ir/BMSELECT.ASPX

براي نخستين بار: ثبت نام اينترنتي دوره هاي فراگير كليه داوطلبان شركت در دوره هاي فراگير مي توانند با مهلتي بيشتر در مقطع كـــارشناسي تا پايان وقت اداري   12/02/1385 و در مقطع  كارشناسي ارشد تا پايان وقت اداري 13/02/1385 با مراجعه به آدرس http://faragir.pnu.ac.ir اقدام به ثبت نام اينترنتي نمايند .

 

نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 20:4

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] غمی غمناک

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: عطری

غمی غمناک

راه دوري است، و پايي خسته.

تيرگي هست و چراغي مرده.

***

مي كنم، تنها، از جاده عبور:

دور ماندند ز من آدم ها.

سايه اي از سر ديوار گذشت،

غمي افروز مرا بر غم ها.

***

فكر تاريكي و اين ويراني

بي خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز كند پنهاني.

***

نيست رنگي كه بگويد با من

اندكي صبر، سحر نزديك است.

هر دم اين بانگ بر آرم از دل:

واي، اين شب چقدر تاريك است!

***

خنده اي كو كه به دل انگيزم؟

قطره اي كو كه به دريا ريزم؟

صخره اي كو كه بدان آويزم؟

***

مثل اين است كه شب نمناك است.

ديگران را هم غم هست به دل،

غم من، ليك، غمي غمناك است.

***                                                                  «  سهراب سپهری  »

نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 0:17

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] خاطره ها

 موضوع: کارت پستال

نویسنده: بهزادی

نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 0:13

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] ایران و مسائل روز هسته ای

 موضوع: آموزشی

نویسنده:

ای ایران

تو این مدت سعی کردم متنهای متنوع زیادی بنویسم تا مقولات متعددی رو دربرگرفته باشه و فقط تک بعدی به همه چیز نگاه نکرده باشم امروز به فکرم رسید که کمی هم به مقولات سیاسی و روز کشورمون پرداخته بشه تا جوانان این آب و خاک با این که با این مسائل ۀشنا هستن  ولی با این کار فریب تبلیغات پوچ بیگانه رو نخورن و روشن روشن شن.حتما حدس زدین موضوع بحث چیه بله مسئله هسته ای ایران که سر و صداهای زیادی توی مجامع بین المللی راه انداخته و حتی امروز شنیدم که آمریکا ایران رو تهدید کرده به برخورد های خارج از شورای امنیت که اگه نظر من نویسنده درپیت رو خواسته باشین به قول امام راحل و بزرگوارمون آمریکا هیچ غلطی نمی تونه

 بکنه به شرطها و شروطها و این شرطها چین؟ اگه ملت غیور ایران این اتحاد و همبستگی و یکپارچگی که داره حفظ کنه و همه باهم ،هم نفس و هم صدا باشن احدالناسی نمی تونه حتی نگاه چپ به این خاک پاک بندازه و اینو بگم که این مملکت در هیچ دورانی از حیات سیاسی خودش  نیاز و احتیاجی به بمب هسته ا ی نداشته و نخواهد داشت چون این آب و خاک و مرز و بوم ملتی داره که عظمت عزت بزرگی و اقتدارشون خیلی کوبنده تر از صدها بمب هسته ای ساخت این کشورهاست و به هیچ کس اجازه نخواهند داد نگاه چپ به این سرزمین مقدس بکنه و این به هیچ وجه رویا و خیال و وهم نیست که در دوران دفاع مقدس دیدیم که همین جوانان کربلایی این آب و خاک چه جانفشانیها که دررا وطنشون نکردن و جوانان این روزگار نیز با سرمشق گرفتن از اونها آماده اند برای جانبازی و جانقشانی در راه وطن و عموم مردم این سرزمین بزرگ در هر جایی و هر زمانی لازم باشه به خاطر میهنشون جونشون رو کف دست می گیرند و به جلو حرکت میکنند.نمیدونم  در جریان اخبار رزمایش دریایی اخیر بودین یا نه ولی فرزندان این آب و خاک پاک  نشون دادن که با کمترین امکانات چه ها که نمیکنند و با آزمایش تسلیحات جدیدی و فوق پیشرفته به همه جهان نشان دادند که ایرانی هم می تواند و اینو به همه ثابت کردن.پس ای جوان ایرانی به پاخیز و ایرانت را گلستان کن تا بلبلان کوچ کرده هم به شوق گلی راه بازگشت در پیش گیرند و چنان روشن روان و پاک باش که هیچ پلیدی و سیاهی را در تو راه نباشد و همه در این گلستان آسوده و شاد باشیم پس زنده باد ایران و ایرانی و پاینده باد وطن اسلامی.

رامتین شایسته

نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 20:30

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] ایران ابر قدرت

 موضوع: خبر

نویسنده: جباری

به نام خدا

در وبلاگ ما هر مطلبی نوشته شده "مخصوصا بیشتر در مورد عشق و عاشقی و  اینجور  چیزها" به جز مطالب نظامی و سیاسی  به همین خاطر یک مطلب سیاسی-نظامی  در اینجا می نویسم و امیدوارم که خوشتان بیاید.

يك روزنامه انگليسي، از هراس مقامات رژيم اسرائيل از برج‌هاي ديده‌باني حزب‌الله لبنان خبر داده و به نقل از وي اظهار كرده كه اين برج‌ها اطلاعات اسرائيل را به ايران مي‌رساند.

 روزنامه «ديلي‌تلگراف» با اشاره به برج‌هاي ديده‌باني حزب‌الله نوشت: اسرائيل مي‌گويد كه اين برج‌ها، يك سيستم مجهز براي جمع‌آوري اطلاعات و عمليات در جنوب لبنان ايجاد مي‌نمايد، تا زماني كه يك مقابله نظامي احتمالي در رابطه با برنامه هسته‌اي ايران پيش بيايد، اهداف مشخص‌شده در شمال اسرائيل را تعيين كند.

يك فرمانده ارشد اسرائيلي مي‌گويد: ايران با صرف هزينه‌هاي ميليوني، يك سيستم ديده‌باني، شبكه رديابي و ايستگاه‌هاي مونيتورينگ را در طول مرز اسرائيل و لبنان ايجاد كرده است.

به گزارش اين روزنامه، اين برج‌هاي كنترل از بتن مسلح ساخته شده‌اند كه با شيشه‌هاي ضدگلوله و بازگرداننده محافظت مي‌شوند. اين برج‌هاي ديده‌باني كه مجهز به دوربين‌هاي ديد در شب و تجهيزات كنترلي هستند، 220 متر از موقعيت ارتش اسرائيل فاصله دارد و به شمال اسرائيل مسلط است.

اين مقام ارتش اسرائيل همچنين مي‌گويد: ايران اكنون مقابل ما قرار دارد و از جاسوسي حزب‌الله استفاده مي‌كند. آنان مي‌توانند اطلاعات لازم را در مورد حملات به اسرائيل انجام دهند.

اين مقام، همچنين به روزنامه دست راستي «ديلي‌تلگراف» گفته است كه ايران بازي موش و گربه خطرناكي را در مرزهاي شمالي ما انجام مي‌دهد و آنان مي‌توانند به راحتي در هر شرايطي ما را كنترل كنند

نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 12:53

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] فراخوان

 موضوع: خبر

نویسنده: کاظمی

نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 12:5

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] اصطلاحات میوه ها

 موضوع:

نویسنده: عطری
                                                                            
 اصطلاحات در مورد میوه ها                                                                                     Fruit idioms

  Go bananas: to become angry, crazy or silly
عصبانی ، دیوانه یا احمق شدن.                                                                                           

The apple of sb's eye: a person or thing that is loved more than any other more at

شخصی یا چیزی که دوست داشتنی است بیشتر از شخص یا چیزهای دیگر، (مثلا ته تاغاری ،یکی یه

(یه دونه بابا

Give a fig:  to think that sth is not important
فکر کردن درباره چیزی که چندان مهم نیست .                                                                          

Sure grapes: used to show that you think sb is jealous and is pretending that sth is not important

استفاده می شود، برای نشان دادن اینکه شما فکر می کنید بعضی از افراد حسود است و وانمود می کنند که چیزها، برای آنها مهم نیست .                                                                                   

 A bite of / at Cherry: opportunity to do sth

فرصتی برای انجام کاری .                                                                                                      
   
    

نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 23:15

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] F1 F1 F1

 موضوع: طنز

نویسنده:

کمکF1 F1 F1


اگه خواستین کمک کنین مکانها و زمانهای زیادی در این رابطه وجود داره که میخوام چند تاشو اینجا بگم تا یاد بگیرید و توشه ای برای آخرت خودتون فراهم بیارین.


1. اگه دیدین یه پیرزن یا پیرمرد کنار خیابون وایسوده و منتظره اصلا وقتو تلف نکنین بپرید و دستش و بگیرید و از خیابون ردش کنید و بعد از رد شدن اگه به جای تشکر با عصای طرف در فرق سرتون مواجه شدین و فهمیدین که اصلا اون طرف قصد عبور از خیابون رو نداشته به هیچ وجه ناراحت نشین چون وظیفه انسانی تون رو انجام دادین.


2. اگه دیدین کسی رفته روی بلندی و قصد پریدن داره ولی نمیتونه میتونین کمکش کنین به این صورت که از پشت سر یواش بهش نزدیک شین و یه هویی هلش بدین تا در موقع افتادن هیچ درد و رنجی هم نکشه و شما هم به نوبه خودتون تو این کار سهیم باشین و کمکی کرده باشین.


3. اگه دیدین کسی کنار خیابون وایسوده و ماشینش خرابه و داره تعمیر میکنه خیلی شجاعانه و هم نوع دوستانه کمی جلوتر نگه دارین و در چشم بر هم زدنی چنان دل و روده ماشین رو به هم بریزین که تعمیر کارم نتونه به دادش برسه  و بدین طریق کمکی هم به مکانیکای محترم کرده باشین.


4. اگه دیدین کسی از فراغ کسی داره زار زار گریه میکنه و شدیدا ناراحته هر جوری شده دلداریش بدین یعنی از الفاظ شیرین و با مسمایی مثل ولش کن بابا ارزشش رو نداره رفته که رفته گور باباش و امثالهم استفاده کنین تا طرف کارش به جنون بکشه اینطوری هم به طرف کمک میکنین برا ازیاد بردن درد و غمهاش هم یه پولیم گیره روانشناسهای محترم میاد.


5. اگه دیدین کسی مریضه برای کمک هم که شده به عیادتش برین و با گفتن این که دختر عموی بیچارتونم این مریضی رو داشته و 1ماه نشده دار فانی رو وداع گفته در مرگ زود هنگام و با شکوه به دوستتون کمک کنین که اینجوریم یه پولی گیر غسالهای محترم میاد و یه دعای خیر از طرف اونام نثار شما.


6. اگه یه دوست به خاطر این همه حس همنوع دوستی و کمک رسانی به دیگران از شما تقاضای پولی برای قرض کرد حتما با روی گشاده و با همون حس همنوع دوستی همیشگی اون یکی جیبتونو که سولاخه نشونش بدین تا هم کمکی به دوستتون کرده باشین و هم از این همه بیچارگی شما دوستون به رحم اومده و یه شلوار نو برای شمابخره این خودش میشه کمک در کمک.


7. و در آخر اگه دیدین یه نویسنده درپیت داره یه متن درپیت تراز خودش می نویسه حتما بهش کمک کنین تا هیچکس رغبت نکنه اون متنو بخونه.

رامتین شایسته

نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 21:5

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع: خبر

نویسنده: پوررضا

شهردار لندن كه برخي اظهارات قاطعش به ويژه در برابر صهيونيست‌ها با واكنش‌ها و جنجال‌هاي شديد روبه‌رو شده، به تازگي پس از اختلاف با دو تاجر يهودي به آنان گفته: برويد با آيت‌الله‌هاي ايران كار كنيد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، وي كه معتقد است اين دو تاجر سهيم در پروژه شهر المپيك لندن بسيار انحصارطلبند، خطاب به آنان گفته اگر با من كه انگليسي هستم، نمي‌توانيد كار كنيد، حتما مي‌توانيد با ايراني‌ها كار كنيد.

روزنامه «گاردين» در اين‌باره نوشت: جمله «به ايران برگرديد»، ليوينگستون را به دردسرهاي بيشتر انداخته است.
شهردار رك‌گوي لندن، «كن ليوينگستون»، بعد از اين‌كه با دو تاجر صهيونيست با نام برادران روبن حرفش شد، به آنان گفت كه به ايران برگردند و شانس خودشان را در ايران و با آيت‌الله‌هاي ايران امتحان كنند، براي سومين بار تحت پيگرد قرار گرفت. ليوينگستون اين حرف‌ها را خطاب به برادران روبن زد كه در توسعه پروژه المپيك 2012 شركت كرده‌اند.

نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 11:59

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: عطری

 

Deep in my heart , there's a fire , a burning heart
Deep in my heart , there's desire , for a start
I'm dying in emotion
It's my world in fantasy
I'm living in my, living in my dreams

You're my heart, you're my soul
I'll keep it shining everywhere I go 
I'll be holding you forever
Stay with you together
Yeah, I'm feeling that our love will grow
That's the only thing I really know

Let's close the door and believe my burning heart
Feeling alright come on open up your heart
keep the candles burning
Let your body melt in mine
I'm living in my, living in my dreams

در عمق قلبم ، آتشی است که می سوزاند قلبم را
در عمق قلبم ، میلی است که در حال شروع شدن است
من از احساس ، دارم می میرم
آن هست برای دنیایم یک خیال
من ، زندگی می کنم در رویاهایم .

تو قلب منی ، تو روح منی
من هر جا که بروم نخواهم گذاشت عشقمان کمرنگ شود
من همیشه برای تو خواهم بود
و ما با هم خواهیم ماند
من احساس می کنم که عشقمان در حال ترقی است
من تنها یک چیز را واقعا می دانم .

به من بیشترنزدیک شو ، تا سوزش قلبم را درک کنی
و هر چه در دلت داری برایم بگشائی
و شعله شمعها را، در قلبم سوزان نگهداری
و بگذاری جسمت در ذهنم ذوب شود
من ،زندگی می کنم در رویا هایم .

نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 0:2

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] منتظران

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: کاظمی

با نبودنت ساختم ,قطره قطره اشکهایم را برایت ریخت و تمام شد,

ایاک نعبد و ایاک نستعین را در تسبیح هایم گفتم,قلبم برایت یک دریا غم کشیده است .

جوهر قلمم هم برای توصیف من از زیبائی تو تمام شد, صبح جمعه ها تو را ندبه هایم جویا شدم ولی نیافتم ,

اکنون برایت لحظه ها بی قراری می کنند چه برسد به ثانیه هااکنون برایم تا یک جمعه دیگر هفت هزاران سال باقی است و من در امید دیدن تو در روز موعود.پس بیا رحمتت را به بباران , ای زیبای دلنشین.

«اینو یکی از منتظران برامون تو قسمت نظرات گذاشته بود و من با اجازشون وارد وب لاگ می کنم»

نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 20:33

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] زندگی و ریاضی

 موضوع: سرگرمی

نویسنده: کاظمی

زندگی و ریاضی       

 

زندگی ریاضیات است پس

بیایم اعتماد را در زاویه چشمان خود جای دهیم

شادی را به توان برسالنیم

غم و اندوه را تفریق کنیم

کینه و نفرت را جذر بگیریم

و همدلی و دوستی را ضرب کنیم

و محیط و مساحت را در دایره قلب دیگران به دست آوریم.

نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 14:3

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] الهم عجل ...

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: بهزادی

 

نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 11:50

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] یه کم شوخی

 موضوع: طنز

نویسنده: بهزادی
طنز
 

روزآقا

شنگول و منگول

یک روزآقا گرگه ميرود دم خانه ي شنگول و منگول مي گويد:در را باز کنيد منم مادرتون.پينوکيو در را باز مي کند و مي گويد از اين جا رفته اند.

همراه
يکي رو مي بردند اتاق عمل ،ازش مي پرسن همراه داري ؟ ميگه : آره خاموشش کردم.

جشن تولد
يه جايي جشن بوده،يک شکمو همينجوري ميره تو و شروع به رقصيدن و بخور بخور . يکي ازش مي پرسه ببخشيد شما رو کي دعوت کرده؟ ميگه من از خونواده ي عروسم. يا رو ميگه > ولي اينجا جشن تولده ....

نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 11:48

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] کارت پستال

 موضوع: کارت پستال

نویسنده: بهزادی

 

نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 11:42

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] جمعه های بی تو

 موضوع:

نویسنده: خدابخش
اگر بیایی برایت از روزهایی خواهم گفت که در کنارم نبودی ...

برایت از قطره قطره ی اشکهایی خواهم گفت که در فراقت ریخت...

برایت از دانه دانه ی تسبیح هایی می گویم که عاشق ایاک نعبدها و شاهد ایاک نستعین هایم شده اند.

برایت از ضربه ضربه ی قلبم در عصرهای پنجشنبه و کرور کرور غم جمعه های بی تو خواهم گفت.

هر بار دست به قلم برده ام که برایت بنویسم که چقدر دوستت دارم فهمیدم واژه ها حقیرتر از آنند که عشق را تعبیر کنند

پس تو را هر صبح جمعه در ندبه هایم می جویم :این بقیه"الله.

... یک پنجشنبه ی دیگر گذشت. به ساعت که نگاه کردم دیدم ثانیه ها هم برای آمدنت بی قراری می کنند.می دوند شاید که این جمعه بیایی.

این جمعه بیا که تا جمعه ی دیگر ۷سال باقی است.

امروز جمعه است و و روز آغاز امامتت.ای منتظر بیا و سالروز آغاز امامتت را با قیام خود مصادف کن.

نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 6:19

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مدیریت زمان

 موضوع: علمی

نویسنده: مختاری

پروانه ها ارزش وقت را بهتر می دانند

خیلی از پروانه ها فقط یک روز عمر می کنند به همین دلیل ارزش وقت را بهتر از ما می دانند .

اگر بنا بود ما آدمها هم، صبح با طلوع خورشید پا به این جهان خاکی بگذاریم و با غروب خورشید از این جهان رخت بربندیم، آیا با ثانیه ها همین رفتارو داشتیم

 یا برای هر ثانیه اش خیالاتی داشتیم.

اما …

اغلب ما با این که هزاران طلوع و غروب خورشید را تجربه می کنیم باز هم هنگام رفتن ،به بهانه آرزوهای محال می خواهیم یه روز بیشتر نظاره گر خورشید باشیم.

همه ما در انتظار فرصتی برای انجام کارهای نشده هستیم ،اما هر چه انتظار می کشیم آن را پیدا نمی کنیم .ایتالییایی ها می گویند  کسانی که درانتظار زمان نشسته اند ،انو از دست خواهند داشت.

متاسفانه مدیریت زمان برای ما مورد توجه نبوده و مردم ما معمولا تعریفی کلی وغیرشفاف از آن دارند و چندان ضروری اش نمی دانند و نتایج حاصل از جستجوی این واژه و  واژه های  مشابه ناقص و از تعداد انگشتان دست کمتر است.

برخلاف تصور عموم که مساله اصلی را در مدیرت زمان وقت می دانند ، زمان مساله ای کاملا جنبی است .

در حقیقت اصل اساسی در قدم اول درکی صحیح از اهداف و در قدم دوم دانستن ارزش لحظه هاست .

ما معمولا برای یکسال ارزشی بیش از ماه قائلیم .ماه مهمتر از روز ،روز مهمتر از ساعت و ساعت مهمتر از دقیقه و ثانیه ها هم که اصلا به حساب نمی آیند اما همگی نکته ای را فراموش کرده ایم شاید برای کسی که یک دریا را بین انگشتانش داشته است ،چکیدن قطره های کوچک از بین انگشتانش مهم نباشد ،اما بعد از مدتی کوتاه خواهد دید که دریایی از بین انگشتانش گذشته است

اغلب کسانی که در استفاده از وقت مشکل دارند ، هدفهای طلائی خود را جدی نمی گیرند وشکایت می کنند که نمی دانند چه اتفاقی برای ساعتهای از دست رفته شان افتاده است.کارآمدی هر فرد در مدیریت زمان به روشنائی اهداهش بستگی دارد هرچه اهداف روشن تر باشند موفقیت فرد در مدیریت زمان بیشتر است .

ما آدمها به هر چیزی زود عادت می کنیم به تولد ، مرگ ، عشق و عادت کردن ، ارزش همه چیزهای دوست داشتنی مان را می گیرد .یکی از چیزهایی که ما به آن عادت کرده ایم زندگی است و از آنجا که ما به عادتهایمان فکر نمی کنیم از اصلاح و بازنگری زندگی روزانه ناتوان می شویم مدیریت زمان نوعی تغیییر نگرش نسبت به روشهای عادی زندگی روزمره است

پس باید همه مان پروانه باشیم

بر گرفته از ماهنامه مشکات

 

نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 22:53

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: عطری

 

 

در سفر آن سوها

ایوان تهی است و باغ از یاد مسافر سرشار
در دره آفتاب سر بر گرفته ای
کنار بالش تو ، بید سایه فکن ، از پا در آمده است
دوری ، تو از آن سوی شقایق دوری .

در خیرگی بوته ها کو سایه لبخندی که گذر کند؟
از شکاف اندیشه ، کو نسیمی که درون آید ؟
سنگریزۀ رود بر گونۀ تو می لغزد.

شبنم جنگل دور ، سیمای تو را می رباید
ترا از تو ربوده اند ، و این تنهائی ژرف است
می گریی ، و در بیراهۀ زمزمه ای سرگردان می شوی .

                                                                                                      سهراب سپهری

 

 

نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 22:2

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] نفحات عشق

 موضوع: مذهبی

نویسنده: عطری

«  نفحات عشق  »

عشق ، جان مایه شعر و ادب است.

معشوق همه ناز است و عاشق همه نیاز،

کمال عاشق ، سر انداختن در زیر پای معشوق است و گذشتن از همه رنگها وتعقلات برای وصول به بارگاه  ملکوتی دوست.

عاشق در برابر معشوق ناتوان و ناچیز است . بی تابی و اشتیاق از سراپای آن پیداست.

سرانجام عشق این است که مس وجود عاشق را طلا و او را شایسته حضور در بارگاه محبوب می سازد.

الهی این وصل را هجران  مکن                        سرخوشان  عشق   را  نالان  مکن
نیست در عالم ز هجران  تلخ تر                        هر چه خواهی کن و لیکن آن مکن
 

نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 23:14

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] و اما عشق ...

 موضوع: کارت پستال

نویسنده:

نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 20:12

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] پیام نور یا آزاد

 موضوع: طنز

نویسنده:

مقایسه دانشگاه آزاد و پیام نور از جهات هنری و 30نمایی


‏1. محوطه دانشگاه
آزاد: آبی بیکران
پیام نور: ساعاتی برای خفگی

‏2. سلف
آزاد: مقر فرماندهی
پیام نور: دردست احداث

‏3. کلاسها
آزاد:  زنگ تفریح‏
پیام نور: یکی بود یکی نبود

‏4. استاد
آزاد: ملعبه
پیام نور: مرد نامرئی

‏5. دانشجو
آزاد: مزاحم
پیام نور: مارمولک

‏6. اتاق ریاست
آزاد: کلبه وحشت
پیام نور: فرار از آلکاتراس

‏7. امور دانشجویی
آزاد: سجاده آتش‏
پیام نور: آرزوهای بزرگ

‏8. سایت دانشگاه‏
آزاد: دیشب با بابات چت کردم آیدا
پیام نور: من ترانه 15 سال دارم از ‏teh

‏9. کتابخانه
آزاد: نوری درتاریکی
پیام نور: سکوت مرگبار

‏10. حراست
آزاد: شتر دیدی ندیدی‏
پیام نور: دیده بان

‏11. رئیس دانشگاه
آزاد: مرد بارانی
پیام نور: روح

‏12. دفتر گروه
آزاد: مجمع نجیب زادگان عجیب
پیام نور: جایی برای زندگی

‏13. ثبت نام ترم
آزاد: دیواره آتش
پیام نور: گلادیاتور

‏14. امتحانات پایان ترم
آزاد: شوخی
پیام نور: روز رستاخیز

‏15. دفتر انجمن
آزاد: اسپاگتی در 8 دقیقه‏
پیام نور: خونه مادربزرگه

‏16. امور مالی‏
آزاد: گنج قارون
پیام نور:یک تکه نان

‏17. نمازخانه
آزاد: خوابگاه دختران‏
پیام نور: رنگ خدا

‏18. نویسنده این متن‏
آزاد: در راه مانده
پیام نور: تحت تعقیب

این متنو با تلاشهای زیاد نوشتم امیدوارم  حداقل شادی رو تو سال جدیدی به لباتون آورده ‏باشه.قربان شما.نظر یادتون نره.

رامتین شایسته

 

نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 18:30

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] اطلاعیه

 موضوع:

نویسنده: خدابخش
از دوستانی که در انجمن علمی ریاضی ثبت نام کرده اند درخواست می شود برای اغاز فعالیت خود به مسئولان مربوطه(علی میرزا محمدی ـ مهناز خسروی ـ سهیلا خدابخش ) مراجعه نمایند.

همچنین عزیزانی که مایل به ثبت نام هستند نیز می توانند به مسئول ثبت نام خانم خسروی مراجعه فرمایند.

با تشکر انجمن علمی ریاضی.

نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 16:33

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] یه متن عشقولانه

 موضوع:

نویسنده: خدابخش

بیا ای همسفر با من سفر کن.بیا چشمان خشکم را تو تر کن.بیا قلب صبورم را تو نشکن.

من تو سرشار از نور خداییم بیا از تاریکی این ره نترسیم.

من و تو گرم عشق بی انتهاییم بیا از سردی این شب نلرزیم.

                                         بیا جاده چشم انتظار است.

                                         بیا باد در پی ما در در تمام شهر گشته است.

                                         بیا باران تمام راه را شسته است.

((کسی نیست بیا زندگی را بدزدیم.))

نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 16:4

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] مثل دست باشیم.

 موضوع:

نویسنده: خدابخش
هیچ دستی برای خود زندگی نمی کند.دست میداند که اگر غذایی را که خود به چنگ اورده است را برای خود نگاه دارد :

غذا می گندد ـدست الوده می شود ـپیکر می میرد.

و بر پیکر مرده کدام دستی است که بتواند زندگی کند؟

غذا در مشتش میماند و او گرسنه می میرد. و در اخر کار این دشمنان اویند ـمیکروب ها و مگس ها که از دسترنج او می خورندو ـمی رقصند وـمی گزند و ـمی خوانندوـچاقوچله می شوند ...... دنیا را به گند می کشانندو..........

ـجامعه بدن و ما هر یک دستیم . انسان در جامعه زنده است.

این متن رو از کتاب استاد شهید دکتر شریعتی تحت عنوان برای خود برای ما برای دیگران انتخاب کردم خیلی کتاب جالبیه و پیشنهاد می کنم اگه نخوندید حتما" بخونید.راستی یه فکری به نظرم رسید بیایید کتابهایی رو که می خونیم و به نظرمون جالب میان به هم معرفی کنیم.  

نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 20:48

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] نگاهت

 موضوع: کارت پستال

نویسنده: کاظمی

برای او

نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 13:20

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] یه سوژه باقلوا

 موضوع: طنز

نویسنده: عطری

 توجه  توجه  ...                                               یه سوژه باقلوا

بحث در مورد داشتن " رطب ".
با اجازه همه ،يك موضوع كلي رو ، در اين جا  مورد بحث قرار می دیم .
به نظر شما اينجا رطب يعني چه ؟ ( هاااا، اي يعني چه؟ )
به نظر شما داشتن اون تو زندگي لازمه ؟

آيا الان چيزهائي در مغزتون احساس كرديد ،كه معني اين كلمه چیه؟

مطمئنا منظور ما از داشتن اون ،به معني، داشتن همان رطب معمولي نيست که دکترا میگن، خوردن 3 تا از اون در روز کل نیاز بدن رو تامین میکنه .

 

حالا راهنمائی ها :

- خوب در حالت هاي مختلف داشتن آن را بررسي مي كنيم :

حالت اول : بعضي وقتها بر اساس ترجيح شما، داشتن آن، خوب و مهمه . در اين موقع شما به احتمال قوی یه رطب درجه 1 بم گیرتون میاد. (البته زياد نخوريد كه كه واسه دندوناتون خوب نيست) .

حالت دوم : بعضي وقتها بر اساس ترجيح شما ، داشتن اون ، بر اساس حسودي شما از ديگرون به خاطر داشتن اونه. در اين صورت شما، شاید به احتمال قوی یه رطبی گیرتون بیاد که از زمان گذاشتن آن در ويترين خرما فروشي یکی دو سالي ميگذره .

حالت سوم : بعضي وقتها بر اساس ترجيح شما ،داشتن اون فقط واسه تفریح و سرگرمیه.در این صورت  شما به احتمال 50 % رطبی گیرتون میاد كه كيفيت اون ميل مي كنه به جواب  حد : (     lim( x-(2x^2))/(4x+1)وقتي x به سمت +¥ميل مي كند.

حالت چهارم : بعضي وقتها شما ترجيح مي دهيد كه اصلا اونو نداشته باشيد . پس شايد شما موفق تر ازافرادی باشید ، كه در يكي از حالات بالا صدق مي كنند، البته شايد.

نکته :البته در تمام حالت های بالا، که در حالت اول به ندرت دیده میشه ، ممکنه فرد بعد از خریدن خرما ،ببینه که واااااااای، چی مییییییخواست چی خرییییییده.

- ضمنا ارتباط تنگاتنگی با چراغ سبز راهنمائی رانندگی داره، که البته این موضوع بیشتر یکطرفه است .

- راهنمائي مهمی كه دراين مورد ميشه كرد اينه كه بگرديد روي صفحه كليد كامپيوترتان به ترتيب، صورت انگليسي حرفهاي" ث ف ش ي " را از طرف چپ كنار هم بچينيد .شاید به یه چیزهائی برسید.

ممكنه، بعضي از افراد باشه كه، هيچ يك از حالت هاي فوق در آن صدق نكنه که بحث در مورد اون افراد ،خارج از محدوده ماست.

 

اگر كسي يا كساني الان نفهميدند معني اين كلمه چيه، بايد گفت که IQ   اونا بیش از حد قویه و بايد در آينده نه چندان دور به خودشون اميدوار باشند .

 تقديم به افراد با ظرفیت  100000000000فاراد .                           
 از طرف :گروهي از خرما فروشان محله نا كجاباد.

نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 2:43

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع: طنز

نویسنده:

روز طبیعت یا سیزده پدر یا کشک بادمجان‏

نمی دونم این نحس بودن عدد سیزده بوده یا تفکر ضد طبعی ما که در چنین روزی همه با هم ‏حمله ای همه جانبه بر علیه این طبیعت بیچاره می کنیم مثل اینکه نحس بودن این روز فقط ‏برای این طبیعت زیبای ما بوده و بس، چون بعد از تموم شدن این روز زیبا و باستانی فقط و ‏فقط تلی از آشغال و زباله است که به جا می ماند و ما این زباله سازهای بزرگ هستیم که باید ‏از هر چشم زخمی در امان باشیم و طبیعتی که در اطراف ماست برای ما زیاد مهم نیست پس ‏حمله به سوی درختان برای درست کردن تاب و شکستن شاخه ها برای درست کردن آتش. ‏این کسی که این گاز رو در خدمت بشریت گذاشت اگه می دید که در چنین روزی از این ‏ماده بسیار مهم استفاده ای نمیشه به خودش زحمت نمی داد که این ماده رو اصلا در خدمت ‏پخت و پز به کار بگیره. حالا وقتشه که بپرسید آخه آدم نا حسابی تو که در حال نصیحت ‏کردنی خودت چه بلایی به سر این طبیعت زیبا آوردی راست هم می گن از حق نگذریم هیچ ‏کاری هم اگه با درختها نداشته باشیم و زباله ای هم اگه درست نکرده باشیم باز هم با خانواده ‏رو شانه زیبای چمن نشستیم و اون رو لگد مال کردیم و من به نوبه خدم از این کرده خودم ‏بسیار نادم و پشیمانم (این هم از محاکمه من). امروز که تموم شد و رفت پی کارش ولی بیاین ‏قول بدیم که این مادر طبیعت رو همیشه دوست داشته باشیم چون فقط و فقط مادره که می ‏تونه فرزندانی برومند رو تربیت و بزرگ کنه و بدون مادر هیچ کسی قادر به ادامه حیات ‏نخواهد بود پس همیشه و همه جا مواظب طبیعت باشیم و کاری بکنیم که مادر طبیعت از ‏دیدن فرزندانش خوشحال بشه نه اینکه خوف بکنه و بترسه لااقل اگه مواظب نیستیم و سهوی ‏کارهایی رو انجام می دیم این اعمال رو از روی عمد انجام ندیم تا این روز زیبا برای همه ‏موجودات روز خوب و خوشی باشه نه فقط برای انسانها که برای همه موجودات زنده و این ‏روز رو برای دیگرون نحس نکنیم پس همه باهم برای داشتن محیطی سبز و زیبا تلاش کنیم ‏حالا میرسیم به اینکه این مقاله چه ربطی به کشک بادمجان داره جاتون خالی روز سیزدهی ‏کشک بادمجون داشتیم آی خوردیم آی خوردیم و خیلی خوش گذشت تا بعد ... .‏

نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 20:38

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] زیارت یا ... .

 موضوع: طنز

نویسنده: کاظمی

زیارت یا ... .

(از جهت طنز)

آدم تو یه جاهایی احساس نزدیکی بیشتری به خدا می کنه و این باعث می شه خواسته هایی رو ‏که تو زندگی داره طرح می کنه. تو این سفری که ما رفته بودیم، مناطقی رو دیدیم که قدمگاه ‏ملائک مقربین و بزرگ مردان خدا بود و این باعث می شد که احساس نزدیکی خاصی به خدا ‏بکنیم. حالا بگذریم از این احساسات و مکانهای خاص. حالا می خوام این قضیه رو از یه ‏جهت دیگه ای بررسی کنم.‏

طبق گزارشات رسیده از جانب منابع اطلاعاتی (آنتن های خاص) که ما در بین زمین و آسمان ‏قرار داده بودیم. اطلاعاتی بدست آمد که بسیار جالب و حیاتی بود. طبق این گزارشات اغلب ‏‏(یا بهتره بگم همه) حاجاتی که از طرف افراد گروه (که همه از دم پسر بودن) مطرح شد ‏راجع به مواردی بود که به زبان ساده تر میشه گفت عشقولانه بود و در مورد طرف های ‏مقابل شون بود. حالا بگذریم از درجه این خواسته ها و اثرات اون (که حتی  باعث بی حالی و ‏بی هوشی بعضی ها شده بود (که به خاطر مسائل امنیتی و حفاظت از جان بی جان خودم از ‏فاش کردن این موضوع بی خیال می شم)) حالا من نمی دونم راز اینگونه بودن خواسته ها و ‏حاجات چیه و چرا بیشتر تو پسرا ظهور می کنه (البته من از گروه اعزامی خانم ها خبر ندارم ‏چون منابع اطلاعاتی ما فقط طیف خاصی از امواج رو می تونستن بررسی کنن (که بیشتر ‏مربوط به گروه خودمون بود)) حالا اگه شما منابع خاصی داشتین و اطلاعات خاص تر و از ‏جون خودتون گذشتین بهتره که این اطلاعات رو دراختیار ما هم بگذارین تا ما هم بتونیم ازش ‏استفاده کنیم.‏

تا بعد

نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 13:40

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] الهی...

 موضوع: سرگرمی

نویسنده: عطری

الهی ...

 

الهی ، به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی ، دریاب که می توانی .

الهی ، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم ، گفتی و فرمان نکردم ، درماندم و درمان نکردم .

الهی ، عاجز و سرگردانم نه آنچه دارم ، دانم و نه آنچه دانم ، دارم .

الهی ، اگر تو مرا خواستی ، من آن خواستم که تو خواستی .

الهی ، به بهشت و حور چه نازم ، مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم .

الهی ، به لطف ما را دست گیرو به کرم پای دار .

الهی ، حجاب ها را از راه بردار و ما را به ما بگذار .

الهی ...

 

نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 0:49

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] عشق یعنی...

 موضوع:

نویسنده: بهزادی
عشق یعنی...

عشق يعني انتظار و انتظار                            عشق يعني هر چه بيني عکس يار

عشق يعني شب نخفتن تا سحر                     عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني ديده بر در دوختن                         عشق يعني از فراقش سوختن

عشق يعني سر به در آويختن                          عشق يعني اشک حسرت ريختن

عشق يعني لحظه هاي ناب ناب                        عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني بنده فرمان شدن                            عشق يعني تا ابد رسوا شدن

عشق يعني گم شدن در کوي دوست               عشق يعني هر چه در دل آرزوست

عشق يعني يک تيمم يک نماز                           عشق يعني عالمه راز و نياز

عشق يعني يک تبسم يک نگاه                         عشق يعني تکيه گاه و جان پناه

عشق يعني سوختن يا ساختن                        عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني همچو من شيدا شدن                   عشق يعني قطره و در يا شدن

عشق يعني پيش محبوبت بمير                       عشق يعني از رضايش عمر گير

عشق يعني زندگي را بندگي                          عشق يعني بندگي آزادگي

نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 18:6

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] ترنم ظهور

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: مختاری

آدینه روزی است که تو می آیی

باز هم دقایق واپسین آدینه ای در گذر است و باز هم اشکهای انتظار جاری ،منتظر باز نیامد،منتظر مهیا نبود ،انتظار بی ثمر بود و ...

سنگین شده ام ، هوا هم سنگین و پر بار است . حتی یارای جنبیدن ندارد ،آخر مولا جان در دریای موهوم افکارمان این جمعه موعود بهار و شاپرک بود ،با خود می گفتم که این آدینه را منور حضورت می کنیم و عالمی را مست ظهورت.

می آیی و فریاد (( انا المهدی )) سر می دهی ،ذوالفقار در دست سوار ذوالجناح ، حدیث نور عشق می پراکنی و مستضعفین را مهمان خوان صلح و عدالت گسترده ات می کنی .

تو می آیی و امسال جشن نیمه شعبان نور مستضعفین را به یمن قدومت در کهکشان مستی و هستی در اوج شور و شعور در کمال نور و غرور و ... بر پا می کنیم .

ولی مولاجان غروب خون فام امروز شرم سارم کرد ، از خودم پرسیدم مگر مهیای میزبانی هستی ؟! مگر تدارک مهمانی دیده ای ؟! مگر تو ... ؟! و مانده ام !!!

آقا جان دلها بی تابند و چشمها در طغیان ، هفت شهر عشق را آذین کرده ایم ، در دریچه های نگاه ، گل شبنم کاشته ایم و در گلوازههای :

کلام ((عجل علی ظهورک )) پرورانده ایم و در هیاهوی وجود ، حدیث سبز انتظارت را رقم می زنیم .

مولا جان می دانیم آدینه می آیی ! ولی مولا هر روز برای منتظران شام آدینه است ...

آدینه روزی است که تو می آیی ، شاید همین جمعه آدینه ای شد و شاید در ماه خدا آمدی !

راستی مولا جان دلم هوای سیب های سرخ کرده است تا در هوای عطرشان بی دل شود . ولی مولاجان ، امروز که تو ما را می دیدی و برحال زارمان دعا می کردی ،ما تو را دیدیم؟

در هیاهوی شهر از کدام گلستان رد شدی ؟ از گلهای محمدی بوییده بودی یا از گل یاس ؟

از زمزم زلال معرفتت به پای نر گس ریخته بودی یا در زیر صنوبر ها آرام گرفته بودی یا زیر نخل ها و یا به اسارت نجف ؟

لاله ها ؟سروها ؟ به غربت بقیغ و مدینه اشک ریخته بودی و یا از سامرا به مسجد النبی رفته بودی یا مشهد الرضا ؟ در جمکران بودی یا در بیت ا...؟

ولی مولا جان باز هم در انتظارت ،سبز می مانیم.

روزی تو خواهی آمد          از کوچه های باران

سید جابر غفاری

نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 6:0

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] یا مهدی

 موضوع: کارت پستال

نویسنده: کاظمی

نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 21:5

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] تو اسطوره قدرتی

 موضوع: مذهبی

نویسنده: کاظمی

(یه مقاله از علیوارم)

تو اسطوره قدرتی؛

بارها و بارها درباره مقاومت کردن کتاب خونديم، مطلب خونديم، وبلاگ تهيه کرديم و يا در بين دوستانمون بحث کرديم و اسم يا منابع کتابهائی رو که خونديم همراه با اسم نويسندشون رو به هم معرفی کرديم.اما فکر می کنم شايد معدودی از ما در زمانهائی که بايد نشون بديم مرد عمل هستيم، تونستيم توی اون موقع ها خودمون رو کنترل کنيم و به آن چيزی که خونديم عمل کنيم!

واقعاً ما اين مطالب رو می خونيم که کجا ازشون استفاده کنيم؟ آيا شده در زمان عصبانی شدن و يا داشتن يه مشکل حاد ياد مطالب و آن چيزهائی که آموخته ايم بيافتيم و ازشون برای کنترل شرايط بوجود آمده استفاده کنيم؟

من خودم اعتقاد دارم هنوز نتوستم که کاملاً توی اين موضوع خودمو راضی کرده باشم. هر چند مثل همه ادمهای دنيا منم مشکلات خاصی داشتم که برای خودم، حل کردنشون خيلی مهم بوده و حتی شايد برام يه ارزش هم بوده که سعی کردم توی حل کردنش از تجاربم استفاده کنم اما هنوز راضی نيستم.

اما دليل اصلی نوشتن اين مطلب اين بود که خدا يه نفر رو توی زندگيم گذاشت که واقعاً اسطوره انجام دادن تمام مطالبی هست که من درباره مقاومت و ايمان داشتن به موفقيت و تغيير سرنوشت خونده بودم طوری که به اين باور از ته دل رسيدم که قدرت انسان فراتر از آن چيزی هست که فکر می کنه .

او در مقاومت و توکل به لا غير از خدا يک نمونه و اسطوره کامل هست.

خداوند فردی رو توی زندگی من قرار داده که دکترها گفته بودن او 3 ماه پيش بايد سفر را آغاز می کرده و با تعجب به من می گن اين اتفاق که او در حال بهبود هست و داره بهتر ميشه چيزی به غير از معجزه نيست.

تعجب از قدرت خدا گناه، اما تعجب من از ايمان اين شخص به اينکه اين شرايط براش نمی تونه باعث تموم شدن هر چيز باشه جالب تر هست. چون ما همچين آدمهائی رو که به اين باور رسيده باشن و عمل هم بکنن، خيلی کم داريم.

او ايمان داره که قدرتی فراتر از آن چيزی داره که فکرش رو می کنه . او ايمان داره يک بيماری که او را آگاه کرده که بايد بروی، نمی تونه اون رو در مقابل زنده بودن و زندگی کردن سست کنه. او بی نظير است.

او روحيه بالائی در زنده بودن و زندگی کردن داره. او اعتقاد داره خداوند در دستان او هست و کائنات بايد برای هجرت او از خود او اجازه بگيرن.

او به خدا گفته بايد من رو زنده نگه داری و اين حرکت در مقابل پروردگار، دنيائی شجاعت می خواهد.

او به هر آنچه خوانده ايمان داره و در ميدان جنگ در حال اجرای تاکتيک و تکنيک هائی هست که آموخته و واقعاً چه دانشجوی عالی بوده که الان استاد من و خيلی از افراد ديگر شده.

او زنده مانده و با توکل به خدای بزرگ و توکل به اصل شناخت انسانيت خودش، همچنان در حال مبارزه هست و نتيجه هر چيزی باشه، او نشان داده که پيروز ميدان بوده. او فوق العاده است.

اگر خدا بايد نشانه ای را برای ما بفرسته که به من توکل کنيد و من را صدا کنيد، بايد بگم اين دوست ، همان نشانه و آيت هست.

دوست من، به من نشان داد که معجزه فقط برای محمد و عيسی و ابراهيم نبود و معجزه در دل و خواستن اون هست.

اين دوست به من نشان داد که دم مسيحا در هر کجا و در هر کس می تواند دميده شود و يا خود، دمنده آن باشد چرا که همين مسئله باعث شد تا من به خدای خودم نزديک تر بشم و خدا رو يکبار ديگه بهتر نگاه کنم.

دوست من! من باتو پيمان می بندم که در اين مسير که تو در جنگ و آزمايش الهی قرار داری و در حال انجام آموخته های خود هستی ، با تو خواهم بود. چون ايمان دارم اين موضوع می توانست برای من اتفاق نيافتد و من با تو اشنا نشوم، اما افتاد و افتخار آن را دارم که تو را بشناسم تا به قدرت خدا
منبع: علیوارم

نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 19:38

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ]

 موضوع:

نویسنده: بهزادی
سالروز شهادت علی ابن موسی الرضا (ع) بر شما خوبان تسلیت باد.

ديروز که سري به سايتها ميزدم اين متن را در يکي از آنها ديدم ، من که خوشم اومد واسه شما هم مي نويسم: بخونيد
پنجره هاي خيال را که بگشايي،توهمي از ستاره باران آسمان مهتابي شب، شکل مي گيرد
در نمايش رقص گون نور،ناز شب بوهاي سپيد را در گردش تخيل خود حس مي کني
پنجره ي خيال را که بستي... آري
توهمي بيش نبود و آن هم گذشت
شب وقتي بي ستاره باشد و دل آسمان وقتي گرفته،هوا وقتي ابري باشدو چشمان ابر اشک باران
ديگر جز از توهم و خيال ، حقيقتي نيست تا تو را در دنياي زيباي احساس پرواز دهد.و
تنها تو مي ماني و برهوتي از تصور...

نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 13:25

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] دل شکسته

 موضوع: بیقراری ها

نویسنده: عطری

« دل شکسته »
 

سر پنجه به چشمانم بگرفتم و بستم چشم .پیشانی خود پنهان بر پنجه خود کردم ، تا داغ شکستم را از خلق کنم پنهان . اما تو که می بینی ، تو که می دانی ،

تنهاترم از تنها ، ای یاور بی یاران.

 

نه دلم از تو جلا دارد ، نه در سینه صفا دارد.اندوه غروبی نیست ، امید به فردا چیست . امشب غم و فردا غم ، بی عشقم و بی عالم ،

تنهاترم از تنها ،ای یاور بی یاران.

 

این دست من و این تو ، بس کن دگر این بازی ،آخر به چه می نازی خود می شکنی آسان ، هر چیز که می سازی.تا با تو در آمیزم خردم کن و خاکم کن ،از صحنه این گیتی محوم کن و پاکم کن،

تنها ترم از تنها ،ای یاور بی یاران.

 

خدایا خوف می گویند ،پریشانم ، پریشان . مرا بی آنکه بخواهم اسیر زندگی کردی ،تو مسئولی خداوندا به این آغاز پایا نی ده ،

تنهاترم از تنها ، ای یاور بی یاران.

نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 15:23

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] ای نزدیک

 موضوع: عاشقانه

نویسنده: عطری

Image hosting by TinyPic

ای نزدیک

در نهفته ترین باغ ها ، دستم میوه چید . و اینک ،شاخۀ نزدیک ،  از سر انگشتم پروا مکن . بی تابی انگشتانم شورربایش  نیست، عطش آشنایی است. درخشش میوه ! درخشانتر. 

وسوسۀ چیدن در فراموشی دستم پوسید . دورترین آب ریزش خود را هم فشاند.پنهان ترین سنگ سایه اش را به پایم ریخت.ومن ، شاخۀ نزدیک !  

از آب گذشتم ، از سایه بدر رفتم .رفتم ، غرورم را بر ستیغ عقاب آشیان شکستم و اینک در در خمیدگی فروتنی به پای تو مانده ام .خم شو ،شاخۀ نزدیک!                                                  

« سهراب سپهری »

نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 22:16

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] بگو...

 موضوع: عاشقانه

نویسنده:

بگو...

چشمهایت را بگشا، باز باز آنقدر فراختر تا بتوانم چیزی را که به دنبالش هستم از درون آن پیدا کنم چیزی که بخاطر آن رویاهایم را که هرگز از یاد نبرده بودم فراموش کردم و تو را ای واقعیت مجسم در ردون قلبم جای دادم نه در گوشه ای از قلبم که قلب من همه و همه اش جایگاه توست افکارم دیگر به فرمان من نیستند با این که شنیده بودم دل و مغر کاملا از هم مجزا هستند ولی دیگر افکارم فقط و فقط در اختیار دلم است که آن هم در اختیار توست و جایگاه تو. دیدیم، دیدم چیزی را که باید میدیدم در درون چشمانت دیدیم ، دیدم که قلب تو هم برای من می تپد و مأمنی برای دل خسته و رنجور من است.نه نه اصلا این درد و رنج از برای تو و از طرف تو نیست که تو فقط اوج لطافتی و اینها را در تو راهی نیست که  این دل من است که دیگر طاقت نگهداری باری چنین سنگین را ندارد .باری  بنام عشق.پس میخواهم از تو ای دردانه هستی از صمیم قلب و از تمامی قلبم میخواهم که اجازه دهی تا این امانت گرانبها را به دست امانتدار زبانم بسپارم تا بازگوید آنچه بر او رفته است تا باری از آن کاسته شود و سبکبارتر در هوای تو به پرواز در آید و بگذار بگویم ، بگذار بگویم که از اعماق وجودم دوستت  دارم  و این دوستی نه برآمده از زبان من که همراه با تمام وجودم است عشق من به تو نه عشقی حقیر و خاکی که ملکوتی است و تو هم این را میدانی پس لبهایت را بگشا باز کن پنجره دلت را و آنچه درآن است بیرون بریز تااین دل من آرام گیرد آرامشی که بعد از طوفان عشق باشد زیباترین آرامش هاست بگو، بگو و با صدایت گوشهایم را نواشگر باش بگو که تو هم دوستم داری بگو که دوستم داری تا غنچه عشق در دلم شکوفه بزند و من فقط همین یک لحظه را در زندگی به خاطر خواهم سپرد و بس حتی بعد از مرگ پس بگو ......

نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 14:23

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] آصطلاحات رنگى انگلیسی

 موضوع: آموزشی

نویسنده: عطری

                                  Color Idioms 

 

- With flying colors: use when we have a great success great.

هنگامی که چیزی را با موفقیت کامل انجام دهیم،از این اصطلاح استفاده می کنیم.  

- Tickled pinks : use when we are very pleased or thrilled about something.

از این اصطلاح هنگامی که از یک چیزی خیلی خوشحال هستیم، از این اصطلاح استفاده می کنیم .

 

- Out of the blue : use when we face unexpectedly thing and we surprise about that.

هنکامی که با یک چیز یا واقعه غیر منتظره ای روبرو شویم که ما را غافلگیر و شوکه کند از این اصطلاح استفاده می کنیم.

 

- Grass in greener :  use when our things or circumstances seem better than somewhere else.

هنگامی که ما احساس کنیم  افکار و شرایط ما در یک مکانی مناسب تر از مکانهای  دیگر باشد،  از این اصطلاح استفاده می کنیم .

 

- Green with envy : use about persons that they are very jealous and full of the envy.

هنگامی که ما به افراد دیگر در هر زمینه حسودی کنیم ،از این اصطلاح استفاده می کنیم. 

نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 0:37

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] یه تنوع کوچیک

 موضوع: طنز

نویسنده: خدابخش
همون طوری که دل خانم بهزاذی گرفته امروز برای من هم یه روز بی حال عید بود.مهمونی ها تموم شدن وتلوزیون هم شدید زده تو راستهء فیلم هندی حالا تو وضعیت فکر کنین ادم تو خونه تنها هم باشه.فکر کردم درست نیست توی غوغای متنهای مثبت بچه ها این متنو بنویسم ولی نوشتم.

این نوشتهء یکی از دوستام با اسم مستعار آرامیس(خارج از دانشگاه ماست.)که تو گاهنامهء خودشونم (حرف حساب) چاپ شده.متن عربی فارسیه.

العاشقیه

ان الازدواج امر میمون الذی یحتاج بها هر پسری (و هکذا هر دختری)بالخصوص فی ایام الجوانی و هو مشتمل بر مراحل مختلفه من جمله العاشقی والخواستگاری و نامزدی و العقد والعروسیه والطلاق.

و الان صحبت فی پیرامون النحوه العاشقی:فی هذه موضوع موجود نظرات مختلف بین العلما.

فی طریق اول:جوان العلاف میگردد فی خیابان فی حال راسه پایین وفکره فی هپروت و فی ۱ لحظه راسه بالا و یعاشق بالاولین الدختر یشاهد لا به یک دل بلکه صد دل .و علما یقولون به هذه الشیوه (روش شانسیه)

فی نوع دیگر الفرد العاطل والباطل می ایستد سر کوچه و ینظر الی هر فرد الذی رد می شود و یتداوم این کار الی وقتی که هو یعاشق الی یک نفر بدتر از خودش.

نوع جدید منا لعاشقیه بوسیله الاینترنت رخ می دهد فی الموقع چت علی هذه.

فی هذه الروش الجوان یعاشق بالذی یتیاتب(تایپ می کند)الغات بالناز و العشوه فی حال لا یشاهد المعشوقه.

لا جرم الجوان باید باشد المحتاط فی هذه الروش چرا که الذی یتیاتب با ناز و اذا یمکن باشد فرد با سبیل به این هوا.

 توجه داشته باشید که فقط یه شوخی بود.

نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 21:27

Darkhati.com cartpostal

نظرات:  
 ] سوغات سفر

 موضوع: مذهبی

نویسنده: کاظمی

سوغات سفر

رفتیم و برگشتیم با همه سختیهاش ساختیم، شیرینیهاش رو چشیدیم، دیدیم و دیدیم، دیدیم که ‏فرزندان این آب و خاک و سرزمین جونشون رو توی طبق اخلاص گذاشتن و تقدم درگاه خداوندی ‏کردنو اینها فقط به عشق آقاشون بود به عشق آقا و سروری که فقط صدا و نفس اون بود که نفس ‏همه رو یکی‎ ‎‏ می کرد صدایی که از درون همه رو صدا می کرد صدای هل من ناصر ینصرنی ‏سرخ کفن دشت تفتیده و ما رفته بودیم کربلا کربلای فرزندان این آب و خاک که نه 72 نفر نه ‏‏720 نفر نه 7200 نفر که خیلی بودند خیلی زیادتر از اونی که تصورش رو بکنی در حورهاییی ‏که گذشتیم در غبار جاده هایی که پشت سرمون جا گذاشتیم در غروب سرخ خورشید نشان از ‏مردان بی ادعایی بود که هنوز هم ما رو نظاره می کنند. توی نیزارهای هویزه و شلمچه و طلائیه ‏از تو نیزارها صداهایی می اومد، صدای مهدی، حمید، حسن و خیلی های دیگه که ما رو صدا ‏کردند برای دیدن صحنه های بزرگی که آدم های خاکی و کوچیک با روحی به عظمت اقیانوس ها ‏خلق کردند و من اون صدا ها رو همراه خودم دارم و با گوش جان شنیدم تا هیچ وقت فراموشم ‏نشن. وقتی به ورودی خرمشهر رسیدیم محمد اونجا تو ورودی شهرش انتظارمون رو می کشید تا ‏بهمون بگه که اینجا خیلی پاکه، پاکتر از روح کبوتر سفید قصه ها و جاییه که ملائک خاک اونجا ‏رو لمس کردند. تو گوشم گفت وضو داری برادر؟! بدون وضو به حریم و قدمگاه فرشته ها پا نذار ‏و من تمام وجود خودم رو با آب معرفت دیدگانم شستم تا به چشام یاد بدم نا دیده هایی رو ببینند که ‏با چشم عادی نمیشه دید. رفتیم و رفتیم بدنبال کسی که صدا می کرد و دور می شد و دیدیم ‏چیزهایی که آدمهای بی ادعای این سرزمین که عشق به اون آمیخه با جونشونه خلق کرده بودند. و ‏ما کوله باری داریم سنگین که بر پشتمون گرفتیم و این کوله بارمون رو آوردیم تا باز کنیم بر ‏روی سفره سبز بهار و لاله های سرخ رو وسطش بذاریم و بگیم این سوغاتی ماست از گلهای ‏سرسبز این سرزمین که جونشون رو کف دستشون گرفتند و برای وطنشون گل کاشتند و الان ‏مطمئنم که پیش خدان و روزی خور درگاه لایزال خداوندی اند پس ای ذهن فراموشکار من هرگز ‏فراموش نکن دلاوری های فرزندان سرزمینت را دلاوری های باکری ها ،چمران ها، تجلایی ها ‏و مردان بی ادعا و خاکی  و خاکی و خاکی ... که مأمنشان خاک است. و لالایی های من بدرقه ‏خواب شما ...‏

«امیداوارم تونسته باشین حدس بزنین این برادری که موشک آر پی جی رو به طرفتن نشونه رفته کیه»